ایستگاه آخر، شهر آفتاب
#من_به_نمایشگاه_کتاب_می_روم

ایستگاه آخر، شهر آفتاب

نویسنده : مریم بهزادی

خواستم بر خلاف دیگر دوستان فرهیخته که این چند سال اخیر دل خوشی از نمایشگاه و کتاب‌هایش ندارند و توصیه میکنند پایتان را آنجا نگذارید، بگویم یک نصفه روزتان را به نمایشگاه کتاب اختصاص دهید.

اینکه چه نشرها و کتب فاخر و یا نازلی راه به نمایشگاه 95 یافته‌اند قطعا بسیار با اهمیت است اما به نمایشگاه بروید، با آدم‌هایی که دنبال کتاب‌هایشان هستند یا حتی فقط آمده‌اند توی محوطه ساندویچ فلافلشان را بخورند و بروند حرف بزنید. نمایشگاه از آن فرصت‌های خوب خواندن آدم هاست و اینکه بدانیم بزرگترین کتاب‌ها خود آدم‌ها هستند که میشود ده دقیقه‌ای را به چند نفرشان اختصاص دهیم حتی اگر تمام آن ده دقیقه مربوط به ناله‌های یک ناشر پا به سن گذاشته باشد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_ehsan
s_ehsan
٩٥/٠٢/٢٢
٠
٠
با شما موافقم...نمایشگاه باهرکیفیتی که برگزار بشه،ارزشمند وقابل توجهِ..
ma_behzadi
ma_behzadi
٩٥/٠٢/٢٣
٠
٠
بله و به خیلی دلایل زیادتری از چیز هایی که من گفتم
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٢/٢٣
٠
٠
برای ما که تهران نیستیم و علاقه داریم خیلی سخته که بیایم. مخصوصا با اهل و عیال
ma_behzadi
ma_behzadi
٩٥/٠٢/٢٣
٠
٠
واقعیتش با تغییر مکانی نمایشگاه برای ما که تهران هستیم هم خیلی سخت بود
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٢٣
٠
٠
نمایشگاه فرصت عالی اشنایی با کتاب و خواندن یار صمیمی
ma_behzadi
ma_behzadi
٩٥/٠٢/٢٣
٠
٠
آشنایی با آدم های جدید هم همینطور البته :)
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٢/٢٤
٠
٠
من یک بار رفتم نمایشگاه تهران همون یکبار یه دوست خیلی خوب پیدا کردم که کتابی بهم معرفی کرد و خیلی مدیونشم.
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات