خواهر بزرگتر!

خواهر بزرگتر!

نویسنده : zahra_rezaee

از اون روز اولی که جیم رو توی سایت خوندم و پیگیر مطالب شماها بودم هر مطلبی که می‌خوندم می‌رفتم پروفایل کاربر رو هم میخوندم. سنش، تحصیلاتش، وضعیت تاهلش. کم‌کم به این نتیجه و جمع‌بندی رسیدم که 90 درصد کاربرای فعال کم سن و تجربه هستن. این وسط منی که قصد ورود به جمعتون رو داشتم احساس کردم عجب وصله ناجوری بین شما هستم. دیگه بیخیال عضویت شده بودم که ناگهان روزی در یک حرکت ناگهانی و غافلگیرانه تصمیم گرفتم به عنوان مادربزرگ با تجربه (البته شما بخونید خواهر بزرگتر) بیام و تجربیات و نظرات گرانقدرم رو در اختیارتون بزارم، اون هم کاملا رایگان و مفته، پس در آینده داستان‌های کاملا واقعی و اکشن رو براتون تعریف میکنم، باشد که پند گیرید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٣/١٠
٠
١
خوش اومدین خواهر بزرگه:)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٠
١
٠
منتظریم
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٥/٠٣/١٠
٠
١
خوش اومدین به جیم :) نگران نباشین جیم کاربر هم سن و سال شما هم داره :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/١٠
٠
١
منتظر تجربیاتتون هستید : )
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٣/١١
٠
١
خیلی خوش امدید. البته که نوشتن سن و سال نمیشناسه چندان و منتظر مطالب خوبتون هستیم :)
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/١١
٠
١
از همه به خاطره مهربونیاتون ممنونم.به زودی چند یادداشت وخاطره مینویسم ممنون میشم نظراتتون رو در ذیلش ببینم وراهنماییم کنید
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/١١
٠
١
خوش اومدید :) بی صبرانه منتظریم :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/١١
٠
١
ما کمبود خواهر داریم خیلی هم استقبال می کنیم :)))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١١
١
١
همشونم کم تجربه و کم سن و سال نیستن خواهر بزرگه:) خوش اومدین به جمع جمیع جیمی مون...به قول آقا میرزای اصفهانی
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
:))) چه خوب !
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
خوش هاتیه(خوش اومدی) منتظریم :)
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
خوش اومدید :]
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ادب مون هم میکنین؟ مثل عکس :( یادمه کوچیک بودم خونه داییم مهد کودکی بود از بچه های فامیل، دختر داییم که بزرگتر از ما بود وقتیکه حسابی شیطنت میکردیم پا لخت مجبورمون میکرد رو سنگ صلات ظهر دیده وایستیم و تنبیه بشیم.
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
جالبه من خودم ته تغاری بودم وهیچوقت این فرصت رو نداشتم خواهر بزرگ کسی باشم اما الان توی جمع شما دوس دارم خواهر بزرگه باشم و باهم دوست باشیم و از یک فضای سالم و اموزشی لذت ببریم.ناهید عزیز شما خودت نمونه باادبی هستی شکست نفسی نفرمایید.:)))))
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
سلام ، موفق باشيد
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
سلام ممنون:))
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات