علی معلم:‌داورها کج سلیقه نباشند، فروشنده شانس مسلم جایزه است
نخستین واکنش ها به نمایش «فروشنده»‌ اصغر فرهادی در کن

علی معلم:‌داورها کج سلیقه نباشند، فروشنده شانس مسلم جایزه است

نویسنده : دست قیچی

 علی معلم لحظاتی پس از پایان نمایش «فروشنده»‌ با انتشار ویدئویی نظراتش را درباره فیلم به این شکل بیان کرد:«فروشنده» خوشبختانه در داستانگویی فیلم بسیار موفقی بود و تمشاگران را روی صندلی میخکوب کرد. حالا می شود با اطمینان گفت فرهادی بهترین داستانگوی سینمای معاصر ایران است. اصولا داستانگویی در سینما که از نظر برخی خیلی کار دشواری است توسط فرهادی به خاطر اینکه نقاط عطف و شروع و پایان داستانش را می فهمد و صحنه و هنرپیشه هایش را اداره می کند در «فروشنده» به بهترین شکل اتفاق می افتد.

این فیلم که نوعی درام اجتماعی بازجویانه است، یکی از بهترین فیملنامه های موجود در کن را داشت و اگر داوران آدم های کج سلیقه ای نباشند جایزه فیلم قطعی است. بازی هنرپیشه ها به خصوص شهاب حسینی خیلی خوب بود.
«فروشنده» ریتم خیلی مناسبی داشت و با اینکه دو ساعت و پنج دقیقه است اما تماشاگر را به راحتی جلو می برد و آنها را جذب می کند.
اینکه مسئله گناه و قضاوت در کار فرهادی دوباره طرح شده از لحاظ ریتم داستانی و اجرا فیلم را شبیه به «درباره الی» می کند و من «فروشنده» را هم پای «درباره الی» پسندیدم. خوشبختانه اصغر فرهادی رو به جلو حرکت کرده و این در سینمای ما خیلی نادر و کمیاب است.»
پرویز جاهد هم در صفحه فیس بوک اش نوشت:
فروشنده اصغر فرهادی، در حد «جدایی نادر از سیمین» نیست اما در میان فیلم های کن امسال دراماتیک ترین فیلم است. فیلمی تریلر با پلاتی کارآگاهی درباره ترومای تجاوز جنسی یک زن که به تدریج و ماهرانه افشا می شود با تم های همیشگی و آشنای فرهادی و استفاده ای خلاقانه از نمایش «مرگ دستفروش» آرتور میلر و ترکیب صحنه و پشت صحنه به سبک «شب افتتاح» جان کاساوتیس.
اوئن گایبرمن،منتقد مجله ورایتی، هم فیلم را ستوده و در متن خود از هیچکاک به عنوان استاد دلهره آغاز کرده و نوشته است:
هرچند هیچکاک برای همه فیلمسازان، بت تریلرسازی محسوب می شود اما به احترام آنها که در غیر هیچکاکی ترین حالت، خلق تریلر می کنند، کنار می کشد و جا باز می کند. وقتی شما فیلمی از فرهادی می بینید،‌با نوعی تردستی معکوس و نامرئی وارد فضای باز ناتورالیستی می شوید اما طوفانی که از ماسه های زیر پای شخصیت ها آماده شکل گرفتن است را هم حس می کنید. موقعیتی که فقط می توان آن را تعلیق نامید. 
وی بازی ها را نیز چنین توصیف می کند:‌
در این فیلم شهاب حسینی به زیبایی طوری نقش آفرینی کرده که از شخصیت عماد، یک شوالیه با زورگویی درونی می سازد و ترانه علیدوستی که یک نسخه ایرانی با غم و اندوه «ماریون کوتیار» (بازیگر زن فرانسوی) را ارایه می کند.اما بازی درخشان در این فیلم از آن بابک کریمی است که یک لمپن بی ریشه و مسبب همه ماجراهاست.
در ادامه، نقل قول های کوتاه منتقدین دیگر را هم می بینید:
متیو اندرسن: درام اخلاقی عمیق فرهادی را دیدم. فروشنده در کن. به این فیلم نخل طلا را بدهید.
دونالد کلارک: فروشنده پیرنگی شبیه جدایی دارد ( رازی درون یک ازدواج) اما کمی بی روح تر و آکادمیک تر است. با این وجود مهیج بود.
هالیوود السور: فروشنده اصغر فرهادی درباره شک،خشم، انتقام، گناه، عشق و بوم پایی ( territoriality) است. اما جریان فرعی اش شوونیسم است.
ربکا لورنس: فروشنده اصغر فرهادی یک رقیب دیرهنگام نخل طلا است. عالی.
پیتر هاول:چک چک آرام سستی بشری و تبعات آن. ماهرانه توسط فرهادی سنجیده شده بود. کاملا ویران کننده!
دیوید جنکینز: سردرگمی های اخلاقی کاملا ویران کننده به این درام ایرانی از اصغر فرهادی جان می دهد. نقش آفرینی های بی نظیر.
گرگوری الوود: فروشنده یک ملودرام خوب اما یک داستان اخلاقی روشن از اصغر فرهادی است.یک داستان نو را دوست دارم.
جوردن رویمی: فکر می کنم کاملا واضح است که فروشنده جدایی نیست اما خب پس چیست؟ یک فیلم عالی. بدجوری پس از فیلم «شان پن» نیاز بود.
بیلگه ایبری: فروشنده فرهادی خوش ساخت است اما رفیق! مشکلات جدی با این یکی دارم.
دبورا یانگ(هالیوود ریپرتر): استادانه به ویژه در سکانس پایانی اما نه چندان درگیرکننده از ابتدا. 
او درباره سکانس پایانی که آن را استادانه توصیف کرده نوشته:‌
سکانس پایانی شخصیت های جدیدی رو می کند که از میان آنها «فرید سجادحسینی»‌ فراموش نشدنی است. طراحی صحنه کیوان مقدم هم در هر دو آپارتمان از امتیازهای ویژه فیلم است.

سیدمهدی حسینی|کیوسک تایمز

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
واقعا باعث افتخار هست اين نظرات،خصوصاً که فیلم در آخرین لحظات به جشنواره راه پیدا کرد و در آخرین روز هم اکران شد،این (آخرین) یه حسی رو ایجاد کرده بود که فروشنده فیلم ضعيفيه و به خاطر اسم فرهادي و با اکراه پذیرفته شده، علاقه مندان سینمای فرهادي هم نگران از این بودن و کسانی که فرهادي رو دوست ندارن خشنود از این قضیه! این نظرات پاسخ همه رو داد، هرچند خود فرهادي گفته که من همون آدمم با همون دغدغه های فیلم های قبليم و خیلی بد ميشد اگه این فیلم تو کارنامه ی فرهادي قدمی رو به عقب تلقی ميشد!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
واقعا باعث افتخار هست اين نظرات،خصوصاً که فیلم در آخرین لحظات به جشنواره راه پیدا کرد و در آخرین روز هم اکران شد،این (آخرین) یه حسی رو ایجاد کرده بود که فروشنده فیلم ضعيفيه و به خاطر اسم فرهادي و با اکراه پذیرفته شده، علاقه مندان سینمای فرهادي هم نگران از این بودن و کسانی که فرهادي رو دوست ندارن خشنود از این قضیه! این نظرات پاسخ همه رو داد، هرچند خود فرهادي گفته که من همون آدمم با همون دغدغه های فیلم های قبليم و خیلی بد ميشد اگه این فیلم تو کارنامه ی فرهادي قدمی رو به عقب تلقی ميشد!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
البته باید دیده بشه فیلما تا بشه نظر داد اما گمان کنم فروشنده نسبت به جدایی رقبای سختتری داره، به همین علت هم تو بخش جایزه های جهانی کارش به مراتب سخت تر ميشه، اون سال تو همهء جشنواره ها همه با اختلاف از جدایی تعریف میکردن،اما امسال تو همین جشنواره از چندتا فیلم دیگه هم تو سطح بالایی تعریف شده،البته يه منتقدي میگفت اگه جایزه بهترین فیلم رو نگيره، حتما کارگردانی یا فیلمنامه رو میگیره... (راستی طفلک شان پن! بیچاره اومده فیلم ساخته دیگه، خیلی دارن اذیتش میکنن! خیلی از منتقدین گفته بودن بعد از مدتها متاسفانه یه فیلم رو تو سینما مسخره کردن! خخخخ، گناه داره، آدم خوبیه! 😀)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨