داشتم نقد ادبی مربوط به نویسنده‌ای را می‌خواندم. رسیدم به آنجایی که گفته بود سرنوشت گرایی در آثار رئالیستی این نویسنده گریزناپذیر است و او فقط گاهی در پایان برخی داستان‌هایش سعی کرده با اعمالی غیرمنطقی برخلاف سرنوشت حرکت کند و نوعی اراده در جهت ایده آلیسم را پی بگیرد، حتی اگر آن، اراده به مرگ باشد. منتقد تلاش این نویسنده را بیهوده دانسته بود چراکه جهانبینی این نویسنده را گریزناپذیر دانسته بود.

اما من تلاش گاه به گاه او را ارج می‌نهم از آن رو که از نظر من رسالت هنر است پروراندن امید، اراده، تسلیم سرنوشت نشدن و خوشبینی به جهان پیرامون...

از طنز مهران مدیری با دوستی حرف زدم در این‌باره که با احترام به مویی که در مسیرش سپید کرده و جایگاه ویژه‌ای در طنز از آن خود کرده؛ اما باید کمی حواسش را جمع‌تر کند. بخاطر مخاطب گسترده‌اش و تاثیری که در فرهنگ عامیانه و بخصوص مکالمات روزمره مردم می‌گذارد. تا به آن‌جا که لهجه‌ها و تکیه کلام‌های بسیاری از سریال‌ها و برنامه‌هایش هنوز نقل دهان مردم است. این‌که درد و مرض و هر شوخی این سبکی‌ای در کارهایش رواج دارد مطلوب نیست در شرایطی که قبح بسیاری الفاظ شکسته و سازگاری با فرهنگ کلامی اینچنینی را جزئی از مدرنیته می‌دانند. رامبد جوان را بخاطر ادب کلامش تحسین کرده‌ام و احترامی که در پی رواجش است. هرچند که محمدبحرانی که بسیار بسیار برایم عزیز است در قالب کلام جناب خان معدود دفعاتی بسیار زیرکانه شوخی‌های نه چندان مناسبی داشته. دیگر در مورد طنزهای رضا عطاران و سریال‌هایی که چندسالی با بازیگرهای تقریبا یکسان در نوروز و ماه رمضان پخش می‌شد هم چیز خاصی نمی‌گویم که به اندازه کافی در برهه‌ای روابط توام با توهین و تمسخر و داد و قال را در خانواده اسباب خنده بیننده قرار می‌دادند. خنده‌ای که به نظر من حس تاسف را به همراه نداشت که بشود این‌طور استنباط کرد که بیننده به ضعف و عیب چنین ساختاری اینچنین پی خواهد برد.

به جز طنز فیلم‌های سینمایی دیگری هم هستند با جذابیت‌های تصویری برای قشر خاص و البته کثیر جامعه که متاسفانه خیانت چاشنی و موضوع اغلب آن‌هاست. دوستی می‌گفت این حقیقت امروز جامعه است که بازتاب میابد در هنر. اما به نظر من تعدد کار روی این موضوع آن‌قدر زیاد شده که نوعی توهم و بدبینی را به جامعه تزریق کرده. برای آدمی که بجز همین سبک فیلم‌هایی که ساده قابل انتقالند از سایر ژانرهای سینما و هنر و حتی مطالعه استفاده نمی‌کند، این بسیار آسیب زاست که مدام تصویر زشتی و پلیدی برایش به نمایش در آید. هستند آدم‌هایی که می‌توانم به یقین بگویم تحت تاثیر همین‌هاست که در زندگی شخصیشان به مرض شک گرفتار آمده‌اند و تلخی می‌کشند از آن رو که هرلحظه منتظر برملاشدن خیانت‌ها هستند. «دوران عاشقی» و «گس» آخرین فیلم‌هایی بود با این موضوع که متاسفانه دیدم. حیف از فرصت تاثیرگذاری بر مخاطب گسترده که بسیاری از هنرمندان از دست می‌دهند.

+ من مصرّم بر این دیدگاه که هنر باید گریزگاه ناملایمت‌های زندگی باشد، هنر باید دوام بخش آرمان گرایی و امید باشد، نه در حد اغراق که در قالب اراده‌ای دست یافتنی.

پ.ن: کن لوچ بعد از دریافت نخل طلای جشنواره کن حرف‌های خوبی گفت:

«جهانی که در آن زندگی میکنیم جهانی خطرناک و حریص است. نئولیبرالیسم برای ما فاجعه جدیدی آفریده. امروز میلیونها انسان در سراسر دنیا از یونان گرفته تا پرتغال و اسپانیا، از بیکاری و فقر رنج میبرند. سینما، رسالتهای زیادی دارد و سینمای شایسته سینمایی است که گرایش مردم علیه قدرت و سرمایه را نمایندگی کند و همین رسالت است که ما را زنده نگه میدارد. زمانی که خطر ناامیدی و یأس جهان را فرا گرفته ما باید با فیلمهایمان امید را بشارت بدهیم و ضرورت خلق یک جهان دیگر که اولویت بشر است. جهان دیگری که هم ممکن است و هم ضروری.....»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
اووووف؛ این دیگه خیلی واسه جیم سنگین بودش :)))))) من که چیزی نفهمیدم ازش
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
همه مطلب سخت و سنگین نبود..بعضی جملات نکات خوب و حاعز اهمیتی داشت
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٣/٣٠
٢
٠
فک کنم البته عنوانش هم باعث شده خیلی بچه ها نیان و بخونن .... مثلا اگر مثل داداش محمد تیتر می زدید تجاوز حسی... الان 50 تا نظرم مطلبتون داشت
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
با شما موافقم .هنر باید حقیقت جامعه رو نشون بده و درسته که خیانت بخشی از جامعه است ولی تمام اون نیست.حس و حال آدم ها با فیلم هایی که میبینند قابل تغیره.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
نقد به جایی از اثار مدیری بود..چرا کارگردانی موفق که با سریالهای محبوبی چون شبهای برره مردمی شده به جایی میرسد که با دیالوگهای لوث و مسخره برنامه بسازه و ملت کمی تا حدودی نفهم( کسانی که درک درستی از موقعیت طنز تصویری ندارن ) را به بازی بگیرد؟ این طنزی نیست که مردم مشتاق دیدن و تجربه اش باشن
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
هنر تخیلی صیقل یافته است
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
نقدی که به خندوانه وارده دعوت مهمان های اشتباهیه..بعضیها واقعا نمیتونن ملت را شاد کنن یا حداقل یه حرف خوب و مفید و غیر تکراری بگن..این جور ادمها کلیشه اند
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
هنر باید دوام بخش آرمان گرایی و امید باشد.یأس جهان را فرا گرفته ما باید با فیلمهایمان امید را بشارت بدهیم. من هم همین نظر رو دارم. تو پست در 26 سالگی چه فیلمی میسازید همین رو میگم. داشتم سریال امریکایی کمدی رو نگاه می کردم و بسیرا هم می خندیدم موضوع جالبی نداشت اما بسیار تمیز ادم رو می خندوند تو فکر رفتم چطور این فیلم من رو می خندونه ولی کارهای کشورم نه؟
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٤/٠١
٠
٠
این یاداشت مناسب حال دوستان صفحه ادب و هنری هست و لاغیر :)) با حرفای کن لوچ موافقم :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
پرسپولیس بزرگ تر از همه نام هاست

پرسپولیس کبیر

٩٦/٠٣/٢٩
تبلیغات
تبلیغات