شی دالی بیالی بخولیم ؟!
خوابگاه نوشته ها‌

شی دالی بیالی بخولیم ؟!

نویسنده : صدیقه حسینی

خوابگاه پر شده از دخترهای بیست و چند ساله‌ای که شبیه بچه های دو سه ساله حرف می زنند. صدا، لحن و جای حروف را عوض می‌کنند و کلمه‌ها را به عمد اشتباهی می‌گویند. موقع حرف زدن لب پایینشان را جمع می‌کنند و با دست اداهای کودکانه در می‌آورند... عجیب است اما همه‌ی این رفتارها از جایی شروع شده و حالا در این جا ادامه پیدا کرده... مثلا یک رابطه‌ی عاشقانه که دختر بچه گانه حرف زده و دوست داشتنی‌تر به نظر آمده و مدام بابت این نوع حرف زدن قربان صدقه شنیده و با خودش گفته: خب! پس من این طوری دوست داشتنی‌ترم! بزن بریم... و این می‌شود که می بینی دوست بیست و چند ساله ات که دانشجوی ارشد است وسط کتاب‌ها و جزوه ها نشسته و دارد به تو نگاه می‌کند و می گوید: شی دالی بیالی بخولیم؟!

و تو نه می‌خندی نه قربان صدقه می‌روی و نه می‌گویی که هی رفیق! تو چقدر جذاب شدی؛ اما او باز ادامه می دهد. به نظرم به اندازه‌ی کافی بابت این رفتار قربان صدقه در خودش ذخیره کرده و می‌تواند سال‌های سال همین طوری حرف بزند و در ذهنش از آن قربان صدقه‌ها ذخیره کند و جان تازه بگیرد... نمی‌دانم! بهرحال فکر می‌کنم این رفتار به سر حد مرگ آزاردهنده است.

حداقل برای من که نمی دانم این جور وقت ها چه واکنشی باید نشان بدهم؟ آدم یک جورهایی معذب می شود.. .نمی‌داند بخندد؟ گریه کند؟ چه کار کند که طرف تمامش کند و دست از این همه کودکانگی ساختگی بردارد و کمی هم که شده خودش باشد.

***

پ.ن: در این متن اصلا منظورم به کسانی که صدایشان به خودی خود کودکانه است، نیست... نمونه‌اش خودم حتی!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
هیچ کاری تو دنیا به اندازه این کار روی اعصاب نیست :|
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
هعیییی
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
وااااااااااااااااای نگو نگو که دلم از اینطوری حرف زدن دوستام خونه
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
منم خیلی از این مدل حرف زدن بدم میاد! خود لوس کردن تا چه حدی آخه! یکم وقار هم خوب چیزیه!
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
زیادش اعصاب آدمو خورد میکنه.ولی بنظر من اصلا بخاطر قربون صدقه و این حرفا نیس.این دلیلی که آوردید براش بنظرم اصلا درست نیست.
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
آخ آخ خیلی رو اعصابه این مدل حرف زدن، خواهر منم اینجوری حرف میزنه دوست دارم کله ش رو بکَنَم :/ :|
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
خیلی ضایعن!خیلییی
z_amini
z_amini
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
بچە ها یه جمله واسه اظهار نظر کردن منم میذاشتین:/ به نظر منم اصلا جالب نیس.البته چندمورد دیدم که اقایون هم برا جلب توجه کلمه ای اونجوری ازجمله : عجیجم گفتن که درصد رو اعصاب بودنش خیلی بیشتراز دختراس. خسته نباشید میگم بهتون!
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
پی نوشت رو خوندم وگرنه داشت بهم بر می خورد ! :))))
ma_behzadi
ma_behzadi
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
نمیدونم چه اتفاقی افتاده که نسل ما به هرکاری دست میزنند برای دوست داشتنی شدن ..!
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
تا اینجا که 1 به 10 هم نبوده ..معلومه لااقل دوستان جیمی دلخوشی از رفتار ندارن
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
لطفا دخترهایی که دخمل اند نیاین تو پیج من مرسی عهههه
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٣/٠١
٠
٠
اینا کودک درونشون از اون بچه های لوس و ننره اینا فردا میخوان مادر بشن آیندگان ایران رو تربیت کنند!!! خدا بخیر کنه
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٠٢
١
٠
همین امروز یک نفر رو دیدم داشت با دوستش اینطوری حرف میزد بلکل ! غیر از این حرکتش که خیلی چندش آلودش کرده بود چهره جذابی هم نداشت و بد از بد تر به نظر می رسید. اما راستش بعضیا وقتی اینطوری حرف میزنن خیلی جذاب میشن ، من خودم یک دوستی دارم کافیه یک کلمه رو با لحن کودکانه ادا کنه اونوقت همه می خوایم بازم اینکار رو تکرار کنه ولی ملت فکر میکنن هر چیزی که برای یک بار و تنوع به یک نفر اومد حتما به اونا هم میاد !!
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات