هیس...
#مینیمال #داستان_کوتاه_کوتاه

هیس...

نویسنده : Banooo_A

- خیار شور هم بخر ...

از شیشه ماشین داد زد که شوهرش بشنود .شوهرش را دوست داشت. یعنی فقط دوست داشت. خیلی به ذهنش فشار آورد که بتواند به یاد بیاورد کی عاشق شوهرش بوده ولی چیزی یادش نیامد. عاشقانه‌ترین لحظه زندگی مشترکشان سالگرد ازدواجشان بود که با یک تبریک ساده سر میز شام نسبتا مفصلی که همان شب آماده کرده بود تمام می‌شد. ازدواج سنتی و ساده‌ای کرده بود. با شوهرش از طریق یکی از دوستان مادرش آشنا شده بودند. خیلی زمان برد که فهمید شوهرش را دوست دارد. یعنی فقط دوست دارد.

آرام نورگیر ماشین را پایین کشید و خودش را در آینه نگاه کرد. از دختر بودن خیلی فاصله گرفته بود ولی هنوز رد پیری در چهره‌اش دیده نمی‌شد. به چشم‌هایش نگاه کرد.

«میدونی چشمات محشرن؟»

«میدونی چشمات ... »

«میدونی ...»

می‌دانست. اما گفتن او چیز دیگری بود.

«تا ابد باهاتم...» 

ابد مگر چند روز بود؟ یک روز؟ یک ماه؟ یک سال؟

قلبش به تپش افتاد. دستش را روی بینی‌اش برد. هیسسسس ! تو فراموشش کردی. هییسسسس ! ...

- خیار شور نداشت .

شوهرش را دوست داشت، یعنی فقط دوست داشت ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
قصه تلخ خیلی هاست....
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
گذشته هیچوقت فراموش نمیشه...
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
چقد تلخ :( خیلی سخته ....
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست چه آسان ننگ میخوانند نیرنگ زلیخا را ...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
تعبیر زیبایی از خیانت بود.
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
عالی بود.... :)
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
خب بازگشت مجدد شما به سایت جیم رو پس از بیشتر از یک سال تبریک میگم. ان شاءالله که بیشتر بنویسید.
banooo_a
banooo_a
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ممنونم
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
واقعا که سخته. توجه یک زن به همین مسائل خیلی زیاده. یعنی یک مرد باید خیلی توی این مسائل دقیق باشه. متاسفانه توی کشور ما آموزش زیاد خوب نیست. متاسفانه.
Banooo_A
Banooo_A
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
خیلی محدودیت ها هم هست که باعث بروز این وقایع در جامعه میشه متاسفانه
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
صدای شستن چند ظرف خنده ی تلخ به بازی صامت چاپلین همه ی دیشب ما بود .... +..یعنی فقط دوست دارد .....تاکید زیبایی بود
Banooo_A
Banooo_A
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ممنونم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/١٣
٢
٠
دعا میکنم هیچ شوهری این قصه رو تجربه نکنه .... زندگی تنفر برانگیزیه با یک آدم ظاهرساز زندگی کردن ..... اگه قدرت فراموش کردن نداری ، ازدواج نکن ........ یا شاهزاده رویاهات رو بکش یا خودت هم باهاش بمیر ......... معلومه کسی توی رویا باهش زندگی میکنیم ، کامل تر از کسیه که توی واقعیت درکنار ماست .......... ما حق نداریم با احساسات کسی که از خاطرات گذشته مون هیچ خبری نداره و صادقانه جلو اومده ، بازی کنیم .... کسی که نمیدونه ، ما بخاطر ترسو بودنمون هنوز که هنوزه ادعای عاشقی رو با خودمون یدک میکشیم اما شعورمون در حد عشقی نیست که شبانه روز در کنار ماست و قلبش رو به ما هدیه کرده .
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
کسی کە تو اون وضعیته ،خودش حالش بد هست اقای بزرگواری ،سرزنشش مثل شکنجه اس. البته اگه مردم بذارن شاید همچین دختری هیچ وقت ازدواج نکنه .پسرا رو نمیدونم
Banooo_A
Banooo_A
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
شما از کجا میدونین که مرد هم همین حسو نداره ؟ و حتی ممکنه همین حس رو فقط مرد داشته باشه و زن از همه جا بی خبر با مرد ازدواج کنه ...
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
:(((((((((((
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
به به :-)خیارشور
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
حواسمان باشد ظرف هایمان را چطور پر می کنیم

ظرف سال 96

٩٥/١٢/٢٩
تبلیغات
تبلیغات