نمایشگاه کتاب و دیدار با نویسنده‌های محبوب

نمایشگاه کتاب و دیدار با نویسنده‌های محبوب

نویسنده : صدیقه حسینی

نمایشگاه کتاب برای من بدترین مکان برای خریدن کتاب است. من هنوز کتاب فروشی‌ها و شهرکتاب‌ها را ترجیح می‌دهم. این‌که راحت بروی بین قفسه‌های کتاب بچرخی و کسی کاری به کارت نداشته باشد و به خودت که می‌آیی ببینی ساعت‌هاست فقط در بین کتاب‌ها بوده‌ای، دست گذاشته‌ای روی عطف کتاب‌ها و بعد آن‌هایی را که خوانده‌ای در ذهنت مرور کرده‌ای و لذت برده‌ای و ... 

نمایشگاه کتاب آن خلوت را ندارد. باید بگویی چه می‌خواهی و زود کتاب را برایت بگذارند توی کیسه‌های نایلونی و بدهند دستت‌ و سریع‌تر از آن هم باید پول بدهی و کارت بکشی و غیره و غیره. بدتر از همه این‌ها برای من دیدار با نویسنده‌های کتاب‌هایی ست که قرار است بخوانم. این که ببینم آن‌جا ایستاده تا کتابش را به دست مخاطب بدهد و عکس یادگاری بگیرد، حالم را به هم می‌زند. امسال فقط به غرفه‌های داستان سر زدم و کتاب خریدم و اصلا سمت غرفه‌هایی که می‌دانستم نویسنده‌هایش در کمین مخاطب‌ها نشسته‌اند نرفتم. یک جورهایی حس می‌کنم نویسنده همان طور ناشناس بماند بهتر است. همان طور از توی کتاب با آدم حرف بزند دوست داشتنی‌تر است. دلم نمی‌خواهد با نویسنده کتابی که دوست دارم حرف بزنم و عکس یادگاری بگیرم. البته متوجه شده‌ام که این مشکل من است و خیلی‌ها دل‌شان می‌خواهد نویسنده‌های محبوب‌شان را از نزدیک ببینند و گپ بزنند ولی برای من یکی، عین شکنجه است . 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_amini
z_amini
٩٥/٠٢/٢٥
١
٠
عجب.اون حس چرخیدن بین قفسه کتابها هم خیلی قشنگ بود.ولی اون دیدار با نویسنده ها هم باید جالب باشه خب.حالا چرا درکمین مخاطب؟ مگه بودنشون قراره تاثیری روی فروش بذاره و از ارزش کار کم کنه؟
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
خب برای من که اشنایی م باهاشون دوطرفه ست ... آره تاثیر میذاره ! ولی اگه فقط تو اونا رو بشناسی و اونا نه ! خب اکیه
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
عالی عالی ... صد و بیست درصد موافقم و هم حس :)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
صد و بیست درصدت عالی بود :D
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٢٦
٠
٠
این همینطور ناشناس موندن خیلی جاها شاید حس بشه مثلا وقتی چهره گوینده های معروف رو میبینید. یک جورایی طبیعی ولی خب اینکه بتونی فردی رو که با صداش یا با قلمش تاحالا سر و کار داشتید رو از نزدیک ببنید خودش حس جدیدیِ
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٢/٢٦
١
٠
راستش من هم یک حسی شبیه به حال شما با اندکی تمایز دارم، فرق من با شما اینه که دوست دارم اول کتاب رو بخونم اگر اون کتاب خیلی بهم چسبید بی تاب دیدن نویسندش میشم " بزرگ علوی " کسی هست که دلم میخواد ساعت ها کنارش بشینم اون حرف بزنه و من گوش کنم " حیف که در قید حیات نیستن :)) " ولی دوست ندارم قبل از خوندن کتابی نویسندش رو ببینم :)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٢٦
٠
٠
کتاب خوبه چه تو نمایشگاه چه تو کتابخانه چه تو قفسه چه رو زمین!چه قدیمی چه نو..محتوا که عالی باشه وقت زیاد و دست دلباز میشود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
تبلیغات
تبلیغات