«جستن

یافتن 

و آنگاه به اختیار برگزیدن»*

اشکال زمانه من چرخه معکوس شناخت و علاقه است که آدم‌ها به آن دچارند. این‌که برمی‌گزینند کسی را از پی شیفتگی، و احساس‌شان را تا ته خرجش می‌کنند و بعد آن است که ذره ذره شناخت حاصل می‌آید. اگر خوب بود که ای بسا اقبال این آدم‌ها و اگر خوب نبود آن‌جاست که او می‌ماند با قلبی که مخزن احساسش خالیِ خالی شده و تاوانی که باید به نسبت نوع انتخابش بپردازد. 

البته این شناخت نکته‌ای دارد، این‌که خصوصیات ذاتی فرق دارند با اشتباهات موقت و لحظه‌ای. آدم‌ها حق اشتباه دارند و نباید قضاوت‌مان بر اساس اشتباهاتی باشد که ناآگاهانه اتفاق می‌افتد.

پ.ن: گیلاس‌های زودرس در مقایسه با گیلاس‌های معمولی خیلی ریز و کوچکند. اما اشتیاق آدم برای نوبرکردن گیلاس را برآورده می‌سازند و لذت شیرینی نصیب می‌کنند. گیلاس‌های زودرس مدت زیادی روی شاخه نمی‌مانند و درختش هم عمر کمتری نسبت به باقی درخت‌ها دارد. 

بعضی آدم‌ها هم درخت زودرس توی قلب‌شان می‌کارند، زود بار می‌دهد و لذت هم دارد اما عمری ندارد. فکر کن چقدر طول می‌کشد تا جای خالی ریشه‌ای که از خاک قلب برکندی را خاک حاصلخیز پر کند؟

===========

* شاملو

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سخی
سخی
٩٥/٠٣/٠٦
١
٠
احسنتم. واقعا که اون حقیقت امر رو توی دو سه پاراگراف چقدر خوب رسوندید. واقعا هم همینطوره. احسنتم.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
با عکس که خیلی حال کردم، گیلاس شیشه ای به به الانم که رسیده و ان شاءالله فردا بریم:-)
سخی
سخی
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
نامرد هوس کردم!
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
خخخ
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
گیلاس شیشه ای که بی مزست!
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
پس گیلاس شیشه ای ندیدی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٦
١
٠
خیلی مثال خوبی زدین
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٦
١
٠
خیلی خوب و خیلی عالی ممنون :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٧
١
٠
تمرین قضاوت نکردن کنیم خیلی چیزها حل میشه ولی خب خیلی باید خوددار باشی و خودکنترل :|
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٣/٠٧
١
٠
دقیق با گفته های شما موفقم
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/٠٧
١
٠
دقیقا درسته.احسنتم علیک:))
b_noori
b_noori
٩٥/٠٣/٠٨
١
٠
اینقدر لذت بردم از مطلبتون و خوشم اومد ازش که رفتم تو صفحه تون و سه تا مطلب قبلی که نوشته بودین رو هم خوندم، عالی بود دست مریزاد واقعا ...
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
اصل کلام رو بنظرم تو پی نوشت خیلی خوب بیان کردیرن..پارگراف اول حس کردم یه کم سخت نوشتین.ولی خوب بود.موفق باشین:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات