می‌خواهم یک دلقک بندباز باشم!

می‌خواهم یک دلقک بندباز باشم!

نویسنده : حوا

تکنولوژی خیلی خوب است. همانطور که می‌دانید خوبی‌هایی چون ارتباط آسان و راحت بین آدم‌ها در اقصی نقاط جهان، ارتباط بیشتر بین دوستان و اعضا فامیل و ارتباط راحت‌تر بین عاشق و معشوق‌های مجازی یا واقعی دارد و خیلی از حرف‌هایی را که رودررو به یکدیگر نمی‌توانیم بگوییم با استفاده از تکنولوژی راحتتر به زبان می‌آید. تکنولوژی به ما کمک کرد تا دفتر خاطراتِ خصوصی‌مان را که در گذشته‌های نه چندان دور در نهانخانه‌ها پنهان می‌کردیم تا خواننده‌ای جز خدا نداشته باشد (البته تا قبل از کشف شدن توسط آدم‌های فضول که نه، بلکه کنجکاو) به صفحات وبلاگ، فیس بوک و فایل‌های شخصی با نام‌های مستعار و با عنوان‌های دلنشین یا دلخراش منتقل شد! بی‌آن‌که کسی بفهمد این نوشته‌ها نویسنده‌اش کیست و مخاطبش هم دیگر فقط خدا نیست!

اما تکنولوژی گاهی بد هم می‌شود. از آنجایی که برای ما آدم‌ها روی خط تعادل راه رفتن چون رد شدن از پل صراط خیلی سخت است! در تکنولوژی‌های مجازی هم بالاخره از یک سمت خط تعادل سقوط می‌کنیم (البته اغلب از سمتی سقوط می‌کنیم که روی سر در آن نوشته شده است: افراط در استفاده). بعضی هم فکر می‌کنند تکنولوژی چون اعتیاد خان‌مان برانداز یا خانم‌ان سوز است! غافل از این‌که کسانی که خانه‌شان از پایبست آماده ویرانی ست چه در دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی بالاخره خانه‌شان ویران می‌شود! فقط وسیله‌اش فرق کرده و ویرانی آسانتر شده است؛ آنان به راحتی می‌توانند خطاهای خود را بیاندازند گردن تکنولوژی‌های نگون بختی که سر سفره پدر و مادرشان بزرگ نشده‌اند! درست مثل غروب خورشید در عصر جمعه که یک تنه تمام دلتنگی‌های آدم‌ها را به دوش می‌کشد بی‌آن‌که خطایی جز غروب مرتکب شده باشد!

ما آدم‌ها همان آدم‌های گذشته‌های نه چندان دور هستیم، فقط شکل ارتباط‌مان بیشتر از کمی فرق کرده است. به اندازه قبل در روابط‌مان مفید یا مضر هستیم یا به همان اندازه در روابط‌مان افراط و تفریط داریم و گاهی هم که آفتاب از سمتی جز شرق طلوع می‌کند روی خط تعادل سلانه سلانه راه می رویم! «براستی هیچ می‌دانید دلقک‌های بندباز قدر حفظ تعادل خود را روی خط تعادل خوب می‌دانند؟»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
خانم ان سوز یعنی چه؟
حوا
حوا
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
نه بابا ینی نمیدونی گاهی نوشته هایی که تو جیم منتشر میشه حروف بعضی از کلماتش جدا میشه؟! از خوندن این نوشته سوال عجیبتر دیگه ای به ذهنت نرسید؟ باشششش شما فکر کن خانم آن سوز] =/
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
اصلا و ابدا اعصاب ندارید!
حوا
حوا
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
من برای حرف و انتقاد حسابی تا دلت بخواد اعصاب دارم ولی برای شوخی ای که سر جاش استفاده نشه نه =/ میدونم جوابم مثه کامنت شما بیشتر از کمی "حسابی" نبود!
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
:|
حوا
حوا
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
; )
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
در این زمینه آیا تعادل معنی خوبی داره؟ به نظر من تعادل توی یک جاهایی شاید یعنی عدم استفاده
حوا
حوا
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
درسته تعادل در یک جاهایی ینی عدم استفاده...مثه من که از نرم افزار تلگرامم فقط دو روز در هفته استفاده میکنم بقیه مواقع پاکش میکنم. معتقدم تلگرام بیشتر از اندازه وقت گیره. ممنون جناب از اینکه یک نظر مفید زیر این پست گذاشتید =)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
حالا این چیزای خوبی که شما گفتید چه ربطی به اون دلقک بند باز داشت؟؟؟ اولش فک کردم مطلبتون در مورد سیرکه خخخخ
حوا
حوا
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
خب بندبازی ینی حفظ تعادل روی خط تعادل(که مستحضر هستید) و چون ما اغلب بندبازی رو در سیرک میبینیم و زیاد بند بازها جلوی چشمهامون نیستن به دلقک سیرک نسبتش دادم
b_ziba
b_ziba
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
خیلی جالب و زیبا. موافقم این افراط و تفریط ما هست که باعث آسیب رسوندن به ما میشه نه تکنولوژی.
حوا
حوا
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
درسته باران عزیز تکنولوژی و امثال تکنولوژی ها بهانه ای برای اثبات دوباره افراطها و تفریطهای ماست....مرسی از کامنت زیبات=)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات