علی صادقی واقعی را بشناسید
این مصاحبه را بخوانید.

علی صادقی واقعی را بشناسید

نویسنده : h_jahanshah
علی صادقی بازیگر سابقا پرکار سریال های طنز سیما و اغلب محصولات طنز شبکه نمایش خانگی در مصاحبه ای با روزنامه جام جم از بیکاری خود می گوید.
 

برای انتخاب نقش‌هایتان با کسی هم مشورت می‌کنید؟

نه. الان متاسفانه شرایط کار ما نامناسب شده و خیلی از همکاران من بیکار هستند. شغل من بازیگری است و با توجه به شناخت مردم هر کاری نمی‌توانم بکنم. مردم هم مرتب می‌پرسند چرا فیلم بازی نمی‌کنی. دیگر نمی‌دانند که نقشی به ما پیشنهاد نمی‌شود.

فکر می‌کنید دلیلش چیست؟

واقعا نمی‌دانم. می‌خواهند دستمزد پانزده سال پیش را به ما بدهند که من معلوم است قبول نمی‌کنم. من برای چه باید دستمزد پانزده سال قبل را بگیرم و با تورم الان زندگی کنم؟ دلایل این بیکاری زیاد است.

زمانی که وارد این حرفه شدید چقدر به جنبه شهرت در این حرفه توجه داشتید؟

من ده ساله بودم با برنامه کودک وارد این حرفه شدم و اصلا به این حرف‌ها فکر نمی‌کردم.

با توجه به این که شما به عنوان بازیگری طناز شناخته می‌شوید نقش جدی هم تا به حال به شما پیشنهاد شده است؟

یک‌بار برای بازی در یک فیلم سینمایی آقای محسنی‌نسب نقشی جدی به من پیشنهاد کردند که در ارمنستان فیلمبرداری می‌شد، اما در تهران به من توضیحاتی دادند که وقتی به ارمنستان رفتم دیدم کاملا نقش جور دیگری است! آن موقع احساس کردم در یک سطح بسیار پایین می‌خواهند فیلمی اکشن بسازند! به همین خاطر همانجا کناره‌گیری کردم. نخواستم آن کار را انجام دهم که طرفدارانم را از دست بدهم.

به نظرم دلگیر و ناراحت هستید. شما که روحیه شادابی داشتید...

روحیه شاداب دیگر کجا بود! الان چند بار از طرف برنامه خندوانه به من گفتند بیا مردم را بخندان، اما واقعا روحیه‌اش را ندارم که در برنامه‌های طنز شرکت کنم. الان 2 سال است که کسی پولم را سر خانه‌ای خورده و من دائم در رفت و آمد به دادسرا هستم و هیچ‌کس هم نمی‌پرسد کجایی و چکار می‌کنی! من حتی در اخبار هم این مشکلم را مطرح کردم، اما انگار کسی نمی‌شنود! از آن طرف مثلا سال‌ها پیش من در کاری با حقوق همان سال بازی کردم، اما آن کار بارها و بارها باز پخش شده. خب این درست نیست من یک بار حقوق گرفتم و الان مدت‌هاست که بیکار هستم، اما کارم بارها و بارها از شبکه پخش می‌شود. مردم تصویر من را روی صفحه تلویزیون می‌بینند که برای بار چندم می‌نشینند و فلان سریال را تماشا می‌کنند. حداقل بیایند پول تکرار کارهایمان را به ما بدهند.

در مورد حال و هوای سینمای طنز در چند سال اخیر چه نظری دارید؟

در کشور ما طنز به آن معنا وجود ندارد. تعریف طنز در کشور ما با تعریف آن در همه جای دنیا متفاوت است. اینجا بیشتر لوده‌بازی دیده می‌شود تا طنز. البته دوست دارم در اینجا یک نکته‌ای را هم بگویم. من به آقای فرهادی و شهاب حسینی برای افتخار ملی که به دست آوردند تبریک می‌گویم و خیلی هم از این بابت خوشحالم، اما نمی‌دانم چرا هیچ وقت فیلم‌های شاد ما در عرصه‌های بین‌المللی جایزه به دست نمی‌آورند! نمی‌دانم این چه سیاستی است که فیلم‌های تلخ را پررنگ می‌کنند! شاید می‌خواهند کارگردان‌های ما به نمایش سیاهی‌ها تشویق شوند!

شنیده‌ام که مشکلاتی در صفحه مجازی و اینستاگرام برایتان پیش آمده. درست است؟

بله. من صفحه خودم را در اینستاگرام دارم، اما صفحه‌ای هم هست به نام علی صادقی دات اورجینال که فالوئرهای زیادی هم دارد و پسر یکی از بازیگران آنجا را می‌گرداند. یک روز آقایی به من زنگ زد که این فرد فالوئرهای تقلبی زیادی را برای صفحه‌ای به نام من از او خریده. این پسر از طریق این صفحه مزاحمت‌های زیادی را برای خانم‌های بازیگر به وجود آورده و برای من گرفتاری درست کرده. من به پلیس فتا هم گزارش کردم، اما تا به حال که رسیدگی نشده است.

بریم سراغ فیلم سینمایی«50 کیلو آلبالو»، این فیلم چه ویژگی‌های داشت که مطابق ملاک‌های شما بود و باعث شد شما بازی در آن را بپذیرید؟

در وهله اول این که آقای حقیقی را خیلی دوست دارم و ایفای نقش در فیلم ایشان باعث افتخار من است. ضمن این که بازی در سینما و تلویزیون ایران ملاک و معیار خاصی ندارد. من خودم خیلی وقت است که بیکارم و به همین سبب منتظر پیشنهاد بازی هستم. خیلی‌ها مثل من هستند و برایشان ملاک و معیار اصلا مطرح نیست.

فاکتورهای جذب مخاطب این فیلم از نظر شما چیست؟

این فیلم کارگردانی خیلی خوب و دقیقی دارد. مانی حقیقی واقعا آدم کاربلدی است. از هیچ سکانسی سرسری نمی‌گذرد و با تمام بازیگران تمرین می‌کند. او آن‌قدر تمرین می‌کند که نتیجه‌ای که می‌خواهد را به دست آورد. بازیگران فیلم هم چهره‌هایی دوست داشتنی بودند که مردم دوستشان دارند. دیگر این که تولید منظمی داشتیم و...

به نظرم شخصیتی که بازی کردید کمی روان‌پریش بود. برای رسیدن به وجه روان پریشانه این شخصیت مشاهداتی از نزدیک داشتید یا فقط تمرین می‌کردید؟

به نظر من که روان پریش نبود. او راحت بود و کت و شلواری نبود. بالاخره دختر مورد علاقه اش را داشتند شوهر می‌دادند و او به هم ریخته بود. هر کسی هم جای او بود همین‌طور می‌شد.

تعاملات شما با دیگر بازیگران فیلم چطور بود؟

سکانس‌هایی که من در آن بودم کم بود و بنابراین خیلی در آنجا حضور نداشتم، اما در همان اندازه‌ای هم که بودم رابطه خوبی بین بچه‌ها وجود داشت.

منبع:خبرآنلاین

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
چه دل پری داشت حقم داره همین کارا را میکنند که میرن خارج بازیگرامون اگه بخوام خیلی رک حرف بزنم یکی مثل آقای شریفی نیا دائم الکی تو این فیلم و اون فیلم هست حتی شده بیاد یه سلام تو فیلم بده وبره اما یکی دیگه به خاطر نداشتن اون پارتیا هرچه قدر هم خوب بازی کنه باید بیکار باشه /
Cold
Cold
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
"در کشور ما طنز به آن معنا وجود ندارد ، اینجا بیشتر لوده‌بازی دیده می‌شود تا طنز"...این بنده خدا که خودش خدای لوده بازیه که!!! البته مشکل داشتن هرکسی باعث ناراحتی آدم میشه و امیدوارم مشکلاتش زودتر حل شن...ولی من که تعجبی نمیکنم کسی بهش نقش نمیده ، چون دوره اون دلقک بازیا گذشته دیگه!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
درود بر تو
سارا!
سارا!
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
آخ آخ آخ! دقیقا! + این نکته که فیلم شادی که در سینمای جهان حرفی برای گفتن داشته باشه کجاست؟ والا ما فیلم طنرمون یه محوریت بیشتر نداره که یه دختری نمی خواد با یه پسری ازدواج کنه! بریم پنجاه کیلو آلبالو رو تو کن ارائه بدیم مثلا؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
خوشم میومد ازش اون فیلمای اولش. ولی در چندسال اخیر لودگی و تکه انداختن شده کارش
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
یاد سریال متهم گریختش به خیر !
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤