طناز شدن چه آسان
#اغراق

طناز شدن چه آسان

نویسنده : d_radmand

یکی از ابزارهای طنز نویسی استفاده از اغراق‌ است، یعنی همان بزرگ نمایی چیزها. مثلا شخص دماغش (بینی‌‌اش) ایراد خاصی جز داشتن پولیپ ندارد ولی در داستان و متن طنز همان دماغ (بینی) جوری توصیف می‌شود که انگار با دماغش هم گوش می‌دهد و با آن می‌خورد (تصورش را بکنید اگر با دماغ بخوریم همه چیز دماغی می‌شود و اه...). اغراق اگر یک باره و ناگهانی باشد و هر چه قدر باور نکردنی‌تر، به متنِ طنز بیشتر کمک می‌کند.

چند نمونه از اغراق ها را با هم بخوانیم:

1. لب‌هایم از خوردنش جمع و شبیه دُم ساقه گوجه فرنگی شد. بعد از آن مجبور شدم بیست و چهار ساعتی غذایم را با نی بخورم. دندان‌‌هایم هم آن‌قدر تیز شد که می‌توانستم با آن‌ها صورتم را اصلاح کنم. نوک دندانم حالت سیم ظرف‌‌شویی‌‌ها را پیدا کرد و ترسیدم مبادا همان‌جوری بماند. اما یکی از همشهری‌ها گفت: نه، مثل مینای دندان اثرش از بین می‌رود. که حرفش خیالم را راحت کرد. 

2. این متنی که من نوشتم خیلی خوب بود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
اغراق 2 می یه کم زیاد نبود؟ : ))
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
دیگه اغراقه
حمید
حمید
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
3. ما خیلی با حالیم
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
خیلی!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
مم اگه نظر بدم عالیه فقط میگم:-)
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
تشکر
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
خواشم(مخفف خواهش میکنم)
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
سپاس یە چی یاد گرفتیم ! :))))))))))
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
خداروشکر(:
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠