گوش، دهان، بینی و دیگران

گوش، دهان، بینی و دیگران

نویسنده : ساده

تا به حال چند بار خدا را به خاطر نعمت‌هایش شکر گفتیم نعمت‌هایی که به انسان نزدیک‌اند ولی دیده نمی‌شوند و فقط با چشم مسلح! نه ببخشید با چشم بصیرت می‌شود آن‌ها را دید.

یکی از این نعمت‌ها دهان است، که به هنگام نیاز با تُفِ دهان اجسامی را به اجسام دیگر می‌چسبانیم؛ در بعضی اوقات هاه کرده و آینه را تمیز می‌کنیم؛ در میزبانی از میهمان خمیازه‌ای کشیده و میهمان را روانه خانه‌اش می‌کنیم؛ با فوت کوزه‌گری چای سرد کرده، فلوت زده و یا بخاری و اجاق زبان بسته را روشن می‌نماییم؛ دیده شده در بعضی موارد ناچیز هم با آن غذا می‌خورند.

و اما زبان، همان زبانِ بی‌زبانِ مادر مرده که حلال بسیاری از مشکلات است و کاراییِ بس عجیب ناک دارد. در ادارات پست از آن برای چسباندن تمبر بر روی پاکت استفاده می‌کنند؛ در هنگام رانندگی در تقاطع آن را به ارتفاع سه متر از درون دهان بیرون آورده و برای گردش به راست یا چپ آن را بالا و پایین می‌برند؛ در هنگام خطر، برای در امان بودن جان خود با آن نیش می‌زنند و در پاره‌ای اوقات طرف مقابل را می‌گزنند؛ دیرینه شناسان از روی جسد آدم پی به قدرت تکلم توسط زبان هم بردند.

گوش، گوش عنصری است قیفی شکل که در دو طرف سر قرار دارد که دانشمندان بعدها لوله‌ای باریک و مویی شکل را در وسط آن دو کشف کردند. این سیستم همانند سیاه چاله عمل کرده و همه فرامین و پند و اندرزها را از یک طرف داخل و به سرعت نور از طرف دیگر خارج می‌کند طوری که مغز هیچ گونه عکس العملی نسبت به آن نشان نمی‌دهد. تنها کاربرد گوش، چسباندن آن به دیوار و نشیندن حرف‌های همسایه می‌باشد، دانشمندان خاطر نشان کردند که با چسباندن یک گوش به دیوار، گوشِ دیگر نیز بسته شده و صداهای اطراف به طور دقیق به مغز منتقل می‌شود.

بینی، مطالعات نشان داده که نه تنها چشم‌ها و زبان قادر به حرف زدن هستند بلکه بینی هم این توانایی را دارد و تا لحظه نوشتن این متن توانسته کلمه مفیدی را بازگو کند؛ کلمه‌ای که همه به گفتن آن عادت دارند، به طور مثال در هنگام پرسیدن اینکه چایی میل دارید؟ می‌توانید بینی را جمع کرده و به عقب بکشید، در این هنگام کلمه‌ی «نه» ادا می‌شود و طرف مقابل کاملا در جریان قرار می‌گیرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
کشته مرده ی تاربخ مطلبم، ۱۳ خرداد ساعت ۱۳ :-)
i.forouzan
i.forouzan
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
خخخخ... مشکوکه ها...
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
مشکوک چیه، تاریخ به این قشنگی خخخ
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
13بود که میگفتن نحسه، نه؟ خخخخ
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
نه
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
یک انسان فرهیخته ای بود ی جمله ی خیلی خوبی داشت، میگفت : "باید همیشه مراقب چیزهای مفت بود ..." :) ، همین چیزهایی که شماهم گفتین راحت بدست اومدن اما نباید راحت خرجشون کنیم ... مرسی :)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
احیانا همون بنده خدایی نیست که میگه: مال مفته بزن بیفته؟ خخخ. ممنون که خوندبن
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
واقعا خدای را سپاس بابت این همه نعمت خوب و مفید!
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات و در هر نفسی دو نعمت موجود است و در هر نعمت شکری واجب ( از دست و زبان که برآید کز عهده ی شکرش بدر آید ) :)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
خواجه عبدالله انصاری رو آوردین جلو چشام خخخ
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
مرتضی، اینا مال سعدی بود!
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
دست چقد زیاد شده، تا دیروز خواجه عبدالله انصاری اینا رو می گفت الان سعدیم اضافه شده خخخ
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
خواجه عبدالله انصاری گفته
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
سعدی گفته! عه؟ سال سوم دبیرستان درس اول! سعدی! سعدی! خواجه عبدالله انصاری کجا بود؟
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
سعدی!
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
سال سوم که هنرستان بودم ادبیات نداشتین به گمونم ولی به خواجه عبدالله انصاری بیشتر شبیه ، در کل به قول امام علی: نبین کی گفته ببین چی گفته.
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون جناب مرتضی قسمت بینی رو که خوندم کلی خندیدم از تصورش :)) قلمتون نورانی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون لطف کردین خوندین
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
قسمت بینی و گوشش جالب بود وقتی برق میره واقعا قدر این دوچشم رو میدونم دنیا واقعا سیاهه سیاهه.خداروشکر واسه نعمتهاش.ممنون
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون، بله به نظر منم چشم مهمترین عضو بدنِ.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/١٣
١
٠
با بینی نه گفتن :))
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
١
٠
گفتم دیگه، آخرین بندِ :-)
میرزا
میرزا
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
سلام؛ آقا مرتضی حرف نداشت نوشتتون! عنوانش هم خیلی خوب بود، منتها از نظر ویرایش مشکلاتی داره که اگر خواستین یک به یک تقدیمتون می کنم :)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
سلام جناب میرزا، ممنون که اومدین و خوندین. به قول آقای فکری همون وقت که حس و حال نوشتن دارین و نوشتنتون میاد بنویسین که در این مورد رعایت کردم و قرار بود مطلب هم طولانی تر بشه ولی بعد نوشتن متاسفانه ولش کردم و دیگه حوصله ی ویرایش نداشتم برای همین این شکلی شد، بله حتما با کمال میل خوشحال میشم ایراداتشو بگیرین :-)
میرزا
میرزا
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
حب اگه حوصلۀ ویرایش نداشتین فرق می کنه، من فکر کردم متن نهایی رو گذاشتین، در این صورت اشکالی نیست :)
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
جالب بود .. حرف زدن بینی باحال بود ...فک کنم همه امتحان کردن خخخخخخخخخخخخخ
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون که خوندین، بینیه دیگه کاریش نمیشه کرد خخخ
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
میگن زبون سرخ سر سبز و به باد میده یا میگن دهان گلخانه فکر است یا میگن از کوزه همان برون طراوت که در اوست و... البته فقط میگن که البت حق میگن.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون که خوندین، بله درست میگن:-)
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
خییلی خوب نوشته بودید :))
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون که خوندین. دیگه اینجوراهم نیست:-)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
..بعضی اوقات با خودم میگویم شکرت خدا جون که به من لیاقت دیدن...دیده شدن..فهمیدن با دیدن..تجربه دیدن..لذت دیدن را دادی
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
جالب بود.خسته نباشید
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون، سلامت باشید.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣