در این حین، تهمینه پا تِلوِزُن

شبکه خبر بود و سلمانی و یک سَخُن

خبرِ مهم، حتی از آب و دون

بگفتند که وام‌ها شده ده میلون

خبر که به گوش عروسش رسید

بشد رنگ رخساره چون گچ، سپید

ملاقه و سیخ را بیانداخت، زِر

به رستم بگفت ایکسکیوزمی، سِر

بشد نادم و رفت به پیشِ اسی

اسی هم نگو لینونل مسی

همی شاد و خندان و آواز خوان

دوتایی برفتند، نشستند به پا، عقد خوان

سیاوش بیامد، با تُنبَکِش

بخواند و کمی قِر بداد، آخرِش:

«چو آن کوچه تنگ است، در آن محل

یقینا عروسش قشنگ است، در آن محل»

چو عاقد بیامد به بزمُ السَّرا

بخواند خطبه و بله گفت، مهلقا

همه شادی و دست و جیغ و هورا

سکینه و صغری و اقدس آنا

چو مهمانی به آخر خود رسید

همه صحبت از وام ده تایی بید

به پای یکی سیستم ِایکس پی

نشست رستم و رفت تو سایتِ همی

نویسد همی نام اسفندیار

بغل دست آن بانوی باوقار

بزد دکمه‌ی تایید و ثبت شد

همه خانه‌ی خود روند، چون نخود

===========

برای خواندن قسمت قبل اینجا کلیک کنید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
جالب بود.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون:-)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
حسابی پیگیر وام ازدواج و متعلقاتین ها :) خبری بود شیرینی ما رو هم بدین:)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
قرار شد شعر موضوعی بگم اینم شعر موضوعی خخخ، چشم اگه اگه اگه خبری شد خبر می کنم خخخ
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
:) عجب :) خیلی زیبا بود.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون:-)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست طاقت بار فراق این همه ایامم نیست
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
جالب بود فقط یه مقدار سخت بود خوندنش...حالا من از شعر خیلی سر در نمیارم ولی وزنش یه جوری بود بنظرم...موفق باشین:)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
ممنون، باید به سبک حماسی بخونینش، نا سلامتی قسمت سوم سه گانه ی رستم و اسفندیار بود خخخ:-)
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
یه چیزی منو خیلی خندوند... اونم اینکه چه جرأتی کردید این ماجرا رو به نام شعر به "جیم" ارائه کنید... و جیمیا چقدر باحال بودن که گفتن عب نداره، باحاله بذار منتشرش کنیم بخندیم دور هم... ایناش خنده دار تر از خودش بود
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
شما شعر طنز نشنیدین تا به حال؟
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
در ضمن خیلی دوست دارم با نوشته هام و شعرام دیگران شده حتی یه لبخند بزنن، دیگه خنده و قهقهه که جای خودش، ورودتون رو هم له جیم تبریک می گم:-)
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
بله. اما این مقدار که کلمات رو شکستید، و وزن رو بعضی جاها خراب کردید، دیگه عملا از شعر بودن درمیاره کارو. میکنه مثل اون "قضیه" های معروف صادق هدایت. خوندیدشون؟ به طور مشخص کتاب وغ وغ ساهاب رو میگم. ممنون از خوش آمدگوییتون نیز...
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
: )
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
:-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
این چیه اون وسط؟‌ «چو آن کوچه تنگ است، در آن محل یقینا عروسش قشنگ است، در آن محل» خخخخخخخخخخخخخ ایول :))
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
« کوچه تنگه بله، عروس قشنگه بله» ، ممنون که خوندین
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٨/١٦
٠
٠
من که خوشم اومد:)))
ساده
ساده
٩٥/٠٨/١٧
٠
٠
:-)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
اول بهمن ماه؛ زادروز فردوسی

شاهنامه چگونه شکل گرفت؟

٩٦/١١/٠٣