معرفی آبشار آبگرم کلات
کجا بریم دور دور؟!

معرفی آبشار آبگرم کلات

نویسنده : محمد حسین وکیلی

سلام حال و هوای گرم بهاری‌تان چطور است؟ اعیاد شعبانیه دل شما را هم شاد کرده؟ این هفته علاوه بر جمعه، روز نیمه ‌شعبان هم تعطیلی رسمی است پس در چند روز آینده فرصت دارید تا راحت دل به دوردور این هفته بدهید.

مقصد ما آبشار آب‌ گرم کلات است. برای لذت بردن از این طبیعت باید 12 ساعت زمان اختصاص دهید و حوصله پیاده روی چند کیلومتری را هم داشته باشید (کفش مناسب بسیار مهم است). در مشهد ابتدا به سمت پل امام حسین رفته و بعد سمت کلات حرکت می‌کنیم. پس از طی کردن حدود 70 کیلومتر، در سمت راست جاده تابلو «روستای آب‌ گرم» را خواهید دید. 10 متر بالاتر از تابلو، جاده روستا شروع می‌شود. پس به سمت راست بروید.

 پس از طی کردن حدود 100 متر به تابلو زیر خواهید رسید. این یعنی راه را درست آمدید و باید به سمت روستا حرکت کنید.

تا به روستا برسید، طبیعت سرسبز و دل ‌چسبی را خواهید دید. اگر صبح زود حرکت کردید پیشنهاد می‌کنم در همین مکان صبحانه بخورید چون هنگام حرکت به سمت آبشار دیگر وسایل صبحانه حذف می‌شود و بارتان سنگینی کم‌تری خواهد داشت.

در اواسط روستا دو راهی زیر خواهید دید. باید سمت آبشار که سمت راست است بروید. قبل از آن اگر خریدی داشتید سوپر مارکت تصویر زیر آخرین فروشگاه قابل دسترسی شماست. پس تعلل نکنید. اگر به دست‌شویی هم نیاز داشتید می‌توانید به صد متر عقب‌تر برگشته و از سرویس‌بهداشتی مسجد استفاده کنید.

برای کسانی‌که هنوز صبحانه نخوردند، طبیعت بین روستا تا آبشار هم برای خوردن صبحانه بسیار مناسب است.

پس از طی کردن کم‌تر از 5 کیلومتر به پارکینگ آبشار خواهید رسید. راه روستا تا آبشار، جاده خاکی است و گاهی هم مجبورید با ماشین از روی رود کوچکی عبور کنید. همچنین تنها سرویس بهداشتی آبشار، در طول مسیرتان است. پس قدر آن‌ را بدانید.

مسیر پارکینگ تا آبشار به سه قسمت تقسیم می‌شود. قسمت اول دره و رودخانه، قسمت دوم چمن‌زار و مراتع سرسبز و قسمت سوم هم که هم سرسبز است و هم رودخانه دارد که در تصویر زیر مشخص شده است.

تصاویر زیر قسمت اول پیاده روی شما را نشان می‌دهد که بیشترین مسافت را هم دارد. در طول مسیر از استراحت کردن زیاد و آب‌خوردن فراوان جدا پرهیز کنید. در مواجه با رودخانه هم سوسول بازی در نیاورید زیرا قطعا در ادامه مسیر پایتان خیس خواهد شد پس همان اول راحت از داخل آب عبور کنید.

پس از عبور از یک گودال وارد قسمت دوم پیاده‌روی خواهید شد که فضای دوست‌‌داشتنی و فوق‌‌العاده‌‌ای هم برای عکاسی است.

با رسیدن به خرابه یک کاروانسرای قدیمی وارد مرحله  سوم پیاده‌روی می‌شوید. این کاروان در گذشته مشهور بوده اما متاسفانه از آن نگه‌داری نشده و حال و روز خوبی ندارد. هر چند برای عکاسی بسیار مکان متفاوت و جذابی است.

و قسمت سوم مسیر هم به شکل زیر است

کمی جلوتر که بروید آبشار را به راحتی می‌بینید. برای دیدن آبشار دو راه دارید. می‌توانید از سمت راست روخانه بروید تا به زیر آبشار برسید و یا از سمت چپ حرکت کنید و از کنار آبشار بالا بروید. اگر مسیر سمت چپ را ادامه بدهید به منبع اصلی آب که یک چشمه‌ آب ولرم است خواهید رسید. در طول مسیر هم رودخانه از چند حوضچه عبور می‌کند که فضای خوبی برای آب‌تنی فراهم کرده است.

عکس‌های زیر راه سمت راست و زیر آبشار است

و اما عکس‌های سمت چپ و بالای آبشار

به امید دیدار تا شماره بعدی!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سخی
سخی
٩٥/٠٢/٣٠
١
٠
جالبه که من پوست چیپس و پفک و آت و آشغال نمیبینم تو عکسا! عکس ها فتوشاپه یا واقعیه؟
mhv
mhv
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
خوشبختانه خیلی کمه ، مردم کم کم دارم با فرهنگ میشن . البته خب ادمایی هم که میرن زیاد نیستن کلا
سخی
سخی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
والا برای اینجور گردش ها آدم باید ماشین داشته باشه، ماشین هم نداشته باشی باید تاکسی بگیری که کرایه ش هم سرسام آوره. یا باید ماشین داشته باشی، یا پول داشته باشی، ما که هیچکدومش رو نداریم همون بهتر که بشینیم کنج خونه عکسا شو نگا کنیم.خخخ.
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
حسین پایه ای بریم؟ بی اشکل؟
سخی
سخی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
قوام جان، ما از همه مهم تر عنصر حوصله ره ندرم! خخخخ. شرمنده توم. با بچه های دیگه برنامه بیریز با هم برن داستانشه برم تعریف کنن حسرت بخورم.
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
فکر نمی کردم توی مسیر همچین طبیعت زیبایی داشته باشه فکر میکردم فقط یک آب گرم معمولیه...عالیه پس باید بزاریمش تو لیست خخخخ..جدا جا برای غطه خوری داشت؟ تو این مطلبت عکس تیبا، زیبای ایرانی رو ندیدم محمد حسین:) دست مریزاد...راستی پوستر مطلب عااااالیه خخخخخخخ
mhv
mhv
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
اره از آبشار که بالاتر بری شروع میشه،البته من این دفعه نرفتم عکس بگیرم./ ها دگه حاج اقا ولی در عکس ها مستتره! یعنی اون عکسایی که از تابلو گرفته شده از داخل تیبا بوده! دست کشنده اش درد نکنه:) ایشون باید پاسخگو باشن:)))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
به به خدا قسمت کنه مام از این سفرها بریم :)))
mhv
mhv
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
برن برن
Far!de
Far!de
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
به...چه آبشاریه :)
mhv
mhv
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
هوم خوبههه
حميد
حميد
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
سلام عكسها براى من باز نشد ! اما توضيحات جالب بود ، انشالله قسمت بشه يه سرى بزنيم ، ولى خداييش توى همين مشهد جاهاى ديدنى داريم كه خود ما مشهديا هم خبر نداريم
mhv
mhv
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
حیف شد اصلش به عکساش بود:(
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
ممکنه یک بار دیگه تلاش کنید ؟
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/٠٢
١
٠
عکس هشتم از بالا، اون دو نفری که کنار هم راه میرن چه نسبتی دارن با هم؟ (خب چیکار کنم؟ مشهد نیستم. از دوردورهای شما فقط گیر دادنش بهم کیف میده) :))
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
:)
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خخخخخ بیا مشهد دسته جمعی بریم:) تو هم از دور دورهات بنویس عکس بذار مشهدیا دللشون بسوزه:دی و البته گیر هم بدیم
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
آبگرم خیلی خوبه:) یه سال سیزده به در رفتیم..عکسا هم کلی خاطرات رو یادآوری کردن. مسیرها و آبسار و اون کاروانسرای قدیمی..خب خدا رحم کرده این دفعه جای آابشار منشوری نبوده..:دی( اشاره به یکی از عکسا تو وبلاگتون)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
آقای وکیلی، کل کره زمین رو هم دور بزنین هبچ جا خسرویه نمیشه خخخخ
سینا واحدی
سینا واحدی
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
بسیار سپاسگزار از عکس ششم هستم!!!:))))
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات