آنتراک
#دوران_خوش_کودکی #یادش_بخیر #

آنتراک

نویسنده : راتا

یه وقتایی توی زندگی حس می‌کنی خسته شدی. حس می‌کنی کمه یه چیزایی میون لحظه‌هات. یه وقتایی حس می‌کنی نیازداری به یه آنتراک میون سنگینی حجم درس‌های زندگی تا رها کنی فکرت رو، قلبت رو و شاید روحت رو!

درست همون موقع‌هاست که میاد لحظه لحظه خوشی‌های زندگی گوشه ذهنت. شاید خاطرات قشنگه بودن کسی که وجودش آرامش می‌داد به قلبت! اون لحظه‌هاست که سقف آرزوهات کوچیک می‌شه به اندازه خاطرات خوش گذشته.

اون لحظه‌هاست که یادت میاد وقت امتحانای آخر سال، یه دفتر خاطره با یه روبان صورتی  همرنگ رویاهای دخترونت، همیشه همراهت بود و امروز با ورق زدن همون دفتر انگار کوچکتر میشی به اندازه دلخوشی‌های ساده دوران دبیرستان!

راستی گاهی می‌شه کوچیک‌تر شد به اندازه همون سماور و سینی و دو تا فنجون و نعلبکی کوچیک پلاستیکی، اسباب بازی‌های کودکیت یا به اندازه تیله بازی پسرونه میون کوچه‌ها و اصلا میشه کوچیک شد فارق از جنسیت دختری و پسری و بازی هفت سنگ و لی‌لی با هم!

و چقدر این کوچیک شدن‌ها لذت بخشه، نه بخاطر کوچیک بودنش توی روزهای بچگی که بخاطرِ آوردنِ یه لبخندگوشه لبمون توی روزای بزرگی ما آدما!

راستی ماها چه بزرگ شدیم زود و یادمون رفت بچگی! یه وقتایی حس می‌کنم دلم هنوز بچگی می‌خواد، یه بچگی از جنس بادبادک ساختن با بابام. یه بچگی از جنس خاله بازی دم در حیاط، هفت سنگ بازی، وسطنا، دوچرخه سواری از این سرکوچه تا اون سرکوچه، خط بازی و خونه گنبد آخر بازی ویه لبخند به وسعت تموم اون خاطره‌های شیرین.

آنتراک امروز منم شد یه لبخند به بزرگای خاطرات دوران کودکی. خدایا شکرت که اگه تموم غم‌های دنیا سنگینی کنه روی دلم، هنوز بهونه دارم برای خندیدن، و اونم خاطرات پاک کودکی.

روزگارتون خوش.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
انتراک یعنی خندیدن با اینکه خسته ای
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
متن قشنگی بود،فقط یکم سخت بود خوندنش،میتونم بگم یه جورایی ویژگی روان بودن رو نداشت،توو تمام متن فعل و فاعل ها پس و پیش بود و استفاده ی‌‌ زیاد ازین حالت یکم خوندن رو مشکل میکنه. ولی با محتوا کاملا موافقم،بچه بودیم خوب بود:)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
آنتراک . کاش زندگی زنگ تفریح داشت ...
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
سلام علیکم دوست عزیز. از شما خواهش میکنم که مطلب «نه به کاربران کم فعالیت» رو بخونید و نظر خودتون رو در این رابطه بگید. متشکرم. http://jeem.ir/article/blog/25798
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
واقعا هم یادش بخیر
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
راتا:) خیلی کم پیداشدی :)
n_rezaei
n_rezaei
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
دوران کودکی شیرین بود. ولی هیچوقت ارزو نمی کنم که بهش برگردم. هنوزن می شه بچگی کرد. بهتر از خود بچه ها...
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
تولدد مباااااااااااااااااااااااااااارک :) برات بهترینا را آرزو میکنم :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠