وارد سیاست بشوم یا نه؟
سیاست از نگاهی دیگر

وارد سیاست بشوم یا نه؟

نویسنده : j_hoseinpoor

هیچوقت سعی نکرده‌ام خودم را وارد سیاست کنم. همین که از کنار سیاست را نگاه کنم کافیست. اصلا اگر یک کارمندی حقوق اضافی بگیرد و یک رییسی کارش را توجیح کند. من از کجا باید بفهمم که این کار سیاسی است یا اقتصادی که خواسته باشم وارد این مقوله بشوم؟

چند روز پیش که برادرم ماشین را کوبیده بود به دیوار و هیچی نگفته بود، پدرم گفت .«این حسین عجب آدم سیاستمداریه هیچی نگفته ها!» ولی من فکرمی کنم این آدم، آدم ترسویی هست که جرات گفتن اشتباهش را ندارد. یا مثلا چند وقت پیش برای دختر دایی حمید خواستگار آمده بود و به سلامتی جواب هم داده بودند. مادر بزرگ به مادرم گفته بود: «می بینی زن حمید چه جوری از روی سیاست کار می کنه که بقیه متوجه نشن.» ولی من می‌گم این هم سیاست نیست. خب زن دایی حمید که قرار نیست هر خواستگاری که برای دخترش می‌آید را تو بوق وکرنا کند و به همه بگوید. با این حال به هر کدام از خواستگارها که جواب رد بدهد، همین شماها سریع برایش یک ایراد در میارید.

ولی با این حال من معتقدم که عقدها را باید به همه اطلاع داد که همه در جریان قرار بگیرند عین همین قرارداد های نفتی که بین کشورها بسته می شود. البته این هم شاید سیاست نباشد و دوباره همان موضوع دختر دایی حمید پیش بیاید. تا الان هر چه فکر کرده‌ام کار سیاسی وجود ندارد. مثلا همین اختلاسهای اخیر همه‌اش اقتصادی و کمی هم اجتماعی است. اختلاس کننده‌ها می‌خورند و فشارش را ملت تحمل می‌کند، این می شود اقتصادی اجتماعی و کاری با سیاست ندارد.

حالا که فکر می‌کنم می‌بینم من از کنار سیاست رد هم نشده‌ام. چه بشود که واردش بشوم. این یعنی من بروم و کشکم را بسابم. همین که امروز را بروم سرکار و تا لنگ ظهر حاشیه میدان فردوسی را متر نکنم. باید خدا را شکر کنم.

کارگر که باشی مجبوری هم از کنار سیاست رد بشوی، هم با اقتصاد دست و پنجه نرم کنی، هم طوری اجتماعی رفتار کنی که بگویند عجب آدم با نزاکتی و هر روز ببرندت سر کار و آخر وقت سی وپنج هزار تومان بگیری و در خرج کردنش سیاست بخرج دهی تا از لحاظ اقتصادی کم نیاوری و شرمنده صاحب خانه و خانواده‌ات نشوی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
برا بار هزارم، مسئولین سایت، جانِ هر کی دوست دارین یه عکس مرتبط با مطلب بزارین.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
سلام آقای حسین پور، مطلبتون عالی بود فقط ای کاش یه کسره زیر دختر دایی میزاشتین :-)
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
چشم حتما ممنون
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
این طرف پله های سیاست آن طرف میز های ریاست .. خیلی خوب ممنون :)
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون از نظر تون
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
توجیه
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
واقعا هم همینجوری که شما میفرمایید خیلی قشنگ بود :)
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
مطمئنید وارد سیاست نشدید؟ تا حالا تحلیل های راننده تاکسی ها و مسافرا رو نشنیدین ؟:))
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
تو تاکسی معمولا عقده های دلشون و خالی میکنند.ممنون از حضورتون.
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
ما هم همچین از سیاست سر در نمیاریم..اصلا ازش خوشمان هم نمی آید..فقط همش بقیه میگن باید در حد خودت بدونی در موردش...شما فهمیدین به ما هم بگین سیاست چیه دقیقا....بند آخر عالی بود.یعنی یه دفعه ضربه رو زدین.اصلا یه جوریم شد..واقعا کارگر که باشی .... ./// خط دوم توجیه املای درستشه...بند دوم آخرش، «در میارید» رفت تو حالت محاوره...بند دوم از آخر هم بند از « تا لنگ ظهر حاشیه میدان فردوسی را متر نکنم» ویرگول باید باشه نه نقطه...موفق و موید باشین:)
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
ممنونم از نکته نظرتون لطف عالی مستدام
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
قسمت کارگرش عالی بود یاده خودم افتاد مثلا مهندسم اما حقوقم کارگریه:(((((((
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
سپاس گزارم از بازدید
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
وارد سیاست نشویدد
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
چشم حتمن
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
اواتار جالبی داری
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات