فاجعه مجازی
نقدی بر روابط عاشقانه مجازی

فاجعه مجازی

نویسنده : Nasrin-A

با یه شماره‌ی ناشناس پیام داده بود که: من «سینم» اینم شماره جدیدمه. یه سالی میشد که ازش خبری نداشتم. آبان پارسال بود که زنگ زد و گفت پدرم تصادف کرده و الانم توی بیمارستانم. حرف حرف آورد تا رسیدیم به ازدواج. گفت هنوز منتظره که «الف» برگرده. می‌گفت هر روز از جلوی مغازه‌اش رد می‌شم و چشماش بهم میوفته و میخ نگاهم می‌شه. ولی مادرش قسمش داده که اگه سمت من بیاد شیرش رو حلالش نمیکنه!

گفتم: «حرف‌های خنده‌دار نزن؛ تو بعد رفتنش اونقدر شیر شده بودی که حاضر بودی با هر کسی باشی تا حالش رو بگیری؛ چطور هنوز منتظری برگرده؟» گفت: «فقط برای رها شدن از حس تنهایی بود وگرنه دلم هنوز گیره اونه. دلم گواهی میده که یه روزی برمی‌گرده.»

بعد بیست و چند تا پیام رد و بدل کردن، مکالمه رو رها کردم و نشستم با خودم فکر کردم اگه جای «سین» بودم چیکار می‌کردم؟ اگه به بدترین شکل ممکن تحقیر می‌شدم، اگه از زندگی چهارساله یه نفر پرت می‌شدم بیرون چیکار می‌کردم؟ هنوزم هدیه‌هاش رو نگاه می‌کردم و پیراهن یادگاری‌اش رو بو می‌کشیدم و شب‌ها برای برگشتنش فال حافظ می‌گرفتم؟

اگه اونی که چهار سال حس و حال و جوونی‌ات رو باهاش سپری کردی به خاطر حق مادر فرزندی تو رو کنار بذاره چه حسی بهت دست میده؟ از دور نشستن و احساسات و روابط آدم‌ها رو قضاوت کردن خیلی راحته. زمان تغییر کرده و این روزها خیلی‌ها عشق رو توی رابطه‌های بی‌دوام تجربه می‌کنند. ولی سستی یه رابطه و نداشتن حاشیه امنیت باعث نمی‌شه حواست به احساسی که پای دلت می‌ریزی باشه. باعث نمی‌شه کنترل شده رفتار کنی، چون هنوز هیچی به هیچی نیست!

اون میگه: «دوستت دارم» و تو میری تا اوج آسمون‌ها. اون از زندگی رویایی که قراره برات بسازه حرف می‌زنه و تو تا عروسی نوه‌هاتم رویا می‌بافی. اون از عدم وجود مشکل می‌گه و تو هر لحظه دلت رو از عشق اون آدم پر و پرتر می‌کنی. ولی یه روزی خسته می‌شی از رابطه پیامکی، از رابطه خیابونی، از رابطه کافی‌شاپی؛ دلت هوای سقف می‌کنه. دلت هوای آرامش دونفره می‌کنه. دلت می‌خواد بوسه‌های عاشقانه‌اش از توی پیامک‌ها بیرون بیاد و بشینه کنج لبت و آغوشی که توی پیامک‌هاش برات باز کرده توی آشیونه دو نفره‌ات باز بشه.

دلت میخواد نه یواشکی و با ترس که با صدای بلند بهش بگی «دوستت دارم...» اینجاست که خیر و شر آدم‌ها هویدا میشه. این‌جاست که خیلی‌ها جا میزنن و ترجیح میدن بوسه‌های مجازی بفرستن و آغوش مجازی باز کنن؛ اما خودشون رو درگیر یه سقف نکنن. اما حساب این رو نکردن که تو احساست مجازی نبوده؛ تو رویاهات مجازی نبوده؛ حساب نمی‌کنن تکلیف خاطره‌های دو نفره چی میشه؟ تکلیف رویاهای عاشقانه چی میشه؟ تکلیف لباس عروس با دنباله بلند چی میشه؟!

یه روز از خواب بیدار میشن و تصمیم می‌گیرن به جای این‌که مرد محبوب تو باشن؛ پسر خلف مادرشون بشن. پس یه تیر خلاص می‌زنن به عمر تو و همه عاشقانه‌هایی که تو دلت جوونه زده و میرن پی کارشون!

حالا تو میخوای شب‌ها تا صبح پیام‌های عاشقانه‌اش رو دوره کن و اشک بریز؛ می‌خوای تا چند ماه براش پیامک‌های عاشقانه گریه‌دار بفرست؛ می‌خوای خودت رو از زندگی و رویاهات بکن و برو تو فاز افسردگی کردن!

فرقی نمی‌کنه اونی که رفته دیگه رفته و این ضجه مویه‌ها برای تو زندگی نخواهد شد! پس تصمیم بگیر اراده کن قلبت رو خالی کن از همه آدم‌هایی که ظرفیت وجودشون در حد همون پیام‌های عاشقانه‌ای ست که شب‌ها برات می‌فرستن. خالی شو از عشق آدمک‌هایی که نه غیرت عاشقانه دارن نه تعصب مردانه! فرقی نمی‌کنه دستت رو توی مسیر دانشگاه گرفته باشه یا توی پارک؛ فرقی نمیکنه تو چت باهاش آشنا شده باشی یا توی خیابون؛ تا وقتی زن نشدی انتظار نداشته باش یه مرد بیاد سراغت که وجودت براش ارزشمند باشه!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/١٦
١
٠
چه جامعه ای ساخته، این عشق بازی های مجازی واسمون :(
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٦
١
٠
متاسفانه
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/١٦
١
٠
این عشق نیست فاجعه ی قرن آهن است ، من بودنی که عاقبتش نیست بودن است ...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٧
١
٠
فاطمه جان همه ی انسان های عاقل این حرف تو رو قبول دارن ولی خیلی ها مبتلا شدن به این نوع روابط و نمیشه کتمانش کرد.
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١٦
١
٠
آه و فغان از این فاجعه!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٧
١
٠
چیزی فراتر از آه و فغان
Vania
Vania
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
این اتفاق رو نمیشه یه طرفه دید. هم پسری که دختری رو دلبسته خودش میکنه و بعد میره پی زندگیش و هم دختری که راحت دل میسپره هردو مقصرن.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٧
١
٠
وانیا جان آگه دقت کنی بند آخر نوشتم تا وقتی زن نبودی انتظار نداشته باش مردی سراغت رو بگیره. متن اصلا جنسیتی نیست. فقط یک نگاه ازاد به این نوع روابطه.
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
خیلی خوب بود :) متاسفانه این اتفاقا منجلابیه که خیلیا افتادن توش...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
ممنون فریده جان. بله متاسفانه خیلی ها مبتلا هستند به این نوع روابط
سحر
سحر
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
فقط از ته دل دعا می کنم کسی درگیر این روابط نشه چون بیرون اومدن ازشون کار حضرت فیله....چون پای عشق و علاقه میاد وسط.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
فکر میکنم تنها با دعا کاری از پیش نخواهیم برد. باید یه کار جهادی انجام بشه توی این زمینه.
غزاله رضایی
غزاله رضایی
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
قبول دارم همشو .. احسنت .. موضوعی رو مطرح کردین ک اهمیت داره ..
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
ممنون غزاله جان
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤