تخته سیاهِ سبز / قسمت اول: فضا و ادامین تخته
درباره تخته‌ سیاه بیشتر بدانید

تخته سیاهِ سبز / قسمت اول: فضا و ادامین تخته

نویسنده : 151

شاید اکثر شماهایی که این متن را می‌خوانید، قسمت تخته سیاه را در قسمت بالای سایت دیده باشید و بی‌تفاوت از کنارش گذشته باشید، ولی به شما توصیه می‌کنم یک بار هم که شده به این تخته سیاهِ سبز سر بزنید؛ پشیمان نمی‌شوید.

در مورد فضا و جو تخته نمی‌خواهم خیلی توضیح بدهم، همین را بدانید که ارزش و صمیمیت تخته، چند برابر این شبکه‌های اجتماعی می‌ارزد و بحث‌هایی که در تخته به وجود می‌آید، خیلی سرگرم کننده‌تر و مفیدتر از بحث‌هایی است که در تلگرام و‌... بوجود می‌آید. دغدغه بی‌ادبی و توهین و فحش‌ها و عکس‌های بوق‌دار هم در تخته وجود ندارد. 

از فضا و جو بحث‌ها که بگذریم می‌رسیم به اعضای خاصِ تخته؛ حالا این‌که چرا خاص هستند را در ادامه متوجه خواهی شد. از ادامین« جمع مکسر ادمین» تخته شروع کنیم و از آن جایی که خانم‌ها مقدم‌تر هستند، از ادامین خانم شروع می‌کنیم.

** خانم «الف،الف» ملقب به القاب «بانوی استعمار، دیکتاتور، پاییز و خیلی لقب دیگه» و صاحب سبک «استبداد ارغوانی». در مواقع ادمینی، بر تخت ادمینی تکیه زده و شلاق به دست، کاربرهای تخته را که حال، جزو برده‌های او محسوب می‌شوند مورد نوازش قرار می‌دهند. ایشان چندین مرتبه اقدام به بلاک دسته جمعی اعضا کردند، آن هم فقط به دلیل اعتراض اعضا به ظلم و ستم‌های روا داده شده در حق‌شان. در هنگام ادمینی ایشان، همه اعضا، دست به سینه و پاجفت شده، گوشه‌ای از تخته را اختیار نموده و فریاد سکوت سر می‌دهند همی. گاهی اوقات هم اعضا را مجبور به ایستادن با یک پا و گرفتن سطل زباله بر روی سرشان می‌کنند. چندین مرتبه اعضای تخته، اقدام به کودتا علیه شان کرده‌اند تا ایشان را از تخت سلطنتِ دیکتاتوری پایین کشیده و حکومت جدیدی را در تخته بوجود بیاورند، که با سرکوب و اعدام‌های دسته جمعی افراد انقلابی تخته همراه شد. محققان، سبک کار ایشان را با «نمرود» و «هیتلر»، در دو بُعد تاریخی و کلاسیک، مقایسه می‌کنند. در ضمن به شدت معتقد هستند که رنگ «ارغوانی»، بنفش نیست! ولی همه می‌دانند که ارغوانی همان بنفش است.

** ادمین خانم دیگر تخته، خانم «ف-ب» می‌باشند. ایشان شادترین و بیخیال‌ترین ادمین سایت هستند. از بیست و چهار ساعت شبانه روز، بیست و چهار ساعت و نیم را در جستجو و مطالعه کتاب‌های جدید هستند و به تازگی ژنِ «پیکاسو و یا حتی داوینچی»شان از خواب بیدار شده و مدتی است به نگارشِ هیولاهای مهربان و موجودات عجیب الخلقة می‌پردازند. همچنین موفق به ایجاد مکتب «پلشتیسم» در حوزه‌ی نقاشی جهان شدند.گفتم هیولا، ایشان نویسنده‌ی مقاله‌هایِ«هیولاها ترسناک نیستند، با آن‌ها مهربان باشید» و «هیولای صورتی، موجود دوست داشتنی» و «سالی و پونیو، معشوقه‌های من» هستند و بارها بابت همین مقالات، مفتخر به دریافت دکترای افتخاری از دانشگاه‌های«خارج» و «خارج» و دانشگاه‌های «خارج» دیگر شده‌اند.

سبک ادمینی ایشان،«رنگی رنگی زندگی کن» است و در طول روز، چندین بار تمام اعضا را با خُمر رنگ رزی، رنگی رنگی می‌کنند و آرزوی زندگی شاد برای همه را دارند.

** ادمین بعدی، جناب «م-خ-آ» می‌باشند که به شدت علاقه‌مند به تک فرزند نداشته‌اش می‌باشد و راه به راه، کارهایش را با خوردن قسم و سوگند به جان «تک بچه‌اش» راه می‌اندازد. ایشان دارای سبک «سالاد اولویه سرد» هستند و به شدت علاقه مند به سالاد اولویه. و حتی خبرهایی مبنی بر این رسیده که میز کار ایشان در دو قدمی یخچال قرار داشته و اکثر مواقع از درون یخچال ارتزاق می‌کند.

علاقه و ارادت به همسر هم از ویژگی‌های بارز ایشان می‌باشد، هر چند که در ظاهر، چنین گفته‌ای را تکذیب نموده و خود را عضو حزب مردسالاری می‌داند. ولی همه می‌دانند که حتی برای خوردن قاشقی اولویه، باید از خانم «ف-ب» که خود کاربر جیم هستند، اجازه بگیرند.

** ادمین بعدی جناب «ع-خ» هستند. «ع-خ» دوستی ریشه‌دار و دیزی خورانه‌ای با «شاه ریچارد» داشته و مدام به دوستی با «ریچارد» افتخار می‌کند. سبک ادمینی ایشان «محافظه کارانه‌ی مواظب خودت باش، مورچه شاخت نزنه» است و اکثرا میانه رو مأبانه در بحث‌ها مداخله می‌نمایند.

ادامه دارد..

==========

پ ن: این نوشته جنبه طنز و شوخی داشته و تمامی نسبت‌هایی که به اشخاص داده شده، طنز می‌باشند .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
احساس می کنم سه پاراگراف اول رو خودت ننوشتی! خخخ
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
١
٠
چرا اونوقت؟
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٠٥
١
٠
مستر خطیب انگار نوشته های شما هم با اقای فروزان خاطره ها دارن :))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٥
١
٠
بله بله خاطره های بسیار!!
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
:)))))بیچاره پاییز :)))) تا حالا انقدر عمیق به ادامین تخته و احوالاتشان نیاندیشیده بودم، بامزه بود منتظر بقیش هستم
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
ایشون بیچاره نیستن،دیکتاتور هستن!دیکتاتورررر!بیچاره ما ها هستیم :)ممنون ک خوندید
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
ما گفتیم الان چقدر ازمون بدی می گی و انتقاد می کنی!
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
شماها که همه خوب و گل هستید«به جزء خانم الف الف :) »من از چی بد بگم؟؟
نارين بانو
نارين بانو
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خانوم الف الف ؟ :دي چه خفن نوشتيد
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
بله!خانم الف الف!!دیکتاتور جیم هستن ایشون :))
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
آخری رو خوب اومدیو عین واقعیت هم بود:-)
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
:)) تو هم موافقی پس :) ممنون داداش ک خوندی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
:-)
Far!de
Far!de
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
فضای تخته هم واقعا همینطوریه که گفتین!خیلی خوب نوشتین!کلی خندیدم!
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی ممنون که خوندید :) خوشحالم که شاد گشتید : ]
zakhar
zakhar
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
ایول محمد :) خیلی خوب نوشته بودی! ولی برا آخری کم نوشته بودی!
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
قربونت :) ع خ واقعأ سوژه درست حسابی نداشت ؛) از بس میانه رو هستش :))
فو فا نو
فو فا نو
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خخخخخ بامزه بود واقعا. خندیدیم. مرسی :) پاییز :)))
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
مچکرم :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
هیولای خودرا چگونه تربیت کنیم رو یادتون رفته بود:دی شانس اوردین زیاد غلیظ نبود وگرنه خطر بلاک تمام عمر رو داشت:دییی هدف ما جلب رضایت شماست خخخخ
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
تازه نوشتینش؟؟؟ والا ترس از بلاکی نذاشت غلیظ بنویسم. ممنون ک جنبه داشتید :)
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
:)) الآن که متنو کامل خوندم متوجه شدم نسخه ی ویرایش شده رو قرار ندادن تو سایت! درواقع این مطلبی که رو سایته،کامل نیست!یعنی بنده یه نسخه ی کامل شده رو هم واسه سایت فرستاده بودم تا جایگزین این نسخه بشه!ولی متأسفانه نشده! لازم به ذکره که تو اون نسخه قسمت مربوط به ادامین طولانی تر و کامل تر بود!مخصوصأ قسمت مربوط به جناب«م خ آ» و خانم«ف-ب» کاش اون میومد رو سایت :|
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
نوشتین ادامه دارد..تو قسمت بد خب این دوتارو کاملشو بذارین
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
تکراری میشه اکثر جاهاش!
میرزا
میرزا
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
محمدجان چیز خاصی ننوشتی که این همه طلب رضایت و بخشش کردی از ادامین ؛) شما فقط باید از پاییز بانو حلالیت می طلبیدی :) خسته نباشی
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
حلالیت طلبیدن کاره بدیس آیا؟ :)) نسخه ی اصلیش نیومد متأسفانه میرزا جان! مچکرم که خوندید
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
اینطوری طنز نوشتن درمورد جیم واعضای مختلفش کار جدید وابداعی فقط یکم شدت برخوردش کم بود که خب انگار سانسور شده
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
سانسور که نه،نسخه ی کامل و تصحیح شده رو قرار ندادن که واقعأ کامل تر از این نسخه بود. ان شاءالله واسه قسمت های بعد جبران میشه. با تشکر از وقت گذاشتنتون
سخی
سخی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
ممد خوب نوشتی. اکثر مطالب عین حقیقت بود. مخصوصا در مورد استبداد پیشگی بانو پاییز. کلی هم خندیدم. دمت گرم. منتظر میمونم.
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
باشد که صدای اعتراض ما به گوش مسؤولین رسیده باشد :)) دمت گرم داداش
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
الف الف که درسته... اصلا خلوت بودن شدید تخته هنگام ادمینی ایشون گویای قضیه هست... ، جای کار بیشتری داشت البته خوندم توی کامنتا که یک نسخه تصحیح شده داره.. جالب بود در کل ... این کامنت تقدیم به شما ؛) خخ موفق باشید :)
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی ممنون که میخونید :]
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٠٥
١
٠
خوب بود، افسوس که کم بود :)) خصوصا قسمت " ع.خ"! فقط همین چهار نفر ادمین هستن ؟
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
١
٠
درسته،ولی کوتاه بودنش تا حدود زیادی تو نسخه ی تکمیلیش که قرار بود جایگزین این نسخه بشه،حل شده بود :| راستی یه سوال!شما به کامنت هاتون همیشه خودتون مثبت میدید آیا؟؟ :))
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
١
٠
راستی یادم رفت!!من که فقط با همین چهار تا ادمین جلسه ی تخته داشتم تا الآن :]
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٠٦
١
٠
اره . من هر وقت یادم باشه مثبت میدم، هم به خودم هم به کسی که در جواب من حرفی رو زده ؛ هم برای کسایی که توی پستام نظر میزارن . توی تخته هم که باشم رگباری ایول میدم . کلا دست به مثبت دادنم خیلی خوبه ^_^ الان یکدونه پست از من پیدا نمیکنین که به همه ی کسایی که نظر دادن مثبت نداده باشم. به نظرم خیلی خوبه مگه بده آدم به کسی که وقت میزاره نظر میزاره مثبت نده ^_^ تو اینستا هم همه پستا رو لایک میکنم تازه :ی
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٦
١
٠
من روم نمیشه به کامنت های خودم مثبت بدم خب :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٠٦
١
٠
لایک یا مسابقه نیست که اگر به خودتون بدین، روتون نشه، به نظرم هر نطر یک امتیاز مثبت داره البته اگر بحث و زد و خورد و توهین و این جور چیزا نباشه .
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٧
١
٠
درسته.مثبت دادن هایتان مستدام : )
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
اتفاقا به نظرم پاییز در عین حال اینکه یک ادپین خوبی هست یک روانشناس خوبی هم هست^_^عالیه: ) هوم !در مورد تخته سیاه موافقم: )
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
: ) این نظر شماست و به شدت مخالفم باهاش :) ایشون دیکتاتور خوبی هستند،ولی روانشناس نع! ممنون ک خوندید
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
«با خُمر رنگ رزی» گمونم خُم رنگ رزی درست باشه
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
نمیشد تو خفا بگید اینو؟ : ] در تحیرم که چجوری از زیر ذره بین میرزا جان در رفت این سوتی :) با تشکر
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
نه نمیشد!:دی باید بلند گفت همه بشنون دیگه کسی از این خطااها نکنه خخ
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
پشت سر حبیبی ما صفحه نذارین ها!:دی..نمیدونم بگم خدا به من رحم کرده یا به شما که دوره ادمینی من نبودین..البته دوره ی نابی رو از دست دادین..میگن هر چندهزارسال یک بار رخ میده:)...طنزتون و اصطلاحتتون هم زیبا و روون بودن.خداقوت:)
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
پشت سر حبیبی شما اندازه ی کتاب های دانشگاهتون صفحه و ورقه و اینا هست : ] نیازی به صفحه گذاری بنده نیست :)) شما هم شانس آوردید که من نبودم اون موقع تو جیم!!وگرنه سرنوشتتون مثل خانم دیکتاتور میشد :)) خیلی ممنونم ازتون.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
خخخ ایول داشت محمد ... بلکم اینجوری با اینجور مطالب جیم از بی حالی دربیاد
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
قربان شما سید جان :) امیدوارم
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی خوب بود، دمتون گرم :)) کاش نسخه اصلاح شده میومد ما می دونستیم چیا میگذره تو ذهنتون درموردمون :( منم ادمین کمکی بودم، از منم میگفتین که چقدررررررر خوبم! :دی
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
حیعف شد :( ان شاءالله تو قسمت های بعد نوبت شما هم میشه :) ممنون ک خوندید
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
:) خخخخخخ خیلی باحال بود قلمت مستدام
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
قابلتو نداشت :) حضورت مستدام تر
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
چه قدرم که حرف گوش کنید و دست به سینه می شینید شماها خخخ! لذت بردیم از القاب منصوبه :دی مچکر
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
خدا به دادتون برسه از دست آه و نفرین های بچه ها :)) قابل دار نبود مچکرم
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
:) موفق باشید
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
سلامت باشید :: ]
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
ما که یکی دوبار اومدیم تخته هیشکی تحویلمون نگرفت از همون راه برگشتیم :))
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
انتظار ندارید که با یک بار اومدن به تخته با همه گرم و صمیمی بشید ک؟همه ی کسایی که تو تخته هستند این دوره ی ابتدایی که با کسی آشنا نبودند رو گذروندن که الآن همو میشناسن.چند وقتی که بیایید و برید با همه آشنا و صمیمی میشید و پیام هاتون بدون تأیید میشن.اون موقع میتونید معنی تخته رو درک کنید و معتادش بشید :)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
نه والا من انتظاری نداشتم و ندارم در خوبی دوستان شکی نیست و در این که من چون وقت ندارم نمیتونم بیام تخته که آشنایی بیشتر حاصل بشه با دوستان ... من یه چیزی گفتم شما چرا میزنید حالا :))
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
:)) بنده مسؤول دفاع از کیان تخته هستم :) من چنین جسارتی نمیکنم : ]
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
حقا که جیم خوب آدمی رو برای حفاظت از کیان تخته برگزیده پاینده باشید :)
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
بلهع خب :) مچکرم
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
پاییزمون مظلوم واقع شده. یه کمپین دفاع از حقوق پاییز باید راه بندازیم:)....در کل خیلی خوب و جالب نوشته بودین و اولاشو من بیشتر دوست داشتم از آخراش....خسته نباشید
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
مظلوم؟ خانم دیکتاتور؟ شیب؟؟ خیلی ممنون که خوندید : ]
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
خانم انتصاری به این مهربونی!!..من هم به کمپین دفاع از ایشون می پیوندم:)) نوشته متفاوت و قشنگی بود :) با آرزوی موفقییت بیش از پیش.
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
شما هنوز اون جلوه ی خشن و ترسناکه ایشونو ندیدید گویا :)) ممنون از توجهتون
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
آقا من وقت نکرده بودم نظر بدم تا الان. میگم یکم داغش میکردی خب! :دی | در کل خوب بود :)
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٣/٠٩
٠
٠
داغ؟میسوختین اون وقت :) واقعأ نسخه ی تکمیلی داغ تر بود!نشد ک بشه! با تشکر از شما :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨