دکترای بیکاری، تضمینی!
کار هست، اما کم است...

دکترای بیکاری، تضمینی!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

دو تا دختری که صندلی عقب نشسته بودند آرام در گوش هم پچ‌پچ می‌کردند و می‌خندیدند. پیرزنی که کنارشان نشسته بود سرش را چرخاند طرفشان و پرسید: «چی کاره‌اید مادرجان؟» دخترها همانطور که خنده‌شان را جمع و جور می‌کردند، جواب دادند: «دانشجو». پیرزن جواب داد: «پس هنوز بیکار نشدید». راننده خندید. از آن خنده‌های تلخ درصد بالا! نگاهش را از توی آینه با پیرزن صندلی عقب یکی کرد و گفت: «آره مادر. تازه بعد کلی درس خوندن میشن یکی لنگه من، البته دور از جون خانوم‌ها». دخترها اصلا حواس‌شان به راننده نبود. عکس‌شان افتاده بود روی صفحه گوشی‌ام و می‌دیدم که هنوز دارند می‌خندند. راست می‌گفت پیرزن. همین خنده‌ای که ته دل من و امثال من مانده برای این است که  هنوز توی هفت‌خوان بیکاری نیفتاده‌ایم. می‌گویم «هفت‌خوان»، چون پیدا کردن کار خوب و مناسب توی کشور ما (و شاید توی بعضی کشورهای دیگر، من که خبر ندارم!)، طول عمر نوح می‌خواهد و همت رستم!

تا جایی‌که من دیده‌ام، هر شخص بعد از رسیدن به سن هجده سالگی با امید پیدا کردن یک کار خوب و پردرآمد وارد دانشگاه می‌شود و بعضا دست به انتخاب رشته‌ای می‌زند که علاقه‌ای به آن ندارد اما به قول دیگران «دهن پر کن و پول‌ساز» است. شخص مورد نظر چهار سال از عمرش را صرف گرفتن لیسانس می‌کند اما از آنجایی که فارغ‌التحصیل لیسانس به لطف دانشگاه‌های کاربردی و غیر کاربردی و پولی و مفتی، مثل قارچ توی مملکت ریخته، با دیدن آگهی‌های فراوان استخدام فوق‌لیسانس، از شاغل شدن ناامید شده و مجددا به ادامه تحصیل می‌پردازد.

وی با امید فراوان در سن 24سالگی با مدرک فوق‌لیسانس فارغ‌التحصیل شده و برای پیدا کردن کار به آزمون‌های استخدامی، موسسات کاریابی، قوم و خویش و غریبه و ... متوسل می‌شود. غافل از این‌که آزمون‌های استخدامی از بین صد و پنجاه هزار متقاضی تنها یک نفر را استخدام می‌کنند (که معمولا هم به صورت اتفاقی آن یک نفر با مدیر موسسه نسبت فامیلی دارد!) موسسات کاریابی یکی در میان به عنوان کلاه‌بردار از رسانه‌های عمومی معرفی می‌شوند، و اقوام و آشنایان نیز به صورت ناگهانی غیب شده و یا رابطه‌شان را با فرد جویای کار قطع می‌کنند.

آقا یا خانم فارغ‌التحصیل با این خیال که علم همیشه بهتر از ثروت است، دوباره به ادامه تحصیل می‌پردازد تا با دریافت مدرک دکترا بتواند کاری شایسته و درخور تحصیلاتش پیدا کند. اما از آنجایی‌که اکثر هم‌سن و سالان او همین فکر را می‌کرده‌اند و همه دکترا گرفته‌اند، کارفرمایان ترجیح می‌دهند به جای این دکترهای درس‌خوانده اما بی‌تجربه، نیروهایی با مدرک پایین‌تر، حقوق کمتر و سابقه بیشتر استخدام کنند! آقا یا خانم دکتر که تا 28-29 سالگی مشغول درس خواندن بوده و سابقه کار ندارد، به اجبار مشغول کاری که برای یک فارغ‌التحصیل لیسانس در نظر گرفته شده و ارتباطی با رشته تحصیلی‌اش ندارد و حقوقش هم به اندازه پایه حقوق است، می‌شود. با این امید که بعد از یکی دو سال کسب سابقه، بالاخره در شغل مورد نظرش استخدام شود.

اما زهی خیال باطل! چرا که وقتی سابقه کاری‌اش به میزان لازم می‌رسد، سن‌اش از 30 سال گذشته و شغل مورد نظرش دیگر افراد بالای 30 سال را استخدام نمی‌کند. اینطوری می‌شود که شخص نامبرده بعد از گذراندن چند خوان بزرگ از هفت خوان بیکاری، ترجیح می‌دهد یک پراید قسطی خریده و به مسافرکشی در سطح شهر بپردازد و اگر پیرزنی توی ماشینش درباره بیکاری حرف زد، لبخند بزند. از آن لبخندهای تلخ درصد بالا...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٢/٢٦
٠
٠
برای داشتن شغل خوب سه چیز لازم است:پارتی, بقیش خودش حل میشه نگران نباشید! نوشته خوبی بود.
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٢٧
٠
٠
پس یک چیز لازم است کلا :))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٧
١
٠
سه چیز یعنی: پارتی، پارتی، و باز هم پارتی...
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٢/٢٩
٠
١
نه آقا چیزهای دیگه ای مثل پشتکار و برنامه ریزی هم مهمه ولی مسیله اینه که پارتی اونای دیگه رو حل میکنه!
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/٢٦
٠
٠
http://aassak13.blog.ir/post/743
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٧
٠
٠
مرسی از لینک مطلب. به این میگن یه کارآفرینی خوب و خوشمزه :)
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٢/٢٧
١
٠
کلی درس خوندیم تا .... اصلاً ولش کن سختیه زندگی صد سال اوله مهم مدیران محترم هستند و فرزندان گرانقدرشون!!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٧
٢
٠
و فرزندان اقوام محترمشون:)))
E_aminigy
E_aminigy
٩٥/٠٢/٢٧
٠
٠
هه
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٧
٠
٠
:)
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٢/٢٧
١
٠
یه معضل بزرگی هست اما .. واقعیت ش این ئه که دیگه یه جاهایی دعا و نذر و نیاز هم دردی دوا نمیکنه ..مثه اپیدمی همه گیر میشه ..به هر صنفی سرایت میکنه ... خب حرف سیاسی م که نمیشه زد ...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٧
٢
٠
یه جاهایی انگار هر چقدر هم حرکت کنیم برکت سمتمون نمیاد. نمیدونم مشکل از حرکت ماست، یا از برکت یا...
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٢٧
٠
٠
چی میشه گفت وقتی کاری از دست ما ساخته نیست واسه درست کردن این شرایط | به قول معروف: پروردگارا کاری به ما ده که آن به!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٧
٠
٠
آمین:)
translator
translator
٩٥/٠٢/٢٧
٠
٠
بعله...هعی روزگاااار.حالا واسه خانوما مهم وواجب نیست ولی برای اقایون بددردیه .ازمونای استخدامی هم که اصصصصلا واقعی نیس اکثرااااا.واینکه نه فقط کار بلکه دنیااااا رو انگشت پارتی میچرخه.خدانصیب همه کنه ان شاالله
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٧
٠
٠
البته این روزها نه تنها برای آقایون و خانومها واجب شده، که جدیدا خیلیا به محض تموم شدن مدرسه ها، بچه ها رو هم میفرستن سر کارای کوچیک. البته نه برای کار یاد گرفتن. دقیقا برای پول درآوردن!
translator
translator
٩٥/٠٢/٢٨
١
٠
برا پولم باشه اشکال نداره بنظرم خیلی خوبه چون اینجوری طلبکار بار نمیاد و خودش سختی کاروپول دراوردنو میفهمه و باادمای مختلف اشنا میشه و دیدش باز میشه...
آشپزی آیکابان
آشپزی آیکابان
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
خیلی جالب بود
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
تشکر:)
بهنام
بهنام
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
بعدم میگن چرا معتاد میشین! بهتر از بیکاری که هست. لااقل آدم حوصله ش سر نمیره.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٨
١
٠
بهتره آدم بشینه جای مواد یه چیزی بخوره خب! خرجشم کمتره. نیست؟ :))
meechkaa
meechkaa
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
مثل همیشه عالی بود عزیزم .. :)‌ .. درد خیلی از جوونا همینه .. با کلی انگیزه وارد دانشگاه میشی .. کلی درس میخونی .. با یه معدل خوب .. اما انگیزه تو می کشن .. امیدتو نابود می کنن .. اعتماد به نفستو میفرستن به درک .. تنها چیزی که ازت میمونه یه تیکه گوشته که روزمرگی می کنه .. همین .. کسی هم نیس به داد جوونا برسه .. :(‌ ..
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
آره واقعا. من فکر میکردم فقط خودم اینجوری ام، ولی انگار خیلی های دیگه هم دچار همین روزمرگیه شدن...
عطا_الله
عطا_الله
٩٥/٠٢/٢٨
٠
١
ممنون از انگیزه‌ای که بابت ادامه تحصیل به مردم دادید :)) البته بیکاری یه واقعیتِ ولی بنظرم دکتراء بیکار بهتر از یه دیپلم بیکاره.چرا؟ چون میتونه راحت بندازه گردن مسئولین و دولت و... مردم هم میگن راس میگه دیگههههههه. ولی یه دیپلم این آپشِن رو نداره متاسفانه :( شاد و "کاردار" باشید :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
فقط بدیش اینه که یه دیپلم بیکار، نهایتا از شدت بیکاری تصمیم میگیره درس بخونه ، ولی یه دکتر بیکار دیگه نمیتونه درس هم بخونه :))
سعید
سعید
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
من ان شاءالله این خرداد فارغ التحصیل می شم و دیپلم می گیرم.و می خوام دیگه درس نخونم.می رم سر کار،هرکاری که شد.از مکانیکی و بنایی تا هرکاردیگه ای که گیرم بیاد!درس هیچ فایده ای نداره. و تازگی مطلبی درباره ی کار می خوندم که فکر کنم مدیر یک شرکتی گفته بود:من از شانزده سالگی کار کردم و کسی را که تا بیست و شش سالگی سر هیچ کاری نرفته بچه می دانم. (نقل به مضمون)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
اگه کار خوبی پیدا کنید که بعدا بتونید کنارش درسم بخونید، خیلی هم خوبه :)
نگار
نگار
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
عجب مطلبی نیلوفر عالی بود...خدایا خودت هوای جوونها رو داشته باش...:**
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
ممنون :)
Mos
Mos
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
عالی
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
ممنون
Z_ahmadi
Z_ahmadi
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
جانا سخن از زبان ما میگویی سلام نیلوفر جان جمعیت جوان کشور الان خیییییلی بیشتر از ظرفیت کشوره ، موج جمعیتی دهه شصت که حالا ما دهه هفتادی ها هم داریم بهشون می پیوندیم بحران سختیه متأسفانه همش استرس، بدو بدو آخرش هم هیچ ... نمیدونم من این حس رو دارم یا واقعا این طوریه اما حس میکنم الان تعداد بچه های کوچیک خیلی داره زیاد میشه نگرانم این ها هم دهه شصتی های دیگه ای نشن در آینده ، باور کنید من هر وقت این همه بچه می بینم تو خیابون با خودم می گم این مردم به چه انگیزه ای بچه دار میشن! تازه این تفاوتی هم که بین بازارکار رشته های علوم پزشکی و پیراپزشکی با سایر رشته ها ایجاد شده باعث شده که ما هی جلو مردم باید جواب پس بدیم و حسرت بخوریم که چرا جای رشته ی تحصیلیمون به جرگه اون ها نپیوستیم!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
آره اتفاقا منم فکر میکنم الان دقیقا داریم شبیه دهه شصت میشیم. بچه های زیاد،دخترهای جوونی ک همسرشون شهید شده، جنگ های بزرگ، فقر و خیلی چیزای دیگه.... امیدوارم اوضاع بهتر شه.کاش میتونستیم جای امیدوار بودن کار دیگه ای هم بکنیم البته.
سیستم crm
سیستم crm
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
فوق العاده بود واقعا درد همه جوون ها همینه هر چند که من خدارو شکر با سعی و تلاش 9 ماهه تونستم در سن 19 سالگی تو یه شرکت معتبر اینترنتی استخدام بشم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
خداروشکر.امیدوارم موفقیتتون پایدار باشه و بقیه هم بتونن به اون چیزی که میخوان،برسن...:)
cobra
cobra
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
کاملا درسته.. ماجرای تلخ زندگی ماست حس بدیه انگار که به آخر آرزوهات رسیده باشی و ببینی همه زحماتت و درس خوندنات یه جا بخار شده بعد یه مدت به تلخی شم عادت میکنیم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
عادت کردن به تلخی هر چیزی، وحشتناکه.کاش حداقل عادت نکنیم.فکر یه چاره ای باشیم.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠