تحقیقات میدانی از آنچه نمی‌دانی
ایرانی‌ها چقدر رمان و داستان می‌‌خوانند؟! / طنزیات

تحقیقات میدانی از آنچه نمی‌دانی

نویسنده : s_a_taheri

آنچه می‌خوانید نتایج تحقیقات میدانی سید ابوالفضل طاهری من باب ادبیات داستانی در جامعه مجازی ما در خلال برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب است.

 

سوال شونده  sepehr.s3

س.الف.ط: سلام، روزتون بخیر، مصدع اوقات شدم در خصوص ادبیات چند سوال از محضر شریف‌تون بپرسم، اهل ادبیات هستید؟

- بله، اصلاً ناف منو با کتاب بریدن

س.الف.ط: بسیار عالی، آخرین کتابی که خوندید در چه زمینه‌ای بود؟ لطفا اسمش رو هم ذکر کنید.

- تن تن در زیمباوه بود به گمونم دقیق یادم نیست صحبت ده پونزده سال پیشه

س.الف.ط: اخیراً کتابی رو در حوزه ادبیات داستانی نخوندید؟

- تن تن هم داستانی بود دیگه مگه نبود؟ اتفاقاً مرحوم پدربزرگم واسم خریده بود بنده خدا چشماش ضعیف بود فقط عکساش رو نگاه می‌کرد و همش چاخان می‌کرد.

س.الف.ط: نور به قبر پدربزرگ تون بباره، نه اون ادبیات کودک محسوب میشه

- خدا اموات شما رو هم بیامرزه، نه من بعد از اون پشت دستمو گاز گرفتم ادبیات داستانی نخونم.

س.الف.ط: خداوند پدر بزرگ شما رو هم بیامرزه که خشت اول کتاب خوندن شما رو فراهم کرد فقط حیف کج بنا کرد شما تا خود ثریا بار کج به منزل می‌بری.

- آقا چرا حرف در میاری منزل ثریا چیه؟ چرا شایعه درست می‌کنی؟ من یه مدت کوتاه با مهسا بودم اونم خیلی زود کات کردم ثریا دیگه کیه؟

س.الف.ط: امیدوارم روز خوبی داشته باشید، ممنون که وقت‌تون رو در اختیار من گذاشتید.

- روزت بخیر ولی باور کن راست میگما، الان که بیشتر فکر می‌کنم مریم و مهدیس داشتیم ولی ثریا نداشتیم.

 

سوال شونده miss.parisssa

س.الف.ط: سلام، روزتون بخیر، مصدع اوقات شدم در خصوص ادبیات چند سوال از محضر شریف‌تون بپرسم، اهل ادبیات هستید؟

- کارت شارژ پنج تومنی بفرست جوابتو بدم

س.الف.ط: جااااان!

- ها چیه فکر کردی مصاحبه مفتی هم داریم؟ باید هزینه شو بپردازی.

س.الف.ط: اوقات خوشی رو براتون آرزو می‌کنم روزتون بخیر

- بای

 

سوال شونده parviiiiiz

س.الف.ط: سلام، روزتون بخیر، مصدع اوقات شدم در خصوص ادبیات چند سوال از محضر شریف تون بپرسم، اهل ادبیات هستید؟

- بسیار عالی ما در خدمتیم.

س.الف.ط: تمنا دارم خدمت از ماست، آخرین کتابی که خوندید در چه زمینه‌ای بود؟

-  بله، آخرین کتاب که اتفاقا پیش پاتون برای بار سوم خوندمش کتاب «چگونه سر شریک خود شیره بمالید» نوشته آرتور.جی.‌ام  بود بسیار کتاب جالبی ام هست توصیه می کنم شما هم بخونید.

س.الف.ط: ممنون از پیشنهاد تون، جسارتاً شما در حوزه ی ادبیات داستانی هم مطالعه دارید؟

- عارضم خدمتتون که بنده مدیر شرکت دستمال کاغذی «دیگه نرم‌تر از این نمیشه» هستم و مطالعات من در چارچوب کارم هست.

س.الف.ط: ناموساً؟ آقا ما یه فامیل داریم بچه بسیار خوب تحصیل کرده خوشتیپ یک پارچه آقا، فوق لیسانس مرمت و بازسازی آثار باستانی هم داره تو شرکت‌تون میشه دست‌شو بند کنید؟

- نه متاسفانه از روی شما بسیار شرمنده هستم، الان بازار خرابه چند وقت پیش یه آبدارچی می‌خواستیم 400 نفر متقاضی داشت، فعلا برنامه‌ای برای جذب نیرو نداریم.

س.الف.ط: ممنون که وقت‌تون رو در اختیار من قرار دادید. روزتون بخیر

- خواهش می کنم، روز خوش

 

سوال شونده  ngzvdakj1234dc5

س.الف.ط: سلام، روزتون بخیر، مصدع اوقات شدم در خصوص ادبیات چند سوال از محضر شریف تون بپرسم، اهل ادبیات هستید؟

- سلام، تا حدودی

س.الف.ط: بسیار عالی، آخرین کتابی که خوندید در چه زمینه ای بود؟

- یه رمان بود از م.بانزاکت‌پور به نام ترکیدن عشق، وای اگه بدونی چه کتابی بود پسره سرطان داشت مرد دختره هم در فراق پسره خودشو انداخت جلو مترو، اصلن شاهکار بود.

س.الف.ط: بسیار خب این رمان‌ها در شمار رمان زرد قرار می‌گیرن، کتاب دیگه‌ای نخوندید؟

-چرا اتفاقا یه شاهکار خوندم از سودابه 47 بود یا سودابه 38 یه رمانی بود یعنی عالی اسمش زیرزمین عشق بود.

س.الف.ط: جسارتاً می‌تونم بپرسم چه کسی نویسنده محبوب شماست؟

-خواهش، سما شیرازی‌پور نویسنده محبوب منه اتفاقا یه کمپین تشکیل دادیم با عنوان «سما، جون مادرت بیا این رمان قلیون اسمارتیزی رو تموم کن، قربونت تنکس» رو تشکیل دادیم تا بیاد جواب طرفداراش رو بده.

س.الف.ط: خداوند سایه شما رو از سر ادبیات ایران کم نکنه روز خوبی رو براتون آرزو می کنم

-خواهش، روز خوش

 

سوال شونده hoshdar.baraye.soghra.12

س.الف.ط: سلام، روزتون بخیر، مصدع اوقات شدم در خصوص ادبیات چند سوال از محضر شریف تون بپرسم، اهل ادبیات هستید؟

- می‌دونی من تو زندگیم عاشق دو چیزم اولی عدس پلو، دومی بوف کور، تو نمی‌دونی من چه حالی می‌کنم با هدایت یعنی شده لالایی هر شب من

س.الف.ط: بله همینطوره بوف کور یکی از بهترین کتاب‌های صادق هدایته، شما به غیر از این دیگه به کتاب دیگه ای اعتقاد ندارید.

- چرا اتفاقا من اعتقاد دارم فسنجون با ژله ترکیب فوق العاده‌ای میشه، یه بار امتحان کن حرف نداره.

س.الف.ط: نه مثل اینکه من منظورم رو بد رسوندم در حوزه ادبیات داستانی به نویسنده یا کتاب دیگه ای اعتقاد ندارید؟

- آره خوب شد یادآوری کردید پائیز راهنما هم از نویسندگان محبوب منه.

س.الف.ط: کیییی؟ پائیز راهنما؟ مطمئنید نویسنده است؟

- وا شما نویسنده ها یکی از یکی حسودتر هستینا چشم دیدن موفقیت‌های نویسنده به این خوبی رو ندارین؟ حالا خوبه داشت پرفروش ترین کتاب سال می‌شد.

س.الف.ط: نه جسارت نکردم من تصور می کردم ایشون بازیگر باشن، بهرحال برای شما و ایشون آرزوی موفقیت دارم. ممنون که وقت تون رو در اختیار من گذاشتید

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/١٥
١
٠
مصاحبه به این باحالی نخونده بودم:-)مرسی
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
تمنا دارم نظر لطفتونه، برقرار باشید:-)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/١٥
١
٠
این حقیقت درناک رو خیلی زیبا به طنز نوشته بودید متشکر :)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
لطف دارین شما ممنونم از اظهار لطف تون:))
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
مصاحبه جالبی بود.به چندتامشکل کتابخونی اشاره کرده بود:) مرسی
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
بزرگوارید ممنونم از لطف بی دریغ تون:))
Vania
Vania
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
بازم فقط باید بگیم هععی ازین وضع کتاب نخوانی خودمون!..مصاحبه جالبی ترتیب داده بودین.:) ممنون و خداقوت:)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
خواهش می کنم نظر لطفتونه برقرار و سرفراز باشید:)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
عالی بود عالی. اولی و آخری رو کلی خندیدم خخخخخخخخخخخخ
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
عالی نگاه پر مهر شماست ممنونم از نظر لطفتون:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
متاسف شدم خیلی .... نمیدونم چرا خندمم نگرفت ...شاید چون کتاب خیلی واسم مهمه
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
مقصود هم خنده نبود این حقیقت تلخ واقعا دردناکه و باید فکری براش کرد
n_rezaei
n_rezaei
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
آفرین. طنز جا افتاده ای بود. می شد طیف مصاحبه شونده ها متنوع تر باشه.
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
لطف دارین شما ممنونم:) قطعا همینطوره این مصاحبه خالی از عیب نیست
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات