روسری وا کن و لبخند بزن
شعر

روسری وا کن و لبخند بزن

نویسنده : هونام

به قلم دست نخواهم زد اگر

ذره‌ای دور شوی

یا فراموش کنی قلب مرا

صبر بکن

جملاتم همه درگیر نگاهت

تو نگاهی بنما

روسری وا کن و لبخند بزن

ببر از من دل و هوش و

هرچه بود و هرچه هست

من برای رقص نیلوفر شب

پشت آن چشم سیاه

من برای پیچ‌های تند و تیز

لای موهای ظریفت

شعر باید بشوم

شعر باید بشوم

شعر باید بشوم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_ehsan
s_ehsan
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
خیلی ممنون...زیبا بود.به ویژه قسمت،من برای پیچ های تند وتیز،تا انتها.....
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
بسیارزیبا و احساسی. درود بر شما
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
شعر باید بشوم..(تصمیم نتیجه وار انتهای شعر )مناسب شوق عشق است
هونام
هونام
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
ممنونم از محبتتون
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات