ماجرای من و دو بنیانگذار!

ماجرای من و دو بنیانگذار!

نویسنده : a_duzandeh

در حين گزارشي كه بايد از آرامگاه نادرشاه افشار تهيه مي‌كردم و آگاهي يافتن از خلقيات اين عشاير نشينِ خراساني، سري هم زدم به مقاله نوشته شده در زمينه چگونگي به قدرت رسيدن ساساني ها و مشكلاتِ پيش روي پارتها. از آنجايي كه اين دو مقوله هيچ ارتباطي با هم ندارند و تاريخ هم گاهي غيرت و حسادت انسان‌ها را برمي‌انگيزد، از بنيانگذارِ دودمان افشاريه خواستم تا جلسه‌اي را با اردشير بابكان - بنيانگذار سلسله ساساني - ترتيب داده، تا بنده بتوانم از چم و خم شرايط آن زمان آگاهي يابم.

خلاصه طبق ساعت مقرر جلسه شروع شد و از آنجايي كه دل خوشي از اردشير بابكان به خاطر انهدام پارت‌ها نداشتم بي‌مقدمه پرسيدم: «چرا بايد به خاطر جاه طلبي خودسرانه خود، يك حكومت ٤٧١ ساله را زير سوال ببري و اينگونه تبر به ريشه ايشان بزني؟» اردشير هم كه گويا به دليل روبه‌رو شدن با يكي از سه سردار نظامي دنيا (نادرشاه) و حسادتي كه به خاطر ١٢٥٠ جنگ شركت كرده‌ي وي داشت دمق شده بود، اظهار كرد كه بهتر است به جاي دخالت در امور مربوطه به تحقيق درباره دليل ساخت پلي سرپوشيده در مشهد واقع در خيابان احمدآباد بپردازم و پاپيِ اين قبيل سوالاتي كه هيچ آخر و عاقبتي هم ندارد، نشوم.

اين حرف كافي بود تا هم من و هم جناب نادرخان به شدت عصباني شويم و وي را با اردنگي از چادر بيرون كنيم. بنده هم به سبب اين‌كه باعث و باني اين اتفاق ناخوشايند بوده و حال اين سردار خراساني را مكدر كرده بودم، از وي عذرخواهي كرده و از چادر خارج شدم!  بعدش هم تصميم گرفتم كه به جاي پرداختن به احوالاتِ اشكاني‌ها و ساساني‌ها، به تحقيق درمورد شرايط و زندگيِ هم ولايتي خود، نادرشاه بپردازم و به دست آوردهاي وي در طول مدت زندگي‌اش روي بياورم.  

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات