فقط تغییر کن، همین!

فقط تغییر کن، همین!

نویسنده : r_saba

چند نفر از دوستانم قبل از رفتن به دانشگاه موسیقی را به خود حرام کرده بودند که در ایام دانشجویی با شدت بیشتری حلالش کردند و چند نفر دیگر نیز کاملا برعکس، قبل از دانشجویی حلال بود و بعدش حرام شد.

حالا نمی‌دانم این دانشگاه کدام‌شان را از رجیم به رحیم آورده و کدام را از رحیم به رجیم برده است.

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کند

(فاضل نظری)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
خیلی فاضل نظری زیبا گفتن اما چرا موسیقی رو رجیم میدونن خیلیا ؟؟؟
h_vafaei
h_vafaei
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
خیلی ها هم نمی دانند
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
ما رو که فعلا به جیم آورده،
n_rezaei
n_rezaei
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
به نظر منم موسیقی گوش دادن یا ندادن خیلی معیار خوبی برای رجیم بودن یا رحیم بودن نیست.
h_vafaei
h_vafaei
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
من هم همین نظر را دارم:)
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
مطمعناً موسیقی(چه شنیدن و چه خلق کردن) هیچ کدوممصداق رجیم بودن نیست....به نظرم شما بیش از حد تحت تاثیر این بیت فاضل قرار گرفتید.. :)
h_vafaei
h_vafaei
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
اگر یک بار دیگر متن را بخوانید متوجه می شوید که این دوستان خودشان موسیقی را به خود حلال یا حرام کرده اند،نه من.
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
موسیقی خوبه به شرطی واقعا حس آرامش ولذت به شخص بده نه از این ترانه های بی محتوا که نه فعل داره نه فاعل نه معنی.
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
به این جور افراد باید متذکر شد : خیر الامور اوسطها ... نظر دادن در مورد موسیقی کاملا بستگی به نوعش داره
Vania
Vania
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
موسیقی هم ازون مواردی که هرکس یه نظری میده راجع بهش. یکی حرام اندر حرام میدونه یکی هم حلال حلال هرجور باشه هم فرقی نمیکنه. رجیم و رحیم بودنمون بسته به یه نقطه نباشه انشااالله
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤