دویدن در خانواده ما موروثی است
#پدر#زحمتکشی#قضا_و_قدر

دویدن در خانواده ما موروثی است

نویسنده : h_khamooshi

از وقتی چشم باز کردم

پدر، پاهایش سگ دو می زد

و دست هایش دراز بود...

شاید اگر او هم

پشت میزی

پا روی پا می انداخت و با تکبر

در دستش...

ای لعنت بر آن قضا و قدری که به جای خودکار، بیلش به دست پدرم رسید

که از وقتی به خودم آمدم؛ می دوم و می دوم و به "هیج جا" می‌رسم

دویدن در خانواده‌ی ما موروثی ست...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
هعییی ...
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
🔏چاه های نفت زیر پایم .. هیزم نانم بر پشت چشم به کدامین افق بدوزم.. در کشوری ک سر هر کوچه اش صندوقی برای یاری به من است اما من در فقر میسوزم 🖊 ارمیا چناری
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
سلام، یاد این شعر افتادم. همان‌طوری که مادر حدس زد شد پدر آمد به شهر و نابلد شد به شهر آمد، بساط واکس واکرد نشست آنجا که معبر بود، سد شد پدر را شهرداری آمد و برد بساطش ماند بی‌صاحب، لگد شد پدر از معضلات اجتماعی است که تبدیل‌ِ به شعری مستند شد و بعد آمد کوپن بفروشد اما شبی آمد به خانه گفت بد شد دوباره ریختند و جمع کردند خطر از بیخ گوشم باز رد شد پدر جان کند و هی از خستگی مرد نفس در سینه‌اش حبس ابد شد به مادر گفت من که رفتم اما همان‌طوری که گفتی می‌شود شد به یاد روی ماهش بودم امشب نشستم گریه کردم جزر و مد شد
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
چ غمگین...
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
به نظر من که پولی که با رنج و سختی بدست میاد خیلی با برکت تر و حلال تر از پولیه که معلوم نیست اصلا حلال هست یا نه! رنج و سختیش بماند اصلا
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
درسته ولی چیزی هم از زندگی کردن هم نمی فهمنن این جور خانواده ها...خخخخ
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات