فریاد یک عمر سکوت در 140 کاراکتر
وقتی سکوت درباره آزارهای جنسی شکسته می‌شود

فریاد یک عمر سکوت در 140 کاراکتر

نویسنده : حکیمه بالال

8، 9 ساله بود که آن اتفاق شوم افتاد. صبح بود. چادر رنگی که مادر دوخته بود را سرش کرده بود تا برود صف نانوایی. نانوایی فاصله‌ی زیادی با خانه نداشت. نان‌ها را گرفته بود و داشت بر می‌گشت. کمی از سر کوچه پایین‌تر آمده بود که دوچرخه سواری نزدیکش شد. جوان نبود؛ یعنی جوان 19، 20 ساله نبود. همسن و سال پدرش بود شاید. مرد کنار دیوار از دوچرخه پایین آمد. به طرف دختر آمد. دختر زبانش بند آمده بود. خودش را مثل گنجشکی توی دست‌های زمخت مرد، اسیر می‌دید. زبانش قفل شده بود. مرد نزدیک شد و ....

از آن روز تا سال‌ها بعد ترسید از تنهایی بیرون رفتن. ترسید از نزدیک شدن هر دوچرخه سواری و صدای قدم‌هایی پشت سرش. ترسید و تا سال‌ها با احساس گناهی که از یادآوری آن روز گلویش را می‌فشرد، سر کرد.

صبح یکی از روزهای اواسط اردیبهشت بود که کاربران توییتر با کمپینی روبرو شدند که از آنان می‌خواست تجربه‌های خود را از تبعیض، آزار و خشونت‌های جنسی با هشتگ WhenIWas با دیگران به اشتراک بگذارند. پروژه‌ای که توسط لورا بیتس، فعال حقوق زنان، و به منظور آگاهی مردم از این‌که آزارهای جنسی می‌تواند به طرز شوکه کننده‌ای از سنین پایین آغاز شود، شروع شد. توییت‌های ارسالی تا عصر همان روز اول، به حدود 30 هزار رسید که نشان از مشارکت گسترده زنان و دختران داشت. آن‌ها جایی را یافته بودند که به دور از قضاوت و ترس حرف‌هایشان را بیان کنند. جایی که می‌دیدند تنها نیستند. در میان توییت‌ها البته بودند کسانی که هنوز و حتی با اکانت ناشناس قادر به بیان آنچه بر سرشان آمده بود نبودند. 

کامنت‌های متفاوت کاربران نشان از گستردگی نوع آزارها داشت. از آزارهای کلامی گرفته (شوخی‌ها و طنزهای جنسی، اظهار نظر جنسی در مورد ظاهر و لباس و بدن، متلک‌های زننده، دعوت به رابطه ناخواسته و...) تا آزارهای روحی و جسمی (نگاه‌های شهوت آمیز، چشم چرانی، نشان دادن تصاویر نامناسب، لمس نامناسب بدن، نوازش، گرفتن دست‌ها، برخورد جنسی به زور).

گرچه بعد از گذشت حدود دو هفته از شدت و تعداد شرکت کنندگان و توییت‌ها کم‌کم کاسته شد، اما سرازیر شدن سیل گونه توییت‌ها در همان روزهای نخست و بعد از آن نشان می‌داد چقدر مسئله آزار جنسی در مناطق مختلف جهان رایج و معمول است. شرکت کنندگان با همه تفاوت‌های‌شان در یک چیز مشترک بودند و آن بی توجهی دیگران به موضوع و در غالب موارد مقصر شناخته شدن خود آن‌ها بود. دلایلی که علاوه بر آزاری که دیده بودند، رنجی مضاعف برای‌شان داشت. این‌که  آزار دهندگان پسر/ مرد هستند و این اعمال بر حسب غریزه طبیعی است. یا تقصیر را بر گردن نوع پوشش، آرایش یا نوع رفتار خود فرد آزار دیده می‌انداختند. در کنار این‌ها تهدید فرد آزار دهنده و سکوت قربانی برای حفظ آبروی خانواده نیز بیشتر آنان را وادار به سکوتی ناخواسته و تلخ از ترس متهم و قضاوت شدن می‌کرد. سکوت و تحمل همیشگی زنان و مادران که ناخودآگاه در تربیت دختران‌شان هم به آنان منتقل می‌شد که هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند. و این احساس گناه که از خیلی پیش‌تر و از بچگی به آنان القا می‌شد، همه و همه شرایط را برای ظهور انفجاری این جریان فراهم کرد.

از راه افتادن این کمپین که بگذریم، توی همین کشور خودمان، توی همین شهر هم می‌توان کودکانی را پیدا کرد که کودکی‌شان ربوده شده و در پس سکوتی سرد روزگار می‌گذرانند. یا حتی جوانان و بزرگسالانی که چنین تجربه تلخی را داشته‌اند و به جبر عرف جامعه سکوت کردند. سکوت کردند و یک عمر با احساس گناه، افسردگی، ترس از جنس مخالف و عدم اعتماد به دیگران زندگی کرده‌اند.

پرونده‌ی ندای 9 ساله و تعرض از سوی معلم که به گفته خانواده‌اش از ماه‌ها پیش ادامه داشته- هر چند بازار شایعات متناقض داغ است و معلم آزاد شده- نمونه‌ای از جدیدترین آن‌هاست. ندایی که بخاطر تهدید معلم تا ماه‌ها به پدر و مادر هیچ نگفت. یا شیرینِ «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» که آینده و زندگی‌اش تباه شد.

مسئله آزار جنسی، مسئله‌ای است که خیلی وقت‌ها حتی صحبت در موردش تبدیل به تابویی زشت در جامعه شده است. اتفاقی که نمی‌توان راحت در موردش صحبت کرد. حالا با راه افتادن هشتگ whenIwas  این زخم چرکین سر باز کرد. شاید حداقل فایده راه افتادن آن نیز همین باشد که زنان و دختران قربانی فهمیده‌اند که تنها نیستند و سکوت در برابر این قضیه بزرگترین اشتباه ممکن است. چرا که در وهله اول صحبت با یک نفر معتمد به کاهش احساس بد ناشی از آن و غلبه بر آنچه رخ داده کمک می‌کند و از سوی دیگر باعث توقف آزارها و نیز حفاظت از سایر کودکان می‌شود. و این‌جاست که دیگر سن و سال مطرح نیست. باید این درد را گفت. چه آن‌ها که در کودکی این تجربه تلخ را داشتند و چه کودکانی که ممکن است هم اکنون درگیر آن باشند. این سکوت باید شکسته شود.

===============

پ.ن: در زندگی زخم های هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش درآمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکّاک و تمسخر آمیز تلقی کنند. (صادق هدایت)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
جز اظهار تاسف چیز دیگه ای نمیتونم بگم.. متشکرم بانو
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
متشکر از شما که خوندین...غیر از اظهار تأسف آگاهی خودمونو ببریم بالا..بعدها حداقل بچه های دیگه ای گرفتار این مشکل نشن یا حداقل بتونن که سکوت نکنند
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
مطلب تکان دهنده ای بود .. ممنون
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
خواهش..ممنون که خوندین...نظری؟نقدی؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
راستش هرچی فکر کردم نتونستم حرفی پیدا کنم که به عمق این فجایع برسه .... اما مطمئنم این قضیه یک شبه پیش نیومده و این ناهنجاری عوامل زیادی داره ، یکیش میتونه اجرا نشدن درست دین توی مملکت باشه که باعث میشه پسرا یا حتی مردها دچار عقده سکس بشن و این عقده به این طرز فجیع سرباز کنه
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠٣/٠٢
٢
٠
واقعا خیلی وحشتناکه، و فارغ از جنسیت باید خانواده هابه بچه هاشون یاد بدن که همچین ادمای مریضی هستن، یه کلیپی بود که به پدر مادرها یاد میداد به بچه ها اموزش بدن که نقاط خصوصی و ممنوعه بدنشون رو بشناسن و اگه کسی مزاحمشون شد حتما به والدینشون بگن و تو اون لحظه جبغ و داد و بیداد راه بندازن، خجالت و اگاه نکردن بچه ها توی این دوره و زمونه خیلی خطرناکه باید اموزش بدیم به بچه هامون، پدر و مادر بودن مسیولیت داره، واقعا متاسفم :(((((
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٢
١
٠
واقعا فارغ از جنسیت باید نگاه کرد.بودن تو توییت ها و کامنتها پسرایی که قربانی آزار شده بودن.قسمت دردناکترش اینه که خیلیا حتی ازطرف نزدیکان بوده. آگاهی!آگاهی!اینم ازون موارده که لاحیاء فی الدین میشه براش گفت.بدون خجالت باید بچه هارو آموزش داد. طفلک اونهایی که یک عمر سکوت کردند و سوختند...
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
به نظر من آموزش تاثیر گذار نیست ، حتی نتیجه ی عکس میده ، باید کاملا مراقب بچه ها باشیم ، همین ! مراقب !
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
آموزش درست تاثیر گذار هم خواهد بود.تو همین آموززش هم باید یه سری چیزها رعایت بشه و اطلاعات مطابق سن بچه بهش داده بشه اونم از راه درست و از طرف یه فرد درست که در اولویت والدین هستن..مراقبت هم سرجای خودش مهمه..اما یه مادر یا پدر همیشه و همه جا با بچه هاشون نیستن.پس بچه باید یاد بگیره اون مواقع چه رفتاری داشته باشه
asadzadeh_s
asadzadeh_s
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
گاهی تنها باید گفتم متاسفم متاسفم و متاسفم همین .... و اینکه اون جمله صادق هدایت بهتر از هرچیزی میتونه بیانگرباشه قلمت هم مستدام
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
و منم متاسفم که گاهی فقط میشه گفت متاسفم...ولی بنظرم بالاخره باید یه کاری کرد که دیگه فقط نگیم متاسفم....اوهوم صادق هدایت خیلی خوب گفته اینجا..تشکر سپینودجان:)
من نه منم
من نه منم
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
وصف حال خیلیامون میشه این شعر: والله که شهر بی تو مرا دست می زند...
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
یا حتی والله که شهر با تو مرا حبس می شود...
یک آزرده
یک آزرده
٩٥/٠٣/٠٣
٢
٠
منم فقط هشت سالم بود. هشت سالم بود که اون نامرد پست فطرت همه ی بچگی مو ازم گرفت. هشت سالم بود اون وقتی که یک دفعه خودم رو پیچوندم تو یک سکوت سرد. متنفر شدم از همه ی مردا. یک عمر خودم رو سرزنش کردم.با همون بچگیم من بودم که از خدا می خواستم منو ببخشه چون فکر میکردم تقصیر منه. هیچکس ندید سوختن منو. هیچکس نمیبینه نابود شدن بچگی ها و جوونی های اون بچه ها رو. من هشت سالم بود و الان بیست و خرده سال. هنوزم انگار فرقی نکرده.هنوزم میگن کرم از خود درخته.هنوزم من حتی با یه ظاهر و پوشش موجه و مناسب تو کوچه و خیابون باید با ترس قدم بردارم...من سکوت کردم و سوختم. کاری نکنیم این برای بقیه تکرار بشه... حتی الان هم موقع نوشتن دستام میلرزه
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
چقدر این جمله سوختن و ساختن آزارم میده ... جمله ای که انگار درست شده برا خانوما ! نگران نباش خانوم! مطمئن باش خدا تو همین دنیا قصاصش میکنه.. گناه های ناموسی یکی از گناه هاییه که تو همی دنیا قصاص میشن...
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
...
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/٠٣
٣
٠
با خوندنش هرچی تلاش کردم یه جمله یه عبارت حتی کلمه پیدا کنم که نشان بده عمق ناراحتیما واسه اون دخترا بنویسم پیدا نکردم . آخه من چی میتونم بگم بعد خوندن اون متن وکامنت دوست عزیزی که با تمام تلخ بودن تجربش اینا در میون گذاشت تا لااقل بقیه چشماشونا باز کنند دوست عزیزی که از تجربه تلخ 8 سالگید هرچند سخت نوشتی هیچ کس این همه سال زجر وسختیدا مطمئنا نمیتونه درک کنه فقط میتونم آرزو کنم چنین اتفاقی که واسه تو افتاد واسه هیچ دختر بچه دیگه ای نیافته وچقد بی رحمند اونای که به جای کمک به فراموش کردن اتفاق نمک روی زخمت پاشیدن :((
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
واقعا هیچی نمیشه گفت. فقط دعا کنیم برای کسایی که این تجربه تلخ رو داشتن که بتونن از سر بگذذرونن و اینکه دیگه برای کسی اتفاق نیفته. ممنون الها جان که خوندی:)
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
سلام من امروز عضو سایت جیم شدم.البته با هزار گرفتاری چون ایمیل نداشتم .ایمیل همکارمو قرض گرفتم.از دور به وسیله نوشته هاتون باهاتون اشنا هستم.امیدوارم من رو در جمعتون بپذیرید.
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
سلام خوش اومدین !
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
سلام خیلی خوش اومدین..ما هم امیدواریم لحظات خوبی رو داشته باشین اینجا:) می بخشید که در اوین حضور کامتون تلخ شد با این متن
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
سلام امیدوارم پدر و مادر ها حواسشون بیشتر از گرگ های توی جامعه باشه ، این گرگ ها همین دور و اطراف زندگی می کنند و انسان های شریفی هستند که بر اثر یک تصمیم اشتباه ، تابع شیطان می شوند این عمل را انجام می دهند ! خدایا هممون رو عاقبت خیر کن!!!!!
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
١
٠
وقتی تابع شیطان میشن دیگه آدم های شریفی نیستن! همون گرگ ها هستن...آمین
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
بله نیستن ! از خدا بخواهیم همیشه شریف باشیم و تصمیمهای درستی توی زندگی بگیریم !
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
دبیرستان که بودیم یکی از دوستام تعریف کرد که معلم دبستانشون به یه دختره ای تجاوز میکرده... اشکم جایی در اومد که وقتی با دعوا و ناراحتی به دوستم گفتم حقش بوده دختره ی دیوونه! چرا به خونوادش نگفته خب؟ که اجازه بده به اون مردک ... حرفمو قطع کرد و گف فریده ! چی میگف به مامانش؟ به باباش؟ آبروی باباشو چیکار میکرد ؟ بعدش چی فریده؟ خبرش همه جا پخش میشد و باس شاهد ذره ذره آب شدن مامان باباش میبود ... هیچی نتونستم بگم... مث الان که هیشکدوم ماخانوما نمیتونیم حرفی بزنیم و دستمون به هیچ جا بند نیس !جز اینکه بگیم متاسفم !
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
میونم خیلی سخته همه ی اینا که گفتی و دوستت گفته..ولی این که خودش یه عمر با خاطره اون اتفاق زندگی کنه راحت بوده؟ اگر می گفت در درجه اول کمک به خودش می بود.رفتن پیش یه مشاور و روانشناس برای اینکه بتونه اون واقعه رو حداقل تا حدی فراموش کنه. و بعدش اینکه اون معلم متجاوز ابنجوری کارش رو بازهم در مورد بچه های دیگه ای ادامه میده...
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
درسته وانیا خانوم منم همینو همیشه گفتم و میگم اما خب تو محیط های کوچیک خیلی خیلی خیلی کم میتونیم ازینحرفابزنیم ... !
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
درسته.تو محیطای کوچیک مسلما سخت تره.ولی اونجاها هم باید بالاخره فرهنگ سازی بشه..ان شاالله که دوستت هم حالش خوب بشه::)
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
یه دختر بچه 8 ساله که دیگه تیپ و آرایش و پوشش زننده نداره که ... دلیل اینکارو چی میخوان بذارن؟؟ کی میخواد اینچیزا تموم شه ؟
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
نمیدونم..شاید خودش خواسته.همونطوری که در مورد ندا گفتن:((...تموم شدنش همت همه رو میخواد..سکوت نکردن مارو میخواد
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
انسان وقتی فرمانروایش شیطان شود ، همه را شیطانی می بیند ! بیاییم با یاد و نام خدا شیطان را از خود دور کنیم!
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خب آخه سکوتمون براچیه وانیا ؟ چون ما گناه کردیمو " مونث " شدیم ! وقتی جنست مونثه باس بسوزی و بسازی و دم نزنی که گرگهای آدم نما زیادن ...
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خدا ... فراموش شدس ... :(
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
ما گناه نکردیم فریده جان.اتفاقا دختر بودن و مونث بودن قشنگی های زیادی هم داره.نمیخواستم بااین مطلب کامت اینطوری تلخ بشه عزیزم..مشکل یه سری عرف های نادرسته که تو جامعه متاسفانه رایج شده..و اتفاقا نباید اینجا سوخت و ساخت و دم نزد..باید حرف زد از راهش..
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
اتفاقا خیلی مطلب خوبی بود ... خوبه که اینجور حرفا زده شه... خسته نباشی وانیاخانوم:) ببخشیددیگه من یذره شلوغش میکنم :)
Atefe_K
Atefe_K
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
توی فامیلمون برای یکی همچین اتفاقی فاتاد ..بزرگترا ک خب عقیدشون همچنان مثه قبله چنان با تحقیر....چی بگم..ولش کن=((( امیدوارم برای هیشکی دیه این اتفاقا نیفته..خودم حاضرو رو دونه دونه ی همچین نامردایی اسید بپاشم!ممنون وانیا:)
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
:( منم امیدوارم..تو چرا اسید بپاشی؟ از الان حواست به غزاله و یاسمن باشه. اگه میتونی خودت وقتی بزرگتر شدن، یا به مادرت بگی در مورد این که باید آموزش ببینن بچه ها..کتاب هایی با این موضوعات هم وجود داره میتونین بخونین
Atefe_K
Atefe_K
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
ب مامانم ک اصلن..خودم حواسم بهشون هس...../// اسید میپاشم..بلکم عقل ک ندارن..ی ذره بترسن حداقل..بگن اگه مام اینطوریک نیم رومون اسید میریزن خخ
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
عالی ... اتفاقا هفته پیش برای جیم یه مطلب با همین موضوع فرستادم که هنوز روی سایت نرفته
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون که خوندین:) پس اون مطلب هم خوندن داره:) منتظر اوممدنش هستیم
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
این هشتگ دردی رو دوا نمی کنه تا وقتی جامعه همه چیزو خط قرمز کشیده و خانواده این قدر بیگانه هستن که فرزند نتونه مشکلش رو بیان کنه . این هشتگ هم رفت و مقطعی بود مثل خیلی از هشتگای دیگه ..
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
بنظرم انقدر هم منفی نمیشه دید که هیچ دردی رو دوا نمیکنه.درسته که کوتاه مدت بود، درسته که شاید هنوز مشکل اصلی تو خانواده هاست اما این هشتگ و جریان هم حداقل فوایدی داشت. «حداقل فایده این هشتگ آن است که ما مردها متوجه می‌شویم کدام‌یک از کارهایمان که به‌نظر طبیعی می‌رسد، برای زنان آزاردهنده است.» این کامنت یکی از آقایون هست که گذاشته بود. حداقل فایده اش شاید این بود که شاید تلنگری بود برای دیگراانی که قراره پدر و مادر بشن بعدها که حواسشون رو جمع کنند و اهمیت بدن تربیت بچه هاشون و مهمتر از اون تربیت جنسی شون..
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
شاید فقط تو 140 کاراکتر حرف زدن از اون موضوع برای خیلی از قربانی ها اصلا به چشم نیاد، اما همین یه مقدار هم برای کسی که عمری اونو با خودش حمل کرده تاثیر داره. یه جایی که بتونه خودشو خالی کنه. و این از نظر روانی قطعا تا حدی کمک کننده است براش.اون خط قرمز ها هم به مرور باید کمرنگ و حتی حذف بشن. این هشتگ یکی از راه هاش...
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
الانو که دیگه نمیشه کاریش کرد ... فقد وفقد پدر و مادرای آینده باس یجوری با بچه هاشون باشن که این باتلاقه تموم شه یه روزی...
translator
translator
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
چه ناراحت کننده:(
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی...
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
جالبه که تو کل کامنت ها فقط یه نفر آقا کامنت گذاشتن...
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
اوه! نه دو نفر هستن
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
جالبه وانیا ؟ :( برامنکه درد داره این کامنتت :(
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
منظورم این نبود که چیز جذاب و خوشایندی باشه...
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
هیچکس نمی تونه خودشو بذاره جای کسی که دردشو حس کرده... متاسفانه یه چیزهایی عرف شدن و خیلیا از اونها سو استفاده میکنن. فیلم هیس دخترها فریاد نمی زنند، اولین بار بود شاید که به این موضوع پرداخت، کار روزنامه زنجان هم عالی بود برای پرداختن به موضوع ندا، کاش این صحبتها بشه و اطلاع داده بشه به مردم تا این دید عرف و آبروریزی بریزه و هیچکس جرات نکنه از عواقب بعدش کاری کنه... البته چه عواقبی وقتی متعرض ندا با قید وثیقه آزاده و داره خانواده ندا رو عذاب میده با همین آبرو...
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
آبرو ریزی تمومی نداره فرانک ... تاوقتیکه دید آقایون به " زن " و " دختر " فرق میکنه ؛ این بحث آبرو ریزی هس ... وقتیکه پدری میبینه که اگه دخترش بشه زن ؛ توجامعه چه اتفاقاتی که در انتظارشه مجبوووره که آبرو داری کنه ... شاید بخاطر امنیت دخترش ؛ نه صرفا آبروی خودش!!
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
آره هیچکس نمیتونه..امیدواریم که بیشتر اطلاع رسانی بشه و مردم هم خودشون سعی کنن آگاهیشونو بالا ببرن..فیلم هیس خیلی خوب نشون داد این درد رو.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
اين يكي از بهترين مطالبي بود كه تا حالا توي سايت كار شده. وقتي مي خوندم تمام تنم مور مور شد! چقدر بده كه كه فرد قرباني هم گاهي متهم ميشه!!! به اينكه تقصير خودش بوده... و مهم‌ترين دليل سكوت قرباني‌ها هم همين ترس از قضاوت از متهم واقع شدنه. مرسي وانيا جون:(
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی بدتر و تلخ تره که قربانی از طرف خونواده اش و نزدیکانش حتی مقصر شناخته بشه...کاش بشه این ترس و سکوت از بین بره..ممنون از حضورت:)
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
این مساله آزارهای جنسی رو نمیشه مطلق دید.هم توش زن سهم داره هم مرد. اینجورم نشه که همش زنها بنالن که ما امنیت نداریم و بعد هرجور دوست دارن جلو جوان مجرد مردم حاضرمیشن. چون چیزی که عوض داره گله نداره واصلا یک گزاره عقلانی هم هست اگر بهش فکرکنیم واقعا. حالا اگر طرف پوشش اش مناسب باشه بازیک بحث دیگه است. اونهم من بااینکه مرد رو مقصرمیدونم اما ساختارکلی جامعه رو که چنین افرادی رو بارآورده رو مقصرمیدونم. ممنون از موضوع دغدغه مندانه ات
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
بله درسته نمیشه مطلق بهش نگاه کرد. تو همین ککمپین لابلای کامنتها حتی بودن آقایون و پسرهایی که اونام تجربه هایی ازین دست داشتن و شاید مال اون ها خیلی پنهان تر بوده..اما نجمه جان الان بحث آزارهای کودکی هست. یه بچه هفت هشت نه حتی ده یازده ساله دیگه پوشش خاص و زننده نداره.یا حداقل اونایی که الان تو سن جوونی و بزرگسالی هستن اون زمان اپوششون خاص نبوده.درد اینه! وگرنه منم رد نمیکنم که نمیشه همیشه یک طرفه به قاضی رفت...اوهوم اینکه چی شده همچین افرادی بوجود اومدن هم مهمه!..ممنون از نظرت:)
باران
باران
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
مطلب خوبی بود :) و اما فک می کنم جدا ازین هشتگ ها آموزش هایی که اول باید به خانواده ها داد تا مراقب بچه ها شون باشن و همین طور به بچه هاشون هم یه سری آموزشا رو بدن چون اگه این اتفاق تلخ برای بچه ای بیفته تاثیر روانی اش برای همیشه همراهشه
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
درسته! این هشتگ فقط شاید یه تلنگر بود برای نشون دادن اهمیت همین آموزش ها..هم خانوده ها و هم خود بچه ها...تاثیر روانیش اگر درمان نشه چه بسا از خود اون فرد هم یه متجاوز بسازه.ممنون از حضورت:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤