نظرِ لطف
#شعر #آقا_نگاهم‌_می‌کنی

نظرِ لطف

نویسنده : سلیمان حسنی

دلتنگم ‌از این‌ روزگار٬ آقا نگاهم‌ می‌کنی 

گریان ‌چنان ابرِ بهار٬ آقا نگاهم ‌می‌کنی 

از این‌ همه ‌ظلم‌ و جفا٬ دنیـای ‌پُر رنگ‌ و ریا 

شد عقده‌هایم‌ بی‌شمار٬ آقا نگاهم می‌کنی 

بس ‌که ‌هوس‌ آلوده‌ام٬ در بندِ دنیا بوده‌ام 

صدها گِرِه آمد به‌کار٬ آقا نگاهم‌ می‌کنی 

اندک‌ گروهی‌ شادِ شاد پُر غصه‌ یک ‌جمعِ‌ زیاد 

قلبم شده اندوهبار٬ آقا نگاهم می‌کنی 

در حسرتم آیی ‌ز در٬ ای منجی‌کل بشر 

بر اسبِ زیبایی‌ سوار٬ آقا نگاهم می‌کنی 

نورِ دو چشمانم‌ توئی٬ آغاز و پایانم ‌توئی 

سخت ‌است ‌بَهرم‌ انتظار٬ آقا نگاهم‌ می‌کنی 

ای‌سبطِ‌ پاکِ‌ مصطفی٬ عدلت‌ مثال مرتضی

در دست‌هایت‌ ذوالفقار٬ آقا نگاهم‌ می‌کنی 

قدرت نشانِ ‌ایزدی ٬تو جلوه‌ای ‌از احمدی 

ای بنـده‌ی پروردگار آقا نگاهم می‌کنی 

حامی‌شود قربان‌ تو٬ با خنده‌ای ‌مهمان تو 

رحمی ‌بر این ‌خدمتگزار٬ آقا نگاهم‌ می‌کنی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
چقدر زیبا بود مثل همیشه :) استاد خیلی کم پیدا شدید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
سلام استادنادری عزیز:خیلی ممنونم ازتشویق ومحبت شما.هستم درخدمتتون.شماکه اوضاع مرا اطلاع دارید٬گاهی بایدکمترفعالیت فکری داشته باشم.دلتون شاد وجانتون سلامت.
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
سلام :) چقد قشنگ بود کلی از خوندنش لذت بردم اجردون با مولا :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
سلام برشما:خوشحالم که پسندیدید.آقای مهربان پشت وپناهتون.متشکرم
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
ممنون از اشتراک گذاری. از خوندنش لذت بردم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
سلام:خیلی ممنونم ازلطف جنابعالی.ایزدرحمان نگهدارتان
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
عالی بود واقعا عالی...فقط بیت 4 مصرع اول یکم قافیش مشکل داشت البته بازم خودتون بهتر میدونید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
سلام:خیلی ممنونم ازدقت وحضورتون.وزن کمی ایراددارد.بجای اندک اگرآقا گذاشته بشه درست میشه.ایزدسبحان پناهتان.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
با ایشون چه نسبتی دارید؟

آقازادگی

٩٧/٠٦/٢١
می‌خوام برم آسمون

سقوط رو به بالآ

٩٧/٠٦/٢١
او سیب باغ دیگری‌ست

دل بکن

٩٧/٠٦/٢١
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
بد دردی‌ست

وابستگی

٩٧/٠٦/٢٢
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

فرزندت کجاست؟ شعر طنز

٩٧/٠٦/٢٢
سرمان را گول مالیده‌اند

پاییز فصل مزخرفیست؟

٩٧/٠٦/٢١

پدر، پسر و بستنی‌ای که آب نشد

٩٧/٠٦/٢٢
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت چهارم

٩٧/٠٦/٢٣
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠