گوسفند که باشی!
#گوسفندها_هم_عاشق_می‌شوند

گوسفند که باشی!

نویسنده : بهمن بهمنی

درون طویله تنهایی گوشه‌ای می‌روی و منتظر می‌مانی تا صاحبخانه بیاید، برایت یونجه بریزد، بین گوسفندان دستی به سرت بکشد و از خوشحالی برایش بع بع کنی! 

گوسفند که باشی همین هر روز صبح دیدنش برایت دلخوشی می‌شود و میان کوه و دشت گاهی برایت فلوتی می‌زند. 

گوسفند که باشی وقت پروار شدنت، وقتی که می‌خواهد تو را بفروشد یا گردنت را بزند، برای آخرین بار دستش را روی سرت می‌کشد و همین لحظه آخر را عشق است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
در این حد؟ :|
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
خخخخ :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
:) فهوای کلام رو بخونید
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
چشم . منتهی من شخصا حس میکنم اگر تشبیه های نوشتتون یکم بهتر شن واقعا همون فهوایی که خودتون فرمودید خیلی بهتر تر تر تر خود نمایی میکرد :)
فائزه
فائزه
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
:)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
:) سپاس
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
لطفا گوسفند نباشید :دی !
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
چشم:) حتما
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
ها؟؟؟؟؟؟
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
:)
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
:)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
:) سپاس
هاچ
هاچ
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
آخرش تیکه ی بدی انداختین فکر کنم! :))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
مرسی :) فهوای کلام رو گرفتین
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
چرا ببه گوسپند و و طویله علاقه مندید؟o_O
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
خخخخخخ :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
کامنت خانوم انتصاری خیلی خوب بود:)، دمت گرم مهندس عالی بود :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
قربونت :)
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/١٠
٠
٠
گوسفند،گوسفند است[نقطه]
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
:) مرسی
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات