سلام کَن! خداحافظ سینما!
چرا دیگر سینما به ما لبخند نمی زند؟!

سلام کَن! خداحافظ سینما!

نویسنده : مسعود بهاری

یادمان بخیر!

یاد آن روزهایی که رویِ سینما به مردم بود. روزهایی که مردم سینما را مثل یک دوست، یک فامیل در کنار خودشان داشتند. حالا گیرم این دوست خیلی محبوب نبود، این فامیل هنوز جا باز نکرده بود... اما فامیل بود، دوست بود. دوست که باشی، حتی اگر دوستت را ناراحت کرده باشی، رهایش نمی کنی. خودش را می‌چسبی، دلش را بدست می آوری، نگاهت فقط به خود اوست.

اما بعضی دوست‌ها هستند که وقتی یک ناراحتی کوچکی بینتان پیش می‌آید، رویشان را بر می‌گردانند. می‌روند. انگار می‌خواهند بگویند: من از اولش هم می دونستم از تو دوست در نمیاد!

وایسا سینما! برگرد! نگاه کن به مردمت. متنفر نباش از این مردم که "اخراجی ها" را دوست دارند. رو نچرخان از این مردم! درست است، شاید نتوانی رفتارشان را هنوز درست پیش بینی کنی، اما این تویی که باید یاد بگیری، تویی که روز اول آمدی و خواستی با این مردم دوست باشی، حالا به این زودی داری قهر می‌کنی؟ می‌خواهی بروی به خانه اروپایی‌ای که از آن آمده‌ای؟

ما فکر کرده بودیم مهرمان به دلت افتاده... اما تو زودی رفتی پیش فامیل‌های آن ورِ آبی‌ات. حالا که نتوانستی قاعده‌ی محبت ما را پیدا کنی می‌خواهی فکرمان را عوض کنی؟ به جای آنکه ببینی ما چه دوست داریم، می‌خواهی کاری کنی آن چیزی را دوست داشته باشیم که تو دوست داری؟

مسیر را عوضی می‌روی رفیق! این دوستی نشد که تو نگاهت به "کَن" باشد و من هم نگاهم به همانجا. دوستی این است که چشممان را به چشم هم بدوزیم. تو نگفته‌های مرا بخوانی و من لطف‌های تو را روی هوا ببرم که عاشق بمانی... که بمانی...

کِی بود که با "جمشید هاشم پور" میخکوبمان می کردی؟ کی بود که فیلم جنگی و حادثه ای برایمان می‌ساختی؟ کی بود که "کلاه قرمزی" ات بزرگ و کوچکمان را می کشاند به سینما؟ "خواهران غریب"ت همه را می خنداند و به گریه می انداخت؟ یادش بخیر! چه خوب پابندمان کرده بودی!

حالا ولی سر به هوا شده ای... دلت به "جیم جارموش" خوش است که بخندد به شوخی‌ات. کاری کرده‌ای خوشمان بیاید که به ما لبخند بزنند، برایمان دست بزنند... مدل لباس‌هایت را دیگر به رخ می‌کشی... ما را هم دیگر انگار یادت رفته دوستی قدیمی... انگار تو و من داریم هر دو با یک نفر دیگر دوست می شویم.

من ولی گول نمی خورم. ما بنا بود معشوق تو باشیم، نه عاشقِ تو! بنا بود ما محورِ این آسیاب باشیم، اما حالا تو داری ما را سر می‌دوانی. فکر نکن حواسمان نیست. فکر نکن نمی فهمیم "ابد و یک روز"ت هوای کدام وَر را دارد! فکر نکن نمی‌فهمیم با این فیلم‌های سرد و لرزان و خشن، می‌خواهی دمِ کدام ها را ببینی. راستی تو که جایزه‌ات را گرفتی، دیگر اصلا برایت مهم هست که مردم ببینندت یا نه؟! چه باک! اگر مردم هم نبینند خواهی گفت مردممان هنوز متمدن نشده‌اند!

سینما! زودتر به ما نشان بده که هنوز خاطرِ ما را می خواهی. زودتر یک عاشق توی ساختارت پرورش بده که به ما هدیه بدهد، شادمان کند، بترساندمان، میخکوبمان کند. انقدر هی نقد اجتماعی تحویلمان ندهد. انقدر بنیانِ اخلاق برایمان زیر سوال نبرد! انقدر کانونِ خانواده از هم نپاشد!

سینما جان! برگرد از آن طرف. حواست به این طرف باشد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٣/٠٨
١
٠
فقط میتونم بگم فوق العاده بود و حرف دل....بسی موافق و به امید روزای بهتر. ممنون
سحر
سحر
٩٥/٠٣/٠٨
١
٠
واقعا قشنگ بود.لذت بردم. راستی راستی سینما خیلی ازمون فاصله گرفته.
M_Hoseiny
M_Hoseiny
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
هنرهنرمند اگر در راه درست به کار گرفته شود به خودی خود قداست داشته و مقدس است. تکریم و تجلیل های خانواده های شهدا پس از فیلم پربار شوق پرواز می ارزد به خروار خروار از این جوایز و هدایای خارجی کشورهای دیگر.... مطلبتون حرف دل بود ممنون
Cold
Cold
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
قراره تمام فیلما درباره جنگ و شهدا باشه؟...اگه یه بازیگر توی اونا بازی کنه مقدس میشه؟..نمیخوام به شهدا بی احترامی کنم اونا رو سر ما جا دارن ، ولی واقعا یکمی ذهنتون رو روی پیشرفت باز کنین...اون نخل طلایی که شهاب حسینی دستش گرفته میدونین قبل از اون دست چه بازیگرایی بوده؟؟
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
هی بابا ... نمیدونم چرا از بچگی هیچ وقت نتونستم با تلوزیون سینما و فیلم ارتباط خوبی برقرار کنم
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/٠٨
١
٠
وای چه مطلب جالب و چه نقد خودمانی دلچسبی. دم شما گرم بابت این درد دل دوست داشتنی. بسیار زیاد موافقم. یاد روزهایی بخیر که همه ی خانواده همراه پدر میرفتیم برای تماشای چهار شنبه ی عزیز، برای دو نفر و نصفی برای عیال وار و برای آلما.... این روزها سینما هیچ رنگ و بویی برایم ندارد به همان دلایلی که شما خوب تر گفته اید:)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
زیادم اوضاع بدی نداره زیادم اوضاع خوبی نداره ولی خب با سینما آشتی کنید :)
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
:)
هاچ
هاچ
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
اصغر فرهادی خودش یه لبخند گنده ست. ما رو به جای قابل قبولی رسونده اونوقت این طور گفتن یه جور کم لطفی نیست؟
s.alifarrokh
s.alifarrokh
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
من بشخصه از سینما و تلویزیون ایران در حد لالیگا متنفرم!اما خب بنظرم تنها ایرانی که واقعا فیلم میسازه اصغر فرهادی هست و انصافا فیلماش هم بد نیستن. بنظرم درست نیست اینقد اصغر فرهادی رو بکوبیم. فوهش :|
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
دوست من جمله اولتون برای تایید متن کافی بود. بقیه اش در ادامه همون جمله ی اول ممکنه معنا پیدا کنه...
s.alifarrokh
s.alifarrokh
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
نمیفهمم منظورتونو!
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
اینکه می فرمایید از سینمای ایران متنفرید، تایید حرفِ متن منه دیگه.. همین از اصغر فرهادی هم به این خاطر خوشتون نمیاد که سینما رو رونق داده، به این خاطر دوستش دارید که اسم ایران رو سربلند کرده. بد هم نیست. اما مساله ی سینما نیست این. این مثل اینه که بگید از دکتر ظریف خوشم میاد چون ایران رو آبرو داده تو جهان. این دیگه ربطی به سینما و دغدغه ی سینما نداره.
s.alifarrokh
s.alifarrokh
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
نه اتفاقا اصلا برای اینکه اسم ایران رو سربلند کرده نمیگم ، دارم میگم تنها ایرانی هست که فیلم میسازه و میشه به عنوان یه فیلم بهش نگاه کرد.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
خودت فهمیدی چی گفتی!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٠٩
١
٠
جالب نوشته بودین :)
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٩
١
٠
نکنه شما جزء اون دسته ای هستین که فرهادی گفته فیلماش و جایزه اش خوشحالتون نمی کنه؟:دی...قبول دارم تو برهه های خیلی سیاه نمایی شد و میشه و قبلا لذتی که داشت رو شاید الان نداشته باشه.اما همین موفقت های توی جشنواره های دیگه هم نقطه ی روشنیه برای اینکه ببینیم دارهیم پیشرفت می کنیم.
Cold
Cold
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
نمیدونستم پیشرفت هم میتونه باعث ناراحتی بشه!
Cold
Cold
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
شما خودت یه سر به سینماها بزن...همین 2 هفته پیش داشتم از جلو سینما سیمرغ رد می شدم از سر کنجکاوی رفتم از مسئول فروش بلیطشون پرسیدم کدوم فیلما الآن از همه بیشتر فروش داره؟...گفت پنجاه کیلو آلبالو و رسوایی 2!!...یادمه اون زمان فیلم جدایی تو یه جمعی داشتم از اون فیلم میگفتم ، شاید اگه 10 نفر بودن 5 نفرشون برگشتن گفتن چی بود اون فیلمه؟ نه سرش معلوم بود نه تهش! فک کنم هر فیلمی سر راه پیدا میکنن بهش اسکار میدن!!....من که وقتی این چیزا رو میبینم بهشون حق میدم ، تازه مهم تر اینکه تو کارشون موفق بودن و افتخار کسب کردن
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
حرفتون حرف خوبی بود و احساس می کنم یادداشت اصلا نمی خواد بی ارزش کنه جایزه آقای حسینی رو بلکه دوری سینما از مردم که واقعا ناراحت کننده است، میشه "هامون"ساخت که هم مردم دوست داشته باشند هم داورا بگن به به و چه چه و هم تو ذهنا بمونه بخاطر ساختار درست، و خواهران غریب رو که چقدر خوووب بود واقعا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠