مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
شعر

مرا که مست توام این خمار خواهد کشت

نویسنده : REZA_ZDR

هوای روی تو دارم، نمی‌گذارندم

مگر به کوی تو این ابرها ببارندم

مرا که مست توام این خمار خواهد کشت

نگاه کن که به دست که می‌سپارندم؟

مگر در این شب دیر انتظار عاشق کُش

به وعده‌های وصال تو زنده دارندم

غمی نمی‌خورد ایام و جای رنجش نیست

هزار شکر که بی‌غم نمی‌گذارندم

سَری به سینه فرو برده‌ام مگر روزی

چو گنج گم شده زین کنج غم برآرندم

چه باک اگر به دل بی‌غمان نبردم راه

غم شکسته دلانم که می‌گسارندم

من آن ستاره‌ی شب زنده‌دار امیدم

که عاشقان تو تا صبح می‌شمارندم

چه جای خواب که هر شب محصلان فراق

خیال روی تو بر دیده می‌گمارندم

هنوز دست نشسته ست غم ز خون دلم

چه نقش‌ها که ازین دست می‌نگارندم

کدام مست، می از خون سایه خواهد کرد

که همچو خوشه‌ی انگور می‌فشارندم

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
مي بهشت ننوشم ز دست ساقي رضوان/ مرا به باده چه حاجت که مست روي تو باشم
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
غزلیات سعدی... شماره ۴۰۳! ممنون!
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
شعر زیبایی بود
غزاله رضایی
غزاله رضایی
٩٥/٠٤/١٢
٠
٠
عالی:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات