مترسک غزل من...
شعر

مترسک غزل من...

نویسنده : s_alavi

از ترس این مترسک بی‌چهره بارها

گنجشک‌ها و دلهره‌ها و فرارها

گنجشک‌ها که در دلشان حسرتی بزرگ:

ای کاش چند دانه از آن بی شمارها...

ای کاش چند قطره از آن آب دلپذیر...

ای کاش چند لحظه از آن سایه سارها...

گنجشک‌های بسته‌ی پرواز و آسمان

گنجشک‌های خسته از این افتخارها

اما... مترسک غزل من مترسکی است

دیوانه‌ی کشنده‌ترین انتظارها:

ای کاش چهره‌ای... که بدانند خسته‌ام

ای کاش یک پرنده از آن بی‌شمارها

(عادل سالم)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٢٦
٠
٠
چقدر خوب بود. وزنش و نوع خوندنش عالی بود
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٢/٢٦
٠
٠
یه جوری بود شعرش!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات