طناز و طاهره

طناز و طاهره

نویسنده : i_banu69

و طناز، 28 ساله است. متولد بهمن ماه. بازیگر معروف، نویسنده، سفیر و دبیر و دیده‌بان و پاسبان و نگهبان! جوان، جذاب، قد بلند و ثروتمند. دانشجوی دکترای معماری به علاوه دکترای چند رشته ی دیگر. استاد دانشگاه درجه یک کشور. رئیس موسسه فلان! دبیر انجمن بهمان! و هزاران جایزه‌ی نقدی و غیر نقدی دیگر!

خانه بزرگ بالای شهر، ویلای شمال. ماشین چند صد میلیونی، دریاچه اختصاصی. همسرش دندانپزشک و فرزندش یک دختر پنبه‌ای زیبا. سالی ده فیلم سینمایی پر فروش. برنده‌ی جایزه جشنواره‌های داخلی و خارجی. 2 میلیون فالوور و روزی یک عکس دلربا در اینستاگرام.

هر سال چند بار مکه می‌رود و نماز و روزه‌اش را با جان و دل انجام می‌دهد! توی همه مصاحبه‌هایش می‌گوید خدا جای همه نداشته‌های آدم‌هاست! عجب حرف مهمی!

 

طاهره‌ی 28 ساله‌ی متولد بهمن ماه. در یک روستای دور افتاده از یک شهرستان خیلی کوچک. دو ماه پیش از یک رشته معمولی در یک دانشگاه معمولی فارغ التحصیل شده. قد کوتاه، لاغر، بور، مجرد، تنها، افسرده، کم حرف. با کتابهایی که هر روز در ایوان خانه برای قبولی در ارشد مرور می‌شود و یاد همانی که هر دوشان هم دیگر را می‌خواستند اما به علت فقر بهم خورد و رفت یک دختر شهری را گرفت.

آرزو دارد فقط یک بار مشهد برود، مکه و کربلا پیش کش. نماز و روزه‌هایش قضا نمی‌شود اما هیچ لذت عبادتی نمی‌برد. تنها دلخوشی‌اش، ماهانه ده هزار تومن شارژ با اخم و غرغر برادر و سرگرم شدن با تلگرام و اینستاست. تنها راه ارتباط با جهان خارجش گوشی هوشمند دست دوم برادر بداخلاقش است. 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٣/٠٩
٤
٠
حالا مقصر کیست که طاهره از نمازش لذت نمی برد؟ اگر نماز خواندن را انتخاب کرده، یعنی آن را درست می دانسته، و آدم باید به کاری که درست می داند دل ببندد و دوستش بدارد. می دانید؟ یعنی عملا طناز هیچ کار اشتباهی مرتکب نشده. فقط پولدار است و مذهبی اما طاهره فقط فقیر و مذهبی نیست.بلکه بی هویت و منفعل هم هست. این متن دارد می گوید "پول به آدم هویت می دهد" در حالیکه اگر طاهره را می گذاشتید از نمازهایش لذت ببرد نتیجه این می شد: "هویت ، دغدغه ی پول را هضم می کند" به هر حال از بین این دو نفر ، اگر بخواهم بگویم کدام عاقل تر است "طناز" را انتخاب می کنم. چون آن یکی فقط بیچاره است، و در بیچارگی اش هیچ رضایتی هم از زندگی ندارد. آن یکی را لااقل نمی دانیم آدمِ راضی ای یا ناراضی است. من معتقدم اگر می خواستید طناز را بکوبید باید می گفتید: طناز دیشب زیر پتو گریه کرد که چرا ده سال است پدر و مادرش را درست و حسابی ندیده. و نمازهایش همه از روی عادت اند و مکه رفتنش خرجِ شهرتش می شود...
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٧
عوض اینکه هنوز از گرد راه نرسیده،سخن رانی کنید و اظهارفضل ،ی خورده فکر می کردید میفهمیدید که نه تقصیر طناز بود ونه طاهره،بلکه مقصر خدای طنازوطاهره است.....بعدش منظور من از طناز ،آن طناز معروف یا هر طناز دیگری نیست.....قبل از بازکردن دهانتان،فکرتان رابازکنید....باتشکر!!!!!
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٩
٣
١
چرا مقصر خدای طناز و طاهره است؟! طناز دختر زیباروی موفقی است.چرا؟ شاید چون تلاش کرده و به اینجا رسیده. طاهره فقیر است.با سختی دانشگاه قبول شده . به کسی که دوست داشته نرسیده..چرا؟مسلما شرایطش اینهارا براش به وجود آورده. اما آیا خودش هم تلاشی برای تغییرش کرده؟ یادمون نره «لیس للانسان االا ما سعی»..
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/٠٩
٢
٠
بنظرم توی داستان دوتا ادم به خوبی توصیف شدن.قسمتی که ازنماز لذت نمیبره خیلی مهمه.ادمایی هستن که فقر و محیط اجتماعی شون روی ایمان شون اثر گذاشته. وحتی ادمایی هستن که چون خدا بهشون نعمت داده خوبن.شاید ازشون گرفته بشه اونام عوض شن .
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/٠٩
١
٢
چرا سعی می کنید جبر خدا رو به اسم تلاش مخفی کنید.فکر می کنید اگه خدا نمی خواست طناز به اون اوج می رسید یا نه.اینهایی که نوشتم دو نمونه از آدمهاییه که من از نزدیک دیدم و باهاشون زندگی کردم.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٣/١١
١
٠
باهات موافقم داداشم ۱۲۰ درصد! خانم نویسنده اگه طاهره به جبر اعتقاد داره چرا برای ارشد درس میخونه!؟ خدا قوانینی رو وضع کرده و برای هر عملی نتیجه ای قرار داده، اینکه کسی خودش رو از ساختمونی پرت کنه و بمیره جبر خدا نیست، حماقت خودشه!
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/١١
١
٠
من فکر می کنم اگر از کسی نقدی می شنویم و قبول نداریم؛ بهتره با لحنی بهتر و زیباتر پاسخ بدیم. البته نظر شما رو نباید ادمین تأیید می کرد...
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/١١
٠
١
واه...چرا نباید تایید میشد؟جناب نادری:-( .....حالا که تایید کرده:-D جبره وقتی مجبوره با همین شرایط سرکنه وچیزی بهتر نمیشه لطفا چیزایی رو که توو دینی دبستان خوندین یادآوری نکنید...باید قبول کرد که همه چیز اونقدر که فکر می کنید ساده،خوب،و رو براه نیست
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/١١
١
٠
من اصلا حرفم سر خوب یا بد بودن مطلب شما نیست. اتفاقا منم بر این باروم همه چیز خوب و روبراه نیست. من در مورد نظر اول شما صحبت می کنم. به نظر من اگه کسی انتقادی می کنه نباید اینقدر تند جوابش رو بدید. بحثم سر احترام بود. «قبل از بازکردن دهانتان،فکرتان رابازکنید» این جمله به نظر بنده زیبنده شما نیست.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
١
حالا چرا داداش بد اخلاق؟ طفلی داداشا
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/٠٩
١
٠
زندە باد داداش های خوب.کە قبل داشتن گوشی واسە من گوشی گرفت :)
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
z-amini دوست بزرگوار.دقیقا منظور منم همینه........فیقول ربی اکرمن...فیقول ربی اهانن
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٤
ولی من شخصیت طاهره رو درک می کنمو حالم از آدم هایی امثال طناز بهم می خوره، نماز خوندن دلیل بر مومن بودن و پاک بودن انسان نیست ، امثال طناز آدم های پول پرستی هستن که فقط پول راضی شون میکنه و طاقت بی پولی رو ندارن.
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/٠٩
١
٠
منظور من هم اینه که وقتی خدا همه ی نعمت هاش رو به سمت یک نفر سرازیر می کنه و اون هم عبادتش می کنه.کار مهمی نکرده
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٩
٢
١
و یک چیز دیگه، چرا فکر می کنیم آدمهای روستاهای دور افتاده ی شهرستانی لزوما فقیر و افسرده اند؟
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/٠٩
١
٠
البته همین طوره اما این شاهد مثال ما آدمی بود که واقعا درهای زندگی و رحمت به روش بسته شده.خب به طبع وتبع!! آدم افسرده میشه
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٩
٢
٠
راستش شخصیت طناز رو نتونستم باور کنم المان های شخصیتش نا هم جور بود یه خرده واسم . دنیای قطبی آدما همینه ولی خب هرکسی به اندازه داشته هاش بازخواست میشه ..
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/٠٩
١
١
منظور منم همینه.خدا باید از آدمها اندازه ی رحمت و محبتش توقع داشته باشه نه بیشتر
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/٠٩
٣
٠
امثال طاهره ها زیادند اصلا جامعمون پر از طاهره ها اما با همه اینایی که گفتید هم میشه شاد بود دختری که تو یه شهر یا روستای دور افتادست میتونه وارد اجتماع بشه وبشه طناز
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/٠٩
١
١
باز هم می گم شرط اول خواست خداست که البته برای طاهره نخواست!!!! بعدش هم که احتمالاش کمه که طاهره بشه طناز شاید عکسش اتفاق بیفته اما این خیلی کمه احتمالش و اینکه برای شاد بودن یه حداقل هایی لازمه....مگه نه؟؟؟؟
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
z-amini دوست بزرگوار.دقیقا منظور منم همینه........فیقول ربی اکرمن...فیقول ربی اهانن
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/٠٩
١
١
نظرات رو که خوندم بیشتر به هدف نوشتت پی بردم. خوب بود. موفق باشی عزیزم :)
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/١٠
١
٠
واقعا حرفتون درسته دورو بر من طاهره زیاده وطناز هم از دور دیدم طنازش کمی اغراق داشت اما طاهرش کاملا ملموس و واقعی بود
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
مقصود نویسنده چیه از نوشتن این متن؟ میخواد جانب داری شخصی رو بکنه و بگه مثلا فلانی خوب و فلانی بد؟! با کمال احترام اگه توضیح بدید ممنون میشم
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
شما که نظرات با احترامی و بی احترامی درج شده در اینجا رو خوندین....اگه یه خورده با دقت تر می خوندین منظور نویسنده توی همون کامنت های محترمانه و غیرمحترمانه درج شده....
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
من صرفا متن رو میخونم نه نظرات..و وای به حال اون متنی که مقصود نویسنده تو کامنتا مشخص شه نه در خود متن!! بنظرم بیشتر شبیه ضجه های یک آدم مفلوک بود که بخاطر نداشتن امکانات هرکسی رو که تواناس بد میبینه و کار تا اونجایی بالا میگیره که حتی یقه خدا رو هم داره میگیره که همه چیز رو به سمت یک نفر سرازیر کرده! در عجبم ازین مردم که با مشیت خدا هم سر جنگ دارن..و اینکه نصف اون خصایص مثبتی که برای طناز شمرده شده نتیجه تلاشش بوده مثل استادی و نویسندگی و غیره. اگر من بد متوجه شدم نویسنده متن اگر خودتونین توضیح بفرمایین وگرنه که اگه نویسندش رو میشناسین بهش توصیه کنین قبل از نوشتن افراد موفق و پیشرو جامعه رو نقد آبکی نکنه.
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
وای به حال درک آدمهایی که هنوز در حد تعلیمات دبستانشون فکر می کنن......آدمهای مرفه و بی دردی که رنج های دیگران رو جنگ با مشیت خدا می دونن...برای فهم چنین آدهایی باید تاسف خورد:-( امثال طناز مرفهان بی دردی هستن که اصلا نمی فهمن غصه و درد چیه این نوشته نقد حساب شده ای بود که خب از سطح درک ناچییز بعضی ها خیلی بالا تره :-D موفق باشید.....
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
..وای به حال آدمهایی که هرچی توو دینی و علوم دبستانشون یادگرفتن توو زندگیشون پیاده می کنن......نه جناب! فهمیدن منظور متن بصیرت میخواد که از ظرفیت خیلی ها خارج:-) ه.....اینکه کسی درد طاهره رو به پای جنگ با مشیت بدونه.،نشونه ی کوته فکری و شکم سیریه.....این نقد نقد آبکی نبود....نقد حساب شده ای بود که متاسفانه از سطح درک بعضیها بالاتره......موفق باشید:-)
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
مدیر چرا نظراین پست رو ثبت نکردی:O
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣