کمی بیشتر از 12 هزار روز
نگاهی گذرا به زندگی حاج احمد متوسلیان شاخص‌ترین اسیر ایران

کمی بیشتر از 12 هزار روز

نویسنده : حامد نادری راد

از آن مبارزان درست و حسابی و استخوان‌دار بود. اصلا از آن بچه بی‌کله‌های جنوب تهران که هم درس‌خوان بوده و هم شر. سال 54 هنوز بیست و دو سالش نشده بود که ساواک حسابی افتاده بود دنبالش. مخفایانه رفت لرستان و شد یک برق‌کار ساده. تا وقت انقلاب که شد یکی از اصلی‌ترین عوامل تظاهرات‌ علیه رژیم. خیلی زود هم به سپاه پیوست.

(حوالی سال 52 و در زمان سربازی)

سال 58 بارش را بست و با 50 نفر از بچه محل‌هایش رفت کردستان. رفت و زیر نظر محمد بروجردی (فرمانده سپاه کردستان) تبدیل به مبارز ورزیده و فرمانده‌ای مقتدر شد. همان سال‌ها آن‌قدر از خودش لیاقت نشان داد که خیلی زود فرمانده سپاه مریوان شد.

(سال 58 در مدرسه‌ای در شهرستان مریوان)

مهر ماه 60 بود که محسن رضایی فرمانده سپاه شد. او را از قدیم می‌شناخت. او و حاج همت را آورد پادگان گلف اهواز و گفت: «بروید و نیروهایتان را یکی کنید و بشوید یک تیپ» این شد که تیپ خط شکن 27 محمد رسول ا... تشکیل شد. تیپی که بعد‌ها شد یکی از ارکان قدرت نظامی ایران. او شد فرمانده و حاج همت هم شد معاون.

(سال 61 و در جلسه توجیهی اعزام به سوریه)

دی ماه 60 بود که با بچه‌های تیپ رفته بودند سفر حج. آن‌جا هم انگار آرام و قرار نداشت. تا مرز دستگیری رفته بود.

(سال 60 در حال حج تمتع، از سمت راست حسین شریعتمداری مدیر مسئول فعلی روزنامه کیهان است، بعدش حاج احمد، محمود شهبازی و ابراهیم همت)

خیلی زود به خاطر نبوغ نظامی‌اش مشهور شد. در شب سخت عملیات فتح المبین با مهندس محسن وزوایی (سخنگوی انگلیسی زبان دانشجویان تسخیر کننده لانه جاسوسی) شاهکار کردند. رفتند ده کیلومتر پشت خط عراقی‌ها و توپخانه‌شان را گرفتند. اولین توپ‌های سپاه همین‌هایی بود که حاج احمد در فروردین 61 و همان شب عملیات فتح المبین از عراقی‌ها گرفت.

( سال 61 و در حال فرماندهی نیروهای عمل کننده برای آزادی خرمشهر)

وسط عملیات آزادسازی خرمشهر شده بود. آن‌‎قدر عراقی‌ها پشت جاده اهواز خرمشهر فشار آورده بودند که حاج احمد هم کم آورده بود. فقط آتش می‌بارید. هر چقدر پشت بیسیم از حسن باقری کمک می‌خواست جواب یک چیز بود. «احمد پشت جاده بمان و مقاومت کن، نیرویی در کار نیست» دست آخر خودش سلاح برداشت و شروع کرد به جنگ تن به تن که گلوله کاتیوشا به پایش خورد.

(یکی از پوستر‌های فیلم ایستاده در غبار و تصویر مثالی حاج احمد. (1))

علی رغم نظر پزشک مبنی بر خروجش از منطقه، بدون بی‌هوشی و در حال عمل جراحی، در آخرین مرحله از عملیات بیت المقدس لشکرش را فرماندهی کرد. ابتکار او در حرکت نیروها به سمت پل نو و نخلستان‌های خرمشهر باعث محاصره عراقی‌ها شد. چند روز  پس از آزادی خرمشهر برای مأموریتی مهم به تهران می‌رود.

(پس از آزادسازی خرمشهر سوم خرداد61، به علت مجروحیت حاج احمد از عصا استفاده می‌کند.)

وقتی ایران تصمیم به اعزام نیرو به سوریه می‌گیرد (2)، او و سایر نیروهای زبده تیپ 27 برای این مأموریت برون مرزی انتخاب می‌شوند. حضوری که باعث شکل‌گیری حزب الله لبنان نیز می‌شود.

(اوایل تیر ماه 1361، پادگان زبدانی در مرز بین سوریه و لبنان، در حال سخنرانی برای نیروها)

14 تیر 61، روزی بود که سفارت ایران در لبنان به شدت مورد تعرض قرار گرفت و هر لحظه ممکن بود سقوط کند. او که با محسن موسوی (کاردار وقت ایران در لبنان) در حال عزیمت با ماشین دیپلماتیک ایران بودند، در پست ایست و بازرسی باربره در 20 کیلومتری بیروت متوقف شده و توسط فالانژیست‌های (3) لبنان اسیر می‌شود.

(تقریبا آخرین عکسی که از احمد متوسیان گرفته شده است. صبح 14 تیر 61)

بیش از 12 هزار روز از اسارت یکی از نوابغ نظامی کشور و از فرماندهان محبوب سپاه می‌گذرد. در تمام این 34 سال، گمانه زنی‌های مختلفی در مورد سرنوشت او و سه دیپلمات دیگر همراهش مطرح شده است. تا این‌که روز شنبه 1 خرداد 95 سرتیپ حسین دهقان(وزیر دفاع کشور) اعلام کرد که حاج احمد متوسلیان زنده و در زندان‌های رژیم صهیونیستی اسیر است.

این خبر شاید بتواند مقدمه آزادی کسی را فراهم کند که بیشترین زمان اسارت در بند این رژیم را دارد. فردی که همواره اسرائیلی‌ها او را برای روز مبادا نگه داشته‌اند، تا اگر مهره مهمی از آن‌ها اسیر شد، دست به مبادله اسرا بزنند. این‌که اعلام رسمی این خبر چه مقدار به آزادی او کمک خواهد کرد را زمان بهتر مشخص می‌کند.

( عکس گذرنامه دیپلماتیک احمد متوسلیان)

===================

پانوشت‌:

(1) ایستاده در غبار عنوان فیلمی بسیار جذاب در مورد زندگی‌نامه حاج احمد متوسلیان است. این فیلم موفق شد سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فجر سال 94 دریافت کند.

(2) درست 10 روز پس از آزاد سازی خرمشهر، رژیم صهیونیستی در یک نقشه از پیش طراحی شده به لبنان هجوم می‌آورد و تا بیروت نیز پیشروی می‌کند. این حمله در حالی صورت می‌گیرد که در لبنان گروه فالانژیست‌ها (حزب کتائب) به عنوان مزدوران اسرائیل حضور دارند و نیروهای سنی و مسیحی نیز از دفع حمله آل صهیون ناتوانند. تنها نقطه مقاوم، جنوب بیروت و محله ضاحیه است که فرمانده‌اش سید عباس موسوی است. (اولین دبیر کل حزب الله لبنان که توسط اسرائیل ترور شد). در چنین شرایطی تنها کشوری که به ندای کمک خواهی سوریه و لبنان پاسخ مثبت می‌دهد ایران است.

تصمیم شورای عالی دفاع اعزام نیرو به سوریه است به شرط آن‌که خود سوریه و سایر کشورهای عرب حاضر به جنگ با اسرائیل شوند. اما چه گروهی باید اعزام شود؟ بدلیل آشنایی با مسائل پایتخت و سطح فهم سیاسی بالا، تجربه جنگ چریکی و کلاسیک و زبده بودن نیروها، لشکر 27 محمد رسول الله انتخاب می‌شود. خوشحالی زاید الوصف حاج احمد هنگام شنیدن خبر نبرد با دشمن اصلی یعنی رژیم صهیونیستی بارها در خاطرات بزرگان آمده است. در حد فاصل 15 تا 20 خرداد سال 61، سه گروه نیرو عازم سوریه می‌شوند و در پادگان زبدانی مستقر می‌گردند.

اما پس از مدتی معلوم می‌شود که سوریه قصد جنگ ندارد و از نیروهای ایرانی جهت برگ برنده در میز مذاکرات استفاده می‌کند، حضرت امام با طرح شعار «راه قدس از کربلا می‌گذرد» دستور بازگشت نیروها را از سوریه می‌دهند. در مدت حضور حاج احمد در سوریه دو جلسه سرّی با نیروهای مقاومت کننده در لبنان برگزار می‌شود که حاصل این جلسات تولد حزب الله لبنان است.

توقف ایران در جنگ با عراق باعث می‌شود که این کشور با کمک مستشاران اسرائیلی اقدام به ایجاد موانع متعددی در مرز با ایران کنند و علاوه بر بازسازی ارتش مضمحل شده عراق، راه را برای سقوط بصره برای همیشه ببندند. شاید همین فرصت باعث شد که ایران در عملیات‌های رمضان و والفجر مقدماتی توفیقی نداشته باشد و در عمل تا سال 64 زمینگیر شود.

(3)  فالانژیست‌ها (یا حزب کتائب) گروهی از مسیحیان لبنان هستند که در آن زمان با اسرائیل متحد بودند و عموما نقش حافظ منافع این کشور را بازی می‌کردند. این گروه در زمان جنگ داخلی لبنان با بسیاری ازگروه‌های شیعه و حتی سنی لبنان درگیر بود. اطلاعات بیشتر را این‌جا بخوانید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
هنوز باورم نمیشه که زنده هستن!!خیلی خبر شوکه کننده ای بود!
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
باور خیلی ها این بود. گرچه خیلی وقت ها مطالب ناامیدکننده ای منتشر می شد
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
پانوشت ها بیشتر از متن اصلی بود! اینا رو متن می کردین اونارو پانوشت!
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
این ها جنبه اطلاعات بیشتر رو داشتن. کسی که موضوعات رو بلده نیازی به خوندنشون نداره
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٣
٣
٠
سلام آقای نادری :)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
علیک السلام و رحمت الله :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
(:
zakhar
zakhar
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
12000 روز اسارت! حتی فکرکردن بهش سخته!
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
بیش از 12 هزار روز؛ حدود 33 سال و 11 ماه....
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
ینی میشه که باشن و برگردن؟؟؟
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
این اعلام عمومی به نظرم علتی داشته که گذر زمان اون رو بیشتر برای ما معلوم خواهد کرد.
میرزا
میرزا
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
سلام؛ خسته نباشید آقای نادری عزیز. دو سه روز پیش فقط تیتر سوالیش رو فکر می کنم در یکی از خبرگزاریها خوندم، اما وارد متن اصلی نشدم؛ چی بگم، خدا عالمه...
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
آیا با حاج احمد از قبل آشنا بودید؟
میرزا
میرزا
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خیر متأسفانه!
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
آشنایی با ایشون یکی از بهترین اتفاق های دوره نوجوانی من بود. از اون افرادی هست که می تونه برای یک نسل الگو باشه
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
تو پی نوشت ها گفتین رژیم صهیونیستی به لبنان حمله میکنه.بعد چرا نیرو رو به سوریه اعزام کردن؟ به هدوتا حمله کردن یعنی؟..و یه سوال دیگه تو مستند ایران و غرب هم یه بخشیش در مورد اعزام افرادی از ایران و آموزش و تشکیل حزب الله بود.ایشون جزء همون گروه بودن؟ یادم نمیاد اونجا از حاج احمد اسمی برده شد؟
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
خیر فقط به لبنان حمله میشه. در اون زمان سوریه به ایران اعلام می کنه که اگر شما نیرو بفرستید، ما حاضریم با ارتش عربی سوریه بریم و اسرائیلی ها رو از لبنان بیرون کنیم. بعد از اعزام نیرو از طرف ایران مشخص میشه که این بیشتر یک بازی سیاسی برای مذاکرات صلح بوده. لذا به دستور امام نیروها بر می گردن. /// بخش اولیه آموزش ها و ارتباط ها با حزب الله لبنان در همین اعزام ها صورت می گیره. توی اون مستند اسم همه رو نیاوردند. اصلا به این ماجرا هم اشاره ای نشد.
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
چرا اون زمان سوریه همچین کاری کرد؟ اینکه از نیروهای ایرانی بعنوان برگ برنده استفاده کنه.درحالیکه اونا برای کمک اومده بودن.حالا جدای از بحث اینکه بالاخره خب برای خودشون هم به لحاظ سیاسی و امنیتی حتما منافعی داشته
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
اون ها می خواستن جلوی اسرائیلی ها نمایش قدرت بدن که بدون درگیری عقب نشینی کنه که عملا محقق هم نشد. توی این ماجرا حافظ اسد با ایران صادق نبود.
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
دارم فکر میکنم بعد از 34 سال اگر واقعا این خبر حقیقت داشته باشه و زنده باشند و آزاد بشن، وقتی برگردن کشور قراره چه اتفاقی بیفته؟ یه مراسم تجلیل و تکریم و نوشتن خاطراتشون و.. بعدش چی؟ مثلا یه پستی هم بهشون پیشنهاد بشه. اصلا بیان و وضع الان رو ببینن چه واکنشی خواهند داشت؟
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
منم داشتم به همین فکر می کردم ! اینکه بر گردن و الان رو ببینن
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
برای افرادی مثل ایشون دیدن این روزهای ایران هم خوشحال کننده است (از نظر قدرتمندی کشور و ایجاد ساختارهای قوی و منسجم) و هم ناراحت کننده است (به خاطر آسیب های فرهنگی و اجتماعی)
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
اون زمان که اسیر شدن این چهار نفر دولت چقدر تلاش کرد برای آازدیشون؟ یا حداقل اطللاعی از سرنوشتشون؟
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
کمتیه ای برای این کار در وزارت امور خارجه تشکیل شد. پیگیری های نصفه و نیمه ای هم انجام شد ولی هیچ گاه برای آزادی این بزرگواران کار دیپلماتیک برجسته ای صورت نگرفت.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
یعنی واقعنی میشه؟! من اول فک کردم شوخی میکنن وای اگه بشه چی میشه:)وای اگه راست باشه :)) خدایا شکرت:)))
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
والله قدیر علی کلی شیء
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
چی بگه آدم .....
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
راستش اگه کسی به کاری معتقد باشه می تونه با ایجاد فشار و مطالبه عمومی ضمینه تحققش رو فراهم کنه
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
با شنیدن خبر زنده بودنشون سوالای زیادی تو ذهنم شکل گرفته کاش زنده باشن و کاش برگردن. سرنوشتشون به طور عجیبی منو یاد امام موسی صدر می ندازه..
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
بله؛ دو نفر سرنوشت بسیار نزدیکی به هم دارند. البته در مورد امام موسی صدر پس از قذافی هم معلوم شد که ایشون شهید شدند و توی همون لیبی در مکان نامعلومی دفن شده اند. امیدوارم این اتفاق برای حاج احمد نیفته
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
همیشه واسم سوال بوده اگه، همت ها، باکری ها، حسن باقری ها و... یهو بیان و الان رو ببينن چی ميگن؟ مثلا اگه محمد جهان آرا الان بود، شاید میگفت؛ ممد کاش نمیبود که ببينه!!! خیلی جامع و کامل بود، آرزوی قلبی همهء ما، صحت این خبر و سلامتی این سردار بزرگوار هست، انشاءالله جشن بازگشتتون رو بگیریم:)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
جوابش رو باالاتر گفتم. وضع ایران از نظر قدرت نظامی، امنیت، ساختارهای کشور و همچنین رفاه به نسبت دهه 60 به طور قابل توجهی بهتر شده. ولی وضعیت فرهنگی و آسیب های اجتماعی هم بدتر شده. اولی باعث خوشحالی و سرافزاری هست، اینکه خون این عزیزان این نهال رو آبیاری کرده و تبدیل به لنگر گاه امنیت منطقه شدیم. دومی باعث ناراحتی است چون این درخت تنومند آفت هایی داره که می تونی یک روز اون رو از داخل پوک کنه و با باد کوچکی از جا در بیاد.
translator
translator
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خییییییلی جالبه ینی میشه که بشه؟خداکنه بیان.الان باید چندساله باشن؟ چقد مطلب خوبی بود واقعا.ممنون
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
الان 63 ساله هستند. ممنون از لطف شما :)
mhv
mhv
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خوشحال شدم که یک مطلب به روز رفتین، اومدم دیدم شما نوشتی:|
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
پیشنهادش با من نبود البته :) من بشتر می دونستم برای همین نوشتمش
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
بنظرم حاجی اگربرگرده اون حاجی قبلی نخواهدبود چون اسراییل قطعا باروشهایی که خودش میدونه مغزشونو دست کاری کرده...
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
حاجی یک نماده؛ مشخصا در سن 60 و خورده ای سال قرار نیست کار اجرایی بهش بدن ولی این کار نشون میده که ایرانی ها برای فرماندهانشون ارزش قائل هستند.
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
بله موافقم.بیشتر پلیدی اسرائیل مدنظرم بود. چون نمیزارن همچین نیروهای گرانبهایی تا آخر روح شون دست نخورده بمونه. بالاخره یک بلایی چیزی سر اسرا میارن.
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
الحمدلله که سلامتن.خدا رو شکر. خیلی خبر خوبی بود
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
شما ایشون رو می شناختید؟
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
پارسال چندتایی کتاب خوندم که درباره تعدادی از شهدا و رزمنده هایی که پیکرشون رو پیدا نکردند و جاوید الاثر اند. مثل ایشون یا شهید ابراهیم هادی و چندنفر دیگه که خاطرم نیست. فکرمیکردم شهید شده باشن.
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خب خوبه پس؛ یک اشنایی اولیه ای هست.
یاسون هستم :)
یاسون هستم :)
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی خوب بود... مخصوصا اینکه خیلی وقت بود که دلم میخواس درباره ی ایشون کسب اطلاعات کنم... واقعا دم تون گرم... واقعا ممکنه که تونسته باشن نزدیک سی سال ایشونو زنده نگه داشته باشن؟؟ منظورم اینه که انقد نیاز داشتن بهشون که بتونن به مدت سی سال از کشته شدن شون خودداری کنن؟
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
برآوردشون غلط هم نبوده. به هر حال هر لحظه ممکنه کسی از مقامات نظامی اسرائیل اسیر بشه؛ حاجی رو نگه داشتن که روز مبادا اگر اینطور اسیر دادن بتونن مبادله کنند. چون از نظر اطلاعاتی الان حاج احمد براشون ارزشی نداره.
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
@@بعد این همه سال خانواده اش چه حس وحالی دارند ؟ 34 سال یه عمر چقدر سختی کشیدند خارج از وطن :( آقای نادری ممنون خیلی جالب بو د
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
پدر ایشون سال 87 فوت کردند؛ مادرشون هم خیلی سال پیش... فکر می کنم بچه هم نداشتند.
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
حیف :(( زن چی زنم نداشتند ؟؟
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
توی زندگی نامه شون صحبتی از ازدواج کردنش نیست.
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
وقتی موج #freemotevasselian رو دیدم فکر کردم بازم یه زندانی سیاسیه که اعتصاب غذا کرده و میخواد که آزادش کنن، بعد فهمیدم یه اسیره که چندین ساله اسیره... متن خیلی خوبی بود که احمد متوسلیان رو شناختم باهاش :) انشاءالله ایستاده در غبار هم اکران بشه بریم ببینیم :)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
ممنون از شما به خاطر یادآوری و ایده خیلی خوبی که دادید و عذرخواهی که سوژه خوبتون رو من نوشتم :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی ممنون از شما که نوشتینش. مسلما من اینهمه اطلاعات نداشتم :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
http://bahman.blog.ir/ شات های قدیمی بچه های سایت بروز شد :) !
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
:|
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
33 سال اسارت ؟؟ واااای ... خیلی خوب بود ...
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
بله؛ حالا کجاش خوبه این؟ 33 سال اسارت آیا؟
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
مطلبتون خوب بود !!! تاحالا اسمشونم نشنیده بودم !!
f_ramezanali
f_ramezanali
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
البته میگن خبر زنده بودن ایشون رسمی نیست ک کاش باشه و برگردن :)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
اعلام خبر توسط رسمی ترین نهاد دفاعی کشور یعنی وزیر دفاع فکر می کنم قابل تأمل باشه
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
در حد یه اسم فقط ایشون رو میشناختم ... 34 سال اسارت ... حتی با فکردن بهش مخم سوت میکشه ... ممنون از اینکه نوشتین و اطلاعاتمون رو زیاد کردین
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خواهش می کنم. بله فکر کردن بهش هم آزاددهنده اس
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
چقدر عجیبه، از اونوقتی که فهمیدم مبهوتم، خانوادشون چه حالی دارن الان، چطور مشخص شده که ایشون زنده هستن؟ اسراییل در قبال ازادیشون چی میخواد؟ چی به سرشون اومده تو این چند سال؟:-( امیدوارم ازاد بشن و چقدر ما شرمنده همچین ادمایی هستیم.. ممنون از این همه اطلاعاتی که دادید خیلی خوب و به موقع بود
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
بالاتر نوشتم. الان حاج احمد بیش از آنکه یک مهره مهم برای طرفین باشه؛ یک نماده و ذخیره ای برای روز مبادا. البته خدا می دونه چقدر خبر زنده بودن ایشون درسته
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
راستی پوستر فیلم چقدر خوبه مو به تن ادم سیخ میشه
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
این یکی اش هست. این صحنه ای هست که حاج احمد هر چی به حسن باقری میگه؛ فشار دشمن زیاده و اینجا فقط از اسمون آتیش می باره؛ باقری باورش نیمشه. خلاصه بیسیم رو می گیره بالا میگه خودت گوش کن. توی این روز سخت نیروهای حاج احمد اینقدر تیر و آر پی جی زده بودند که همگی از گوش هاشون خون می اومده. خود حاجی هم گلوله کاتیوشا کنارش می خوره و پاش مجروح میشه ولی خط رو نگه می دارند تا شبش که موج دوم میاد و محاصره خرمشهر شروع میشه.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
متنتون که خوب در نیاموه بود ولی عکساش جالب بود، آفرین به عکاس خخخخ
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
بله :) با تشکر
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
داشتم همه مطلب ها رو نگاه می کردم به مطلب شما رسیدم دیدم همه چی رو شما و بچه ها گفتین و گفتنی ای هم نمونده، برا خالی نبودن عریضه یه چیز نوشتم، وگرنه مطلبتون کامل و جامع بود:-)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
راست میگن بچه ها، حتی فکر کردن به این همههههه روز سخته واقعا. امیدوارم آخر این ماجرا ختم به خیر بشه... مرسی که متن ها کوتاه بود و عکس هم داشت:)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
دیگه باید همه سعی کنیم اینطوری بنویسیم. مشخصن مخاطب اینطوری می پسنده
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٠٥
١
٠
«احمد پشت جاده بمان و مقاومت کن، نیرویی در کار نیست» چقدر این جمله ترسناکه ... چه آدم های شجاعی ... امیدارم اگر زنده هستن از این اسارت 30 و اندی ساله آزاد بشن... " تشکر جناب نادری "
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٥
٢
٠
فایل صوتی مکالمه بیسیم بین ایشان؛ حاج محمد ابراهیم همت و حسن باقری موجوده و می تونید دانلود کنید. خیلی تکان دهنده است. مقدار فشاری که روی ایشون و نیروهاش میاد
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٠٦
١
٠
بله دانلود میکنم . ممنون.
باران
باران
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی جالبه که چرا دوران جنگ این طور آدمهای منحصر به فرد اینقد زیاد بودن و الان اینقد کمن. خیلی خوبه میشه برگردن و ببینیم نظرشون درباره اوضاع فعلی چیه. اطلاعات خوبی بود. ممنون
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
من بالاتر حدس خودم رو در مورد اوضاع فعلی گفتم. الان هم زیادن ولی کار به دستشون داده نمیشه. الانم مدیران کشور همون هایی هستند که در دهه 60 بودند. الان وزیر نفت و وزیر صنعت همون هایی هستند که دهه 60 وزیر بودند. توی جنگ امام به جوون ها اعتماد کرد الان نمیشه. وگرنه ما از نظر نیروی انسانی متخصص مشکلی نداریم ولی این تخصص تا در کوران کار اجرایی پخته نشه و تا مسئولیت بهش واگذار نشه خودش رو توی مدیریت کشور نشون نمیده
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
منو یاد امام موسی صدر انداختید برام منم سوال شد ایشون ان شالله برگردن بشنون سه هزار میلیارد .چه واکنشی نشون میدن ؟..البته تقصیر مردم که نه ...اما مثه ورزشکاری هستیم که بالا تنه رو قوی کرده و پاهاش ضعیفه ...همون اسیب فرهنگی م دست مردم که نبوده ...بوده ؟ میشه گفت توانمندی نظامی کار نظام بوده و ضعف فرهنگی کار مردم ؟ ..........میشه داستان اصحاب کهف
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
به نظرم من در این زمینه نظام کاری نکرده و البته هجمه و ناتوی فرهنگی چند برابر شده. در دهه 60 واقعا ابزار گناه و فساد چقدر بود؟ الان در دهه 90 چقدره؟ نمیشه هم جلوی تکنولوژی رو گرفت. راهش فرهنگ سازی بوده که توسط نظام نشده و گرنه با این حجم از جهانی شدن طبیعی بوده ایران به وضعیت فرهنگی بیفته.
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
این روزا تو شبکه های خبری شاهدش بودم اما من هنوز باور نکردم و امیدوارم که صحت نداشته باشه....نیاد و نبینه مملکت چس شده ب کجا رسیده نیاد و نبینه همرزماش اونایی ک موندن سرازکجادراوردن!...اصحاب کهف با اینکه چندتفربودن از لحاظ همدردی بازم طاقت نیووردن...
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
اگر بخوایم از این منظر هم نگاه کنیم که ایران از لحاظ قدرتمندی و غیره بیشرفت داشته و باعث خوشحالیه؛ بگم من حاضرم تو این عصر بیشرفت نباشم و همون دهه 60 زندگی کنم...چرا؟چون آرمان های من اونجا واقعیرتر بودن و همچنین ارزش هام ملموس تر؛حاضرم نباشم تو عصری که محسنات رو عیب میدونن،حجاب رو املی،ساده زیستی رو بیچارگی و نماز وروزه رو فناتیک بودن...حاضرم نباشم تو عصری ک و قتی مردمش چشمشون میفته ب صفحه نمایش گوشیم ک عکس ولی فقیه امو نشون میده و باعث ثبات کشورمم هس طعته بزنن و من ناخودآگاه یاد دهه ای میفتم که نصب عکس رهبری و داشتنش مایه مباهات بود... مسلما منی که تو اون عصر زندگی نکردم ومال نسل بعد هستم زتدگی تو اون دهه رو ترجیح بدم حاج احمد هم متمایل نیستن تو همچین عصری ک ارزش ها و معنویاتش کمرنگ تر شده باشن و شاهد خیانتتها باشن..حاج احمدی که از نزدیک با آرمان هاشون زندگی داشتن...حاج احمدی که اگر بیان تاسف میخورن که چرا تا الان شهید نشدن و به همت و باکری نبیوستن و این خیلی سخته...
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
عالی بود جناب نادری، ان شاءالله که آزاد بشن...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨