تنفس در اتمسفر غم
یک شعر غم‌انگیز

تنفس در اتمسفر غم

نویسنده : rahilmehrabi

غم‌ها مرا پیدا خواهند کرد

مچاله شده زیرِ پتو

یا قدم‌زنان در یک خیابانِ شلوغ

فرقی نمی‌کند

غم‌ها مرا پیدا خواهند کرد

در حالِ تماشای آخرین سکانسِ فیلمِ موردِ علاقه‌ام

یا گاز زدنِ یک سیبِ کرم‌خورده

فرقی نمی‌کند

غم‌ها مرا پیدا خواهند کرد. 

ولو شده روی کاناپه‌ی کهنه‌ی کنارِ در

یا هنگامِ زمزمه‌ی سرودِ مارسییز

فرقی نمی‌کند.

غم‌ها مرا پیدا خواهند کرد.

Edgar Allan Poe

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
وای چقدر غمناک بود شعر بود البته ولی زیادی نو بود خسته نباشید
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
خیلی خوشگل بود این شعر:-)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
یاد کلیپ سگ افسردگی افتادم(کلیپ روانشناسی که حس غم و ناراحتی ادمها را به شکل سگی تصور میکرد که مانع شادی و انجام دادن کارها میشوند به این صورتکه وقتی شخصیت اصلی کلیپ تلویزیون نگاه میکرد اون سگ جلوی چشمانش را میگرفت تا نتونه از برنامه دلخواهش لذت ببره یا وقتی مهمانی شروع میشد اون سگ پای صاحبش را گاز میگرفت تا به مهمونی نرسه و..)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
ولی اخر این کلیپ نکته مهمی داشت (غم،ترس ،مهربانی،نگرانی...لازمه حیات انسان هستند و ما فقط باید این احساسات را به راهی درست نمایش بدیم نه اینکه انها را سرکوب یا انکار کنیم)این شعر از شما هم دقیقا بهترین راه شناخت غم و ابراز اون بودلی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
ولی اخر این کلیپ نکته مهمی داشت:ترس و غم....احساسات لازمه حیات ادم هستند که باید به روشی درست ابراز شوند و سرکوب و انکار بدترین راه کنترل احساسات است و این شعر شما بهترین روش شناخت غم و کنترل ان بود
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
تبریک به خاطر دومین مطلبتون در سایت جیم؛ خیلی خوشحال کننده بود
پربازدیدتریـــن ها
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
خلق و خوی ترک ناشدنی

عطرهایی که الکل شدند

٩٦/٠٩/٢٣
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
بالا رفتن از آن دل و جرات می‌خواست

دیوارها

٩٦/٠٩/٢٣
شعری سروده خودم

گرمای عشق

٩٦/٠٩/٢٣
دلم می‌سوزد...

چگونه کتاب نخوانیم و آن را جار نزنیم!

٩٦/٠٩/٢٥
در این شب های پاییزی

تنهایی و درد

٩٦/٠٩/٢٥
تبلیغات