از رستگاری در شائوشنگ تا فارست گامپ!
دو فیلم برتر جهان که در سال 1994 ساخته شدند

از رستگاری در شائوشنگ تا فارست گامپ!

نویسنده : s_aghagol

سال 1994 شاید عجیب‌ترین سال در تاریخ سینما است. سالی که دو فیلم رستگاری در شائوشنگ و فارست گامپ به نمایش در آمد! دو فیلمی که در تمامی جایزه‌های جهانی رغیب یکدیگر بودند. از جمله جایزه اسکار. جایی که باید رستگاری را مغلوب واقعی نامید. (با این‌که در حال حاضر از دید مخاطبان رستگاری جایگاه اول رده بندی را تصاحب کرده و فارست در رده پانزدهم جدول است!)

 

رستگاری در شائوشنگ

فیلمی که با اقتباس از کتابی به همین نام ساخته شد و به گفته نویسنده کتاب، بهترین افتباس سینمایی بوده است. با بازی تیم رابینز و مورگان فریمن. فیلمی که در آن سال نامزد هفت اسکار سال شد! و عجیب آن‌که در هیچ یک از بخش‌ها اسکار نگرفت! اما به باور بسیاری از مردم دنیا بهترین فیلم تاریخ سینماست!

فیلم با بازداشت تیم رابینز آغاز می‌شود، کارمند بانکی که به اشتباه به شائوشنگ تبعید و به حبس ابد محکوم می‌شود. و بیش از 29 سال از عمر خود را در زندان سپری می‌کند تا زمانی که با حفر تونلی از زندان گریخته و به رستگاری می‌رسد.

رستگاری نه بخاطر رهایی از زندان بلکه به این دلیل: «او اطمینان می‌یابد گناهکار نیست و قتل همسرش به او ارتباطی نداشته است.» و این به معنای واقعی کلمه رستگاری در پیشگاه خداوند است، رستگاری که درخور آزادی است.

اگر قصد داشته باشم به قسمتی از فیلم اشاره کنم قطعا صحنه‌ای‌ست که تیم رابینز رو به مورگان فریمن می‌کند و این جمله را بر زبان می‌آورد: «با زندگی کنار بیا؛ یا به پیشواز مرگ برو...»  و سکانس آخر در زندان، جایی که رئیس زندان که به ظاهر فردی مذهبی است ولی در باطن مصداق این بیت حافظ خودمان «چون به خلوت می‌رود آن کار دیگر می‌کنند!» است. کتاب انجیل رابینز را باز می‌کند و با این جمله روبرو می‌شود «حق با شما بود آقای رئیس! رستگاری در این کتاب نهفته است!»

ولی به نظرتان چرا این فیلم در هیچ یک از بخش‌ها سیمرغ بلورین! نه ببخشید اسکار را نگرفت؟  قطعا تنها و تنها به خاطر رغیبی قدر به نام فارست گامپ!

 

فارست گامپ

فارست گامپ، فیلمی دیگر که در سال 1994 و با بازی تام هنکس ساخته شد، فیلمی که در سیزده بخش نامزد جایزه اسکار بود و در شش شاخه موفق به کسب این افتخار شد! 

جالب آن‌که تام هنکس افسانه‌ای، نامزد بازی در فیلم رستگاری نیز بود و تنها به خاطر بازی در فیلم فارست گامپ این پیشنهاد را رد کرد! اما از فارست گامپ بگوییم، درامی است زیبا و طنز آلود با بازی تام هنکس که پر فروش‌ترین فیلم آن سال شد.

گامپ نام شخصیت اصلی داستان است با بازی هنکس شخصیتی که داستان زندگی‌اش را در حالی که منتظر آمدن اتوبوس است برای رهگذران روایت می‌کند. کودکی کند ذهن که در طول فیلم عاشقش خواهید شد. شاید کند ذهن کلمه خوبی برای توصیف گامپ نباشد، شاید بهتر باشد او را آدمی خاص بنامیم و نه کند ذهن یا حتی احمق (احمق کسی است که کارهای احمقانه می‌کند!) به بیانی دیگر انسانی است ساده دل. کودکی که به خاطر مشکلی جسمی مجبور به تحمل اسکلت فلزی! متصل به پاهای خود بوده است! اسکلتی که در حادثه‌ای درهم می‌شکند و باعث پدیدار شدن استعداد گامپ در دویدن می‌گردد. دیگر شخصیت‌های داستان جنی، بوبا و ستوان دن تیلور است، جنی دختری است که در روز اول مدرسه با گامپ ارتباط دوستی برقرار می‌کند، رفاقتی که داستان فیلم نیز بر اساس آن شکل گرفته است. زندگی گامپ زندگی پر فراز و نشیبی است. از رفتن به دانشگاه به واسطه حضور در تیم فوتبال مدرسه، تا حضور در جبهه جنگ با ویتنام و دوستی با بوبا و سرگرد دن و کسب نشان افتخار بخاطر رشادت‌هایش در ارتش! و هر دو به خاطر استعداد ذاتیش در دویدن!

از این‌ها که بگذریم نمی‌شود از گامپ گفت و از عشقش به دخترک داستان نگفت! جنی، دخترکی با رویاهای بسیار، که زندگی موفقی را سپری نمی‌کند. باید اعتراف کنم در طول داستان به غیر از صحنه اول مواجه شدن جنی با گامپ از او متنفر بودم! اما از تأثیرش بر زندگی گامپ نمی‌توانید چشم پوشی کنید. شاید اگر عشق به جنی نبود گامپ ساده دل هرگز این راه موفقیت‌آمیز را طی نمی کرد!

باری، هرآنچه از این فیلم بگویم قطعا باز کم گفته‌ام. الحق اگر فیلمی توان رقابت با شائوشنگ را داشته باشد تنها همین فیلم بوده است. به شخصه اگر بخواهم یکی از این دو فیلم را انتخاب کنم آن گامپ فارست خواهد بود! اگر چه با اختلافی کم اما گامپ را بیشتر از رستگاری پسندیدم.

بخصوص سکانس ما قبل آخر را، جنی بر اثر بیماریی لاعلاج مرده و گامپ زیر درختی که جنی به خاک سپرده شده است (درختی است تنودمند که در بچگی بر روی آن بازی می‌کردند!) درحال صحبت با اوست. و بازی زیبای تام هنکس در این سکانس، که الحق تنها به خاطر همین سکانس لایق جایزه اسکار بلورین است! گامپ از پسرشان می‌گوید و از شیطنت‌هایش و از این‌که او پسری است باهوش. و در سخن آخرش از تصوراتش درمورد زندگی اینگونه سخن می‌راند: «نمیدونم حق با مادرم بود یا ستوان دن، من نمی‌دونم که هر کدوم از ما سرنوشتی داریم یا این‌که همه ما فقط به شکلی تصادفی بر روی یک نسیم شناوریم! ولی به نظر من هر دو درست هستند. شاید هر دو همزمان دارند اتفاق می‌افتند...»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سخی
سخی
٩٥/٠٣/٠٦
١
٠
من احساس میکنم وبلاگ شما رو توی بیان دیدم. درسته؟ من به سینما علاقه ای ندارم. اما بابت زحمتی که بابت نوشتن این متن کردید تشکر میکنم. موفق باشید.
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
سلام :) بله در بیان هم بنده حقیر کلبه احزانی دارم که از قضا سایت جیم هم چند وقتیه آدرسش رو قسمت پایین سمت راست سایت قرار داده :))) تشکر. شما نیز موفق باشید.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٦
١
٠
فارست گامپ رو ندیدم ولی شائو شنگ عالی بود؛ هم بازیگرا خوب بودن هم داستان عالی بود هم سورپرایزش
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
فارست گامپ رو هم ببینید حتما. واقعا دیدنی است.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
جالبیش اینجاست که هر دو اثر اقتباس از کتاب بودن. ممنون از نوشته خوب تون تجدید خاطره کردیم
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
جزء اقتباس های خوب هم به شمار میان. وجه اشترا های جالبی دارند. خواهش می کنم. ممنون از شما.
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
هردو رو دیدم و تایید میکنم که واقعا فیلم های فوق العاده ای هستن. منم فارست گامپ رو با اختلاف کمی از رستگاری، بیشتر میپسندم :)
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
من هم از فارست گامپ بیشتر خوشم اومد. به نظر حقش بود که اونموقع همه اسکارهارو در رقابت با شائوشنگ ببره.
هاچ
هاچ
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
رستگاری رو ندیدم هنوز ولی فارست گامپ رو چرا. دوسش داشتم. البته یه چیزی منو اذیت می کنه همیشه. اونم اینه که اگه یه وقتی دوتا فیلم بودن که ژانرشون متفاوت بود اما هر کدومشون توی همون ژانری که دارن فوق العاده بودن، اون وقت تکلیفِ انتخابِ فیلم بهتر چه جوری میشه؟! کارگردانی و بازی ها هم در یک سطح مثلا. هرچی فکر می کنم میشه دوتا فیلم جنگی رو باهم مقایسه کرد اما یه درام و یه جنگی رو چه جوری؟ (منظورم از این سوالی که پرسیدم این دوتا فیلم نیست ها. کلا ذهنم مشغول شده بود)
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
رستگاری رو هم پیشنهاد میکنم ببینید. فیلم جالب و خوبیست. . نمیدونم. ولی خب جوایزی مثل اسکار بخصوص در این چند ساله بیشتر با رویکرد سیاسی توزیع شدند تا رویکرد علمی و کارشناسانه.
هاچ
هاچ
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
اسکار هیچ وقت نمیاد وجهه شو خراب کنه واسه سیاست. اونجا مگه مثل ایرانه که همه چیزش رو به خاطر سیاست گند بزنن توش. :)) این قضیه که میگین کمی دور از ذهنه :)
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
فارست گامپ رو ندیدم ولی رستگاری رو چرا...فیلم خیلی خوبی بود:) تلاش و پشتکار و امید رو خیلی خوب نشون میداد..چقدر دلم برای اون آقای مسوول کتابخونه زندان سوخت که بعد از سالها ازاد شد و آخر هم خودکشی کرد..دیالوگهای قشنگی هم داشت...ممنون از زحممتی که کشیدین:)
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
رستگاری از هر لحاظی که بهش نگاه کنید عالی بود. دیالوگ ها. بازی موضوع . گامپ هم بسیار زیبا است. یک درام ساده ولی دلچسب. . خواهش میکنم :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
دوتاشو دیدم/رستگاری رو بیشتر پسندیدم.
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
انصافا هر دو عالی بودند.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
به به، معرف فیلم هم به جیمی ها اضافه شد :)
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
:)))
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
وقتی کارکتر اصلی فیلم غم زندگی و جبر روزگار را می فهمه و سختی روزگار را انکار نمیکنه ؛ تلاش میکنه به امید رستگاری:-)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
منم فقط رستگاری رو دیدم. البته 2-3 بارم دیدمش. انصافا حرف نداره :)
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
خب واقعیت اینه که من هر دو مورد رو چندین و چندبار دیدم. فوق العاده خوب اند.
s.alifarrokh
s.alifarrokh
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
رستگاری رو دیدم و خوشمان امد! فارست گامپ هم که اصلا حرفشو نزن!چی بود این؟!تا یه هفته افسرده بودم:| دیگه هم سمتش نرفتم اینقد که پایان تلخی داره اما بنظرم با اختلاف از رستگاری بهتره.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩