خورشت مرغ و آلو
#خاطره_بامزه

خورشت مرغ و آلو

نویسنده : مریم بهزادی

در زندگی هر خانم متاهلی که  تنها به شغل خانه‌داری مشغول است همیشه یک سوال بزرگ وجود دارد و بعضا جواب آن با مشورت اعضای خانواده به دست می‌آید.«فردا چی بپزم؟»

در خانه ما اما این سوال طور دیگری از سوی مادرم مطرح می‌شود: «میگید فردا چی بپزم یا خورشت آلو با مرغ میخورین؟»

اعضای خانه ما اگر اندکی در پاسخ به این سوال تعلل کنند مادرم مدعی می‌شوند که «من دیگر آلو‌ها را خیس کردم اون غذایی که می‌گید رو فردا میپزم.» با تفاسیر بالا ما سه الی چهار روز در هفته خورشت آلو با مرغ میل می‌کنیم و در آینده‌ای نه چندان دور با تشریفات مرسوم مورد تقدیر و تشکر ریاست محترم اتحادیه مرغداران تهران قرار خواهیم گرفت و البته ناگفته نماند که آه و نفرین بسیاری از خروس‌های محترمی که بانوان جوان مرگ‌شان در فریزر خانه ما نگهداری می‌شوند پشت سر ماست. همانطور که از نامش پیداست آلو نیز یکی از ترکیبات این غذای بسیار خوشمزه است که استفاده زیاد از آن موجب شکم روان شدن اعضای خانواده و مشغول بودن همیشگی سرویس بهداشتی منزل می‌باشد. 

یک ماه پیش بود که با رسیدن کار پدرم به سرم قندی و نمکی و استراحت مطلق و دوری از آلو به مدت یکسال که تجویز پزشک متخصص بود، بزرگان و ریش سفیدان فامیل به منزل ما آمده و از مادرم درخواست تعهد کتبی مبنی بر حذف خورشت مرغ و آلو از برنامه غذایی خانواده را نمودند .

رحمه الله علیهم همه چیز خوب پیش می‌رفت و هرم غذایی خانواده تکمیل شده بود و چشم‌مان به جمال دیگر مواد غذایی و نعمات الهی روشن بود تا همین امروز صبح که با صدای مادرم از خواب بیدار شدم. 

«بلند شو .. میگید امروز ناهار چی بپزم یا خورشت آلو اسفناج میخورین؟»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٥/٠٣/٠٩
١
٠
:))))))) بسی خندیدیم.
مریم بهزادی
مریم بهزادی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
بزرگوارید :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٠٩
١
٠
همه ی مامانا این مدلین :))
مریم بهزادی
مریم بهزادی
٩٥/٠٣/١٠
١
٠
و اصولا علاقه ای هم به عوض کردن مدلشون ندارند گویا
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
باز خورشت مرغ و آلو خوبه! ما که یا هیچی نهار نداریم یا هرکی برا خودش نیمرو میزنه یا هم املت، چی بگیم؟! :)))
مریم بهزادی
مریم بهزادی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
شمام اعتراضتون رو اینجوری با یه یادداشت به گوش بقیه برسونین به نظرم
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
انصافا هم غذای تکراری آددم رو کلافه میکنه:-)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
عالی بود اصلا :)) مامانام گناه دارن خب واقعا سخته هر روز بشینی فک کنی چه چیز جدیدی درس کتی :)
مریم بهزادی
مریم بهزادی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
ممنونم . آره انصافا هم سخته
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
خخخخخخ مامانا عالی ان ها! عالی! دیگه بعد یه مدت دوری از آلوی عزیز مامان جان خواستن برش گردونن به کانون گرم خانواده:دی
مریم بهزادی
مریم بهزادی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
بله به هرحال ما هم عادت کرده بودیم بهش
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
ای خدا :) این سناریو همه جا هست امان از این مامانا :)))خدا همشونو حفظ کنه :)
مریم بهزادی
مریم بهزادی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
من بعد از نظرا های این متن متوجه این قضیه شدم :)
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
خخخخخخ خیلی خوب نوشته بودی اصلا روحم شاد شد :)
مریم بهزادی
مریم بهزادی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
ممنونم :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
حالا خوبه مامان شما مرغ و آلو درست می کنه خیلی مجلسی و خوشمزه است و از شما هم تازه می پرسه قبلش، مادرجان ما که هفته ای سه وعده عدس پلو، سه وعده استامبولی داریم بینش هم املت که مادرجان هوس کرده! قرمه سبزی و لوبیا پلو و کتلت رو هم که تازه خوردیم
مریم بهزادی
مریم بهزادی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
:))
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
خخخخ. مامان منم اکثرا میپرسه چی بپزم؟ و بعد میبینی اخرش غذایی که خودش خواسته درست کرده... خدا مامانای همرو حفظ کنه براشون :)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
از خورشت الو بدممممم میاد
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
هر قت مامانم صبح از خواب بیدار شده و قبل اینکه بابام بره بیرون ازش پرسیده امروز چی درست کنم، مهمان اومده خونمون و نشده اون غذا رو بپزه تا اینکه کلا چند وقتیه که دیگه نمیگه.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

آیینه‌وار از دل و از جان شکسته‌ایم

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات