ترک دیگری بر دیوار
#از_خودمان_شروع_کنیم #اصلاح_امور_جامعه

ترک دیگری بر دیوار

نویسنده : افسانه رشیدیان

اخلاق اساس جامعه ست، اصلاح امور اجتماعی راهش از ذهن و قلب انسان‌ها می‌گذرد. بگذارید اصحاب سیاست معاهداتشان را امضا کنند و قانون‌هاشان را تصویب کنند. اما جامعه را تو می‌سازی، من می‌سازم. اویی می‌سازد که وقتی ضربه‌ای را بر دستی فرود می‌آورد فکر نمی‌کند که آن دست اگر یک شب دستگیره در را نپیچاند و کنترل تلویزیون را برندارد، روی روزنامه خط نکشد، مهر بر گیسوان زنی نکشاند؛ شب آن خانه شب نمی‌شود. جامعه را اویی می‌سازد که به حرکتی خلاف میلش چنان برافروخته می‌شود که کنترل زبان از کف می‌دهد و فکر نمی‌کند یکی از گوش‌هایی که باد کلام او را برایش می‌برد کودکی ست که فردای این کوچه و خیابان را از آن خود دارد.

جامعه را ما میسازیم با بی‌مهری‌هایمان، با حساس نبودن‌های‌مان، با بطالت و ناامیدی‌هامان. جامعه را مایی می‌سازیم که توان لحظه‌ای قرار گرفتن جای دیگری را نداریم. جامعه را مایی می‌سازیم که به اثر متقابل جزئی‌ترین وجوه زندگی‌مان بر زندگی آدم‌های دیگر بی‌توجهیم.

اصلاح امور اجتماعی از من و تویی می‌گذرد که دنبال گردنی هستیم که بند دلیل ناامیدی‌ها و بدرفتاری‌ها و کج روی‌هامان را به آن بیاویزیم. از خودمان شروع کنیم، قبل از هر کلامی، هر عملی، به آثارش فکر کنیم. مبادا ترک دیگری بر دیوار زندگی بیافزاییم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٣/٢٣
٠
٠
مـــبادا؛ امیدوارم روزی برسه که بتونیمکنترل داشته باشیم روی گفتار و رفتارمون تا جامعه ای سلامت و خوش اخلاق رو تجربه کنیم. ممنون از تلنگرتون.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٢٤
٠
٠
دغدغه ی ارزشمندی دارین چون جامعه از همین مجموعه خانواده ها و آدم ها تشکیل میشه . اگر همین دغدغه رو در قالب یک روایت پیاده می کردین فکر کنم اثر بخشی بهتری داشت :) بازم خیلی ممنون باعث طرح این دغدغه ی ارزشمند
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٤
٠
٠
سلآم؛ در راستای صحبت های شما از آقای حسن نراقی(جامه شناس) نقله که : نه مشروطه دردما رو درمون کرد...نه دیکتاتور...ونه رهبر ملی و...ونه....چون تک تک ماها رفتار هامونو کتمان میکنیم...اگه فقط هر کدوم از ما در مواجه با ناهنجاری ها ، پاسخ قابل قبولی به این 3 پرسش که ، ما چگونه ایم؟! چرا اینطور شدیم؟! و چه کار کنیم که اینطور نباشیم ؟! بدیم؟؟ احتمالا وضع بهتری خواهیم داشت... به هرجهتمرسی از نگاه دغدغه مندتون....قلمت مستدآم...ایام هم به کام :)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات