روز میلاد تو لبخند آفریده شد
روزها را شمردم، حالا عید است...

روز میلاد تو لبخند آفریده شد

نویسنده : حضرت باران

میگویند عید است، عید تولدت، عید آمدنت، میگویند نیمه شعبان است. خانه را آب و جارو کرده‌ام، همه‌ی گردها را گرفته‌ام و قاب نام تو را بر سر طاقچه گذاشته‌ام تا خانه را به عطر نرگس معطر کند.

کوچه‌ها را هم چراغانی کرده‌ایم، آسمان روشنِ روشن است انگار هنوز شب نشده، همه لبخند دارند و به هم تبریک می‌گویند شاید شربتی هم بخورند. اما آقا انگار یک چیزی کم است که این لبخندها مصنوعی شده‌اند؛ که این شربت‌ها دیگر کاممان را شیرین نمی‌کند.

خیابان‌ها میان اینهمه روشنایی و شادی،  نبودنت را بی رحمانه یادمان می‌آورند که باز هم چندمین سالگرد تولدت را جشن گرفتیم بدون حضورت، ولی هنوز لایق دیدن روی ماهت نشده‌ایم که نبودنت عادتمان شده که دیگر دعاهایمان مضطر نیست؛ دعاهایمان، دعای کودکی در غیاب پدرش نیست، دیگر دعاهایمان در حق خودمان نیز مستجاب نمی‌شود. بیا و برای غیبتمان دعا کن، بیا و دعا کن دلیل طول غیبتت نشویم.

آقا جان دستم به آسمان نمی‌رسد اما زمین را ناز قدومت چراغانی کرده‌ام، بیا و آسمان را نیز معطر کن بیا و بگذار عطر نرگس آلودگی دلهایمان را از یادمان ببرد.

یوسف زهرا ! بیا تا جوانم بده رخ نشانم

 

***

قرار عاشقی: امروز لبخند را به هم هدیه کنیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٥/٠٣/٠٣
٢
٠
ممنون بابت کلیپ و متن، خیلی خوب بود
حضرت باران
حضرت باران
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
خواهش میکنم:)) تشکر
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
سلام ، ممنون از متن زیباتون ، همه لبخند دارند و به هم تبریک می‌گویند شاید شربتی هم بخورند. بستنی هم می دهند ، من این قسمتشو هم دوست دارم:))))))
حضرت باران
حضرت باران
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
علیکم سلام:) خواهش میکنم:) خوشحالم که خوشتون اومده:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٢٠
٠
٠
چه عکس قشنگی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
مفهوم زندگی

پرنده كوچك خوشبختي

٩٦/٠٢/٠٧
پدرم...

کمی قبل تر

٩٦/٠٢/٠٥
خوب بودن یا درست بودن؟

اهمیت درست بودن

٩٦/٠٢/٠٧
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
نه چپ، نه راست

غرضی بی غرض

٩٦/٠٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات