فقط در ايران، دخترها ماساژور حرفه‌ای هستند!
#خاطره_بامزه #من_و_شاگردام

فقط در ايران، دخترها ماساژور حرفه‌ای هستند!

نویسنده : زهرا‌ آقايي

از ويژگي‌هاي بارز هر دختر ايراني اين است كه اگر هيچ‌ چيز هم نشود، به لطف پدر، به يك ماساژور حرفه‌اي و تخصصي تبديل مي‌شود! اين‌ها را قبلا كه معلم نبودم نمي‌دانستم. قبلا فكر مي‌كردم فقط خودم و خواهرم به لطف پدرم و البته مادرم، به يك ماساژور همه فن حريف، پا لقد كن، شاندر من، براي تو و من تبديل شده‌ايم!

اما قضيه آنجايي جدي شد كه وقتي روي ميزم نشسته‌ بودم و يكي از شاگردهايم مقابلم ايستاده بود و داشتم برايش درس را توضيح مي‌دادم، يكهو جيغم رفت هوا! جيغم خيلي زودتر از اين‌كه من بفهمم چه شد رفت روي هوا. وقتي برگشتم پشت سرم را نگاه كردم، با لبخند يكي ديگر از شاگردهايم مواجه شدم كه گفت: «خانوووم دارم ماساژتون ميدم!» گفتم: «عزيزم! مرسي از لطفت. ولي اين ديگه ماساژ نيست!» گفت: «چرا خانوم من بابامم همينجوري ماساژ ميدم. تازه هميشه ميگه محكم‌تر!» گفتم: «عزيزم من با بابات خيلي فرق دارم، خييييييييييييلي!»

بعد يكي ديگر از شاگردهايم آمد و به آن‌يكي گفت: «برو كنار. تو بلد نيستي ماساژ بدي. بذار من ماساژ بدم.» و شروع كرد به ماساژ دادن به صورت خيلي نرم! (آنجا بود كه فهميدم آن بچه پدر سوسولي دارد...) بعد هر كدام مي‌آمدند و به آن‌يكي مي‌گفتند: «برو كنار بذار من خانومو ماساژ بدم» و بين‌شان دعوا شد و گرد و خاك بلند شد. تا اين‌كه قائله را خواباندم و جمعيت اطرافم را متفرق كردم كه ديدم يكي‌شان ناراحت نشسته و بغض كرده!

بهش گفتم: «چي شده عزيزم؟ تو تجمع زير دست و پا موندي؟» با بغض گفت: «من ماساژتون ندادم خانوم!» بد يكي از آن‌ور گفت: «منم ماساژ ندادم خانوم. همش ستايش و مه‌سيما ماساژ دادن! اصلا نذاشتن ماهم ماساژ بديم!» بعد همه اعتراض كنان گفتند: «ما هم ماساژ نداديم خانوم» (احتمالا شاگردهاي من فكر مي‌كنند كه ماساژ دادن من حاجتي چيزي مي‌دهد!)

بعد به بهانه نقاشي‌هاي‌شان مي‌آمدند و ناغافل شروع مي‌كردند به ماساژ دادن و باز دعوا، باز گرد و خاك، تجمع، متفرق كردن... تا اين‌كه گفتم: «فقط اونايي كه نقاشياشونو تموم كردند.» بدبختي‌ام آن‌جا مضاعف شد چون كل كلاس نقاشي‌هاي‌شان را سريع تمام مي‌كردند! قانون آخر براي اينكه دعوا نشود اين بود كه 4 نفر 4 نفر بيايند، دو نفر دست‌ها و دو نفر كتف‌ها، هركس 3 دقيقه تا نوبت به همه برسد!

خلاصه اين‌كه بر اساس تحقيقات ميداني بنده، دخترها در ايران هيچ تخصصي هم كه نداشته باشند، در همان بچگي ماساژور و حتي «پا لقدكن» خوبي مي‌شوند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
بسی خنده کردیم. مرسی :)))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
قابلي نداشت. خواهش مي‌كنيم:)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
واقعااااا یعنی صاف زدی تو خال ها :))) من هنوزم که هنوزه همین که میرسم خونه یک یک اعضاء ازم تقاضای ماساژ دادن دارن :))) خیلی خوب بود این نوشته کلی ممنون :)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
ممنون از لطفت عزيزم:)) آره بابا تا زماني كه خودت مامان نشي بايد ماساژ بدي!
میرزا
میرزا
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
غائله// بسیار خوب، مثل همیشه خانم آقایی. قلمتون همیشه طناز!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
جدي غائله درسته؟ ممنون از شما:)
میرزا
میرزا
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
بله خانم آقایی. خواهش می کنم :)
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
خخخخ عخی چقده مهربونند شاگرداتون :)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
كامتم رفت پايين. آره عشقن شاگردهام
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
خیییییییلی خوب بود:)) ممنون از اين مطلب خوب:)))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
ممنون از لطف شما:)) قابل نداشت:)
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
خخخخخ. از بچه های مردم به چه بهانه هایی بیگاری میکشید! خدا فقط میدونه با شما چیکار کنه! خخخخخخخ. زیبا نوشتید.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
اشك مي‌ريزن براي اين كار. ميخوام دلشون نشكنه. ميفميد؟ منو خيلي دوست دارن چون:)
Atefe_K
Atefe_K
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
عالی خخخخخخخخخخخخخخخخخ
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
تشكررررررررررررر =))
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
منم بچه بودم دوپا میرفتم رو پشت بابام خخخخخ
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
شما هم نمونه بارز يك دختر ايراني خخخ
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
آره عششقن:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/١٢
١
٠
چه شاگردای خوشحالی :))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
:)) آره اينا زيادي خوشحالن:))
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
قشنگ بود :))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
مرسي:)
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
خیلی باحال بود من تا دوسال پیش هم بابام رو لقدمیکردم وماساژ میدادم :)))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
يعني الان ديگه ماساژ نمي‌ديد؟
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
چه بامزه :)))) تو چه مقطعی ان؟ تو دبستان؟ یعنی سال چندم دبستان؟
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
اينا اول دبستانن. دوم سوم و بالاتر ديگه اينطوري نيستن:)
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
ما اول دبستان معلم نقاشی نداشتیم :/
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
ما هم نداشتيم... هعي... بگذريم!
Vania
Vania
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
خخخخ لبخند آوردی رو لبمون زهرا جان:) ممنون بابت اینم مطلب خوب:) فکر کنم کلی خاطره واسه همه زنده شد:دی...قلمت روز به روز طنازتر:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
خوشحالم كه لبخند اومده روي لبتون. فداي شما:))
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
:)))))))))) سپاس.خستە نباشی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
:))) ممنون. دلسخته نباشيد:)
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
عجب دانش آموزایی...خخخخخ ولی من تا حالا بابامو ماساژ ندادم....تازه خیلی هم عجیب بود واسم...خخخخخ ولی مثل اینکه همه خاطره دارن با این موضوع.....جالب نوشته بودین:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
مرسي عزيزم. شما جزء استثنائات هستي:)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
چه خوبه که هر روز با این دانش آموزات ماجرا داری :))))))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
آره بابا تازه كجاشو ديديييييييييييييييين:))
n_rezaei
n_rezaei
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
واقعا خوب بود. واقعا طنازانه بود. و چقد خوب که اینقدر با شاگرداتون صمیمی هستید.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
ممنونم. واقعا ممنون:)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
:))) دارم حسرت میخورم! هی مادرم میگفت بیا برو معلم شو من گوش نکردم! دلم دل زده واسه یک ماساژ بعد شما از ماساژ زیادی خسته میشید :دی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
=)))))) ديگه معلمي حقوق نداره ولي ماساژ خوبي داره:)))
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
خدا خیرتون بده کلی خندیدم:-)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
نوش جان قابلي نداشت. خدا شما و رفتگانتون رو هم خير بده:)
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
خاطرات بیادماندنی میشه براتون ...
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
بله خيييليي
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
چقدر شاگرداتو دوست دارم :)))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
سلام دارن خدمتتون:)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ما ابتدایی که بودیم جرات نداشتیم تو چش معلمامون نگاه کنیم!! جالبه بدونید پسرایی که خواهر ندارند هم ماساژورهای خوبی هستند :) مرسی از نوشته زیباتون
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
آره به اين نكته دقت نكرده بودم. ولي پسرها درصدي ماساژور ميشن. دخترا مطلق و كامل... آره ما هم معلم بهمون نگاه مي كرد خيلي ذوق مي كرديم:))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
حالا به مرحله ی من میخوام خانوم رو باد بزنم هم میرسی صب کن هوا کم کم داره گرم میشه:))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
:)))) الان كه ديگه كلاسا تموم شده:) براي كلاسهاي تابستوني احتمالش هست:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
راستی اینم بگم که در بین جیمی هایی که اغلب غمگین مینویسن یا انتقادی طنازی تو واقعا جایگاه ویژه ای داره
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ممنونم عزيزم. خيلي لطف داري:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤