مریخ نگاه / شعر
صله یک بوسه کفایت کند و نیست گناه

مریخ نگاه / شعر

نویسنده : mohamad_s

مثل سیاره‌ی آغوش تو در خلوت مریخ نگاه

یا سپاهی که کمین کرده به گیسوی تو اه

یا کج کنج لب‌ات رو به اذانِ شبِ ماه

ماه وارونه کمان کرده که جوید ز تو راه

تب خورشید ندیدی که علف کش شده این تابستان؟

همه از روشنی دیده‌ی خون بار تو لج کرده نگاه

عطر بوی تو فلک کرده ز نرگس بو را

هر چه معشوق به گیتی همه دلخون و تو خواه

غصه‌ی قص‌ ی عشق تو ز هر بی پدری می‌آید

دل هر بی خبری تشنه‌ی آغوش تو ماه

من که از وصف دل انگیز تو عاجز هستم

صله یک بوسه کفایت کند و نیست گناه

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
به به آفریین :)
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
ممنونم ..لطف دارید
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
عالی بود :)))))))) شعر از چه کسی بود آیا؟
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
ممنونم ..اگه قابل باشه از دلنوشته های خودم ئه
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢