مرد همسایه بیکار است 

زن او گفته بی عار است 

مرد  نشسته توی آن سایه 

توی آشپزخانه خالی از بار است 

مرد صبح زود تا گذر رفته

 دست خالی آمده، کاهو بازار است 

ته جیبش خالی و خلوت 

درمانده و مانده. این زنش هم که مرد آزار است 

صورتش تا به کی به سیلی سرخ 

به بقالی محل هم کلی بدهکار است

از این همه بدبختی و سخت زیستی 

هم گلایه دارد و هم فکر فرار است 

این همه زرق و برق توی این دنیا 

قسمت او و بچه‌هاش دیوار است 

تا همین سال پیش که سالم بود 

کارگر بود و حیف که حالا بیمار است 

نه بیمه و نه مستمریی، چیزی 

از تمام حقوق بر کنار است 

وقت همه پرسی و رای می‌شود ولی نعمت 

بعد آن فراموش شده و سر بار است 

ای تف به ذات این دنیا 

او به شعر من هم حالا بدهکار است

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
خطالب به مطلب منتشر کن: این برا بار دوم، چرا تا یکی از فقرا میگه، شما عکس دست یه گدا رو میزارین؟
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
تذکر خوبی بود اقا مرتضی ..ممنونم که همه جوانب رو میسنجید ...ان شالله دوستان تصویر رو عوض کنن
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
شعر سرشار از سکته است. بعضی از بیت ها بسیار سخیف است. شعر دارای قافیه اما خالی از وزن است. بیشتر تلاش کنید
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
نمیدونم شاید من اشتباه کنم اما انگار خودش یه سبک ئه ..شعر هایی که قافیه دارن اما با وزن سخت خونده میشن .....ممنونم از توجه و تذکرتون ........
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/٢٧
٠
٠
چشمیتان پر خروش
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات