تو را هر کس به سوی خویش خواند
وقتی حوصله‌مان سر می‌رود چه کار کنیم؟

تو را هر کس به سوی خویش خواند

نویسنده : مهدی معتمدی

حتما شما هم تا به حال حوصله‌تان سر ریز گشته و چه معلوم همین الآن هم این‌طور باشد. یافتن چیزی که عشق بیافریند و بی‌حوصلگی را لِه کند! سخت‌ترین کار انسان در عالم است. آیا راه حل دقیقی وجود دارد؟ بسیاری می‌گویند راحت شدن! آن‌ها همیشه به دنبال راحت شدن و تمام شدن می‌دوند. آدم‌ها بارها به خودکشی و خداحافظی با جهان فکر می‌کنند. اما آیا باید این را راه حل، حساب کنیم؟ با توجه به این‌که اگر صبر کنیم با مرگ طبیعی و بسیار شیک! از جهان به بیرون پرتاب خواهیم شد، پس عملاً این راه را منهدم شده حساب کنید.

اگر بگوییم هیچ چیزی از زنده بودن نصیب‌مان نمی‌شود ممکن است بی‌رحمانه باشد. درست است که یافتن هرچیزی که به گرم‌شدن سرمان کمک کند، در نهایت فقط نیاز به تفاوت را به ما نشان می‌دهد، اما همین نیاز به تفاوت است که به انسان بودن معنی می‌بخشد.

من کبوتری را می‌شناسم که هیچ وقت از پرواز دست نکشید

گربه‌ای که از گشت و گذار در کوچه‌ها حالش به هم نخورد

مورچه‌ای که هیچوقت نگفت دیگر خسته‌ام

و زنبوری که هنوز هم عسل پختن را رها نکرده

اما آدم‌ها، این موجوداتِ باحال! که تنها یک چیز را بلدند: تغییر. تمام حیوانات، نمونه‌های کاملی از زندگی هستند، حال تکلیف انسان چیست؟

نه من، نه شما و نه هیچکس، نمی‌دانیم هدف این هستی چیست؟ البته خدا خودش گفته که «من کار بیهوده انجام نمی‌دهم» از طرف دیگر همین خدا گفته «تمام موجودات در حال پرستش من هستند» و حال اگر به رفتارهای موجودات بنگریم همه‌ بر اساس غرایزشان عمل می‌کنند.

تو را هر کس به سوی خویش خواند / تو را من جز به سوی تو نخوانم (مولانا)

و با این کلام، خلاصه تمام کلام‌ها را ساختم به طوری که آماده بهره‌برداری است. کاری را انجام بده که برایش آفریده شدی. همین.

حال هم من و هم شما و هم همه می‌دانیم که باید همانطور باشیم که هستیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
بسیار عالی..درود بر شما
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
متشکر از محبتتون
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
ممنو ن ازمتن زیباتون
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
سپاس از لطفی که دارید. زیبایی واقعی در درون شماست...
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
ما میگیم هر آدمی تو زندگیش یه رسالتی داره که باید بره دنبالش و اگر هر آدمی واقعا بره دنبال رسالتش اونوقت جهان میشه گلستون ... ممنون بابت نوشته ی خوبتون :)
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
دقیقا... آن آرمان شهری که شاعران از آن صحبت میکنند همانجایی است که هر کس موسیقی درون خودش را می‌نوازد... متشکرم از اینکه نظرتان را نوشتید.
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
جمع بندی زیبایی بود ...ممنون از مطلبتون
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
سپاس از توجهی که کردید.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣