اگه شهید نشی می میری!
شهادت هنر مردان خداست...

اگه شهید نشی می میری!

نویسنده : sajede_gh

سالها پیش تصور من از شهادت یک اتفاق ماورایی بود. تعریف من از "شهید" فردی بود فرازمینی که رسیدن افراد معمولی به مقامی شبیه آن تقریبا غیرقابل دسترس بود. کتابهای "نیمه پنهان ماه" را که خواندم به این نتیجه رسیدم که شهادت اتفاقی نیست. فهمیدم چیزی که شهادت را تضمین می‌کند، نوع زندگی و رفتار و کردار انسان در زمان حیات است.

مرگ هر انسانی در هر زمان و مکانی می تواند مساوی شهادت بشود به شرط اینکه دل کندن از دنیا را تمام و کمال بلد باشد. اصلا تفاوت شهادت و مرگ می تواند همین باشد که شهید با رضایت خودش می‌رود اما هنگام مرگ مجبوری از هر چه که دل بستی، دل بکنی. دیدگاه من اما نسبت به آدم هایی که آرزوی شهادت داشتند و دارند هم تصویر درستی نبود، چرا که گمان می‌بردم آنان مرگ را طلب می کنند و از فرصت حیات دست کشیده‌اند تا این که به این جمله برخوردم: "اگر شهید نشوی، می میری".

آن روز فهمیدم طلب شهادت آرزویی هوشمندانه برای زندگی سعادتمند و رسیدن به عاقبتی شیرین‌تر است. کسانی که طلب شهادت می‌کنند هم می‌خواهند به لطف و عنایت خدا توفیق زندگی درست را بیایند و هم با تبدیل مرگ به شهادت از انتقال به جهانی دیگر هم برای خود شیرینی وصل بسازند تا در جوار رحمت همیشگی حضرت حق آرام گیرند. طالبان واقعی شهادت نه تنها فرصت حیات را فراموش نکرده‌اند که به بهترین نحو از آن استفاده می‌کنند اما به آن دل نمی بندند. آری شهادت هنر مردان خداست...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
.شهادت داستان ماندگاری آنانیست که دانستند دنیا جای ماندن نیست ...
sajede_gh
sajede_gh
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
عالی بود جمله تون :) ممنون از حضورتون
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
بله شهادت هنر مردان خداست :)
sajede_gh
sajede_gh
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
^__^
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
خوش به سعادت کسانی که با شهادت میرند...
sajede_gh
sajede_gh
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
واقعا خوش به سعادتشون
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
اگه شهید نشی،میمیری! چه جمله جالبی! شهدا همه سبک زندگیشون واقعا عالی بوده....از روابط خانوادگی و احساسی گرفته تا رابطه شون با ائمه و خدا....مرسی از مطلبتون
sajede_gh
sajede_gh
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
ممنون از نظرتون :) بله واقعا عالی بودن
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
حواسمان باشد ظرف هایمان را چطور پر می کنیم

ظرف سال 96

٩٥/١٢/٢٩
تبلیغات
تبلیغات