تنها هدیه تو برای من...
#شعر #گلایه_عاشقانه

تنها هدیه تو برای من...

نویسنده : B_kasmaei

بر این شب تاریک من، مشعل تویی ای نور من

پیراهن یوسف تویی، بر دیدگان کور من

ساکن شده در جان من، این درد بی‌درمان من

بر درد بی‌درمان تویی، کاری‌ترین کافور من

با ضربه‌های بی‌ثمر، بی‌وقفه می‌کوبی تبر

بر ریشه‌های محکم این عشق بی منظور من

اندر تمام زندگی، بهرم نداری هدیه‌ای

الّا گلی پژمرده بر، خاک نمور گور من

(سروده خودم)
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
چه سروده خوبی..قلم احساستون همیشه توانا:)
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
سپاسگزارم و امیدوارم
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
منتظر شعرهای خوبتون هستیم آقای کسمائی:) خیلی هم خوب
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
سپاس بانو.بزرگوارید
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
به قول جناب خان: چرا رفتی چرا من بی قرارم...، آقای کیمایی عالی بود خداقوت
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
سپاس دوست بزرگوار
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢