بی‌معرفت فراموشکار
دلنوشت

بی‌معرفت فراموشکار

نویسنده : خاتون گیس گلابتون

اعتراف تلخی‌ست اما، گاهی وقت‌ها بین همهمه و شلوغی روزهایم فراموشت می‌کنم، بین تجمع پوچ آدم‌ها در اطرافم. تویی را که به جای تمام آن‌هایی که حواسم بهشان هست و حواس‌شان به من نیست؛ حواست به من هست.

لیلای یک مشت بی‌معرفت فراموشکار بودن، قطعا کار بسیار سختی‌ست. و اگر به غیر تو و مهربانی‌ات هر کس دیگری بود، قطعا خیلی پیش‌تر از این‌ها از من ناامید شده بود و دست‌هایم را رها کرده بود .

به دست‌های من اعتمادی نیست، مهربان لیلای من . تو دست‌هایم را تا آخر این راه در دست‌هایت نگه‌دار که من می‌دانم اگر دست در دست تو این مسیر پر فراز و نشیب را قدم بزنم، هیچ دستی مرا دست کم نخواهد گرفت .

بر روی این زمین نه به وفای لیلاها اعتمادی هست، نه به تب تند عاشقی مجنون‌ها. هر چند رو سیاه‌تر از آنم که درخواستی داشته باشم اما؛ تا ابد لیلای من بمان لطفا ...

تو بمان فقط برای من لیلا ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
:)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
ممنون بابت نگاه مهربونتون و لبخند مهمون همیشگی لب هاتون :)
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
حتی هر وهله ..گاهی ..هر از گاهی ..... + تو بمان ......زیبا بود
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
لطف شماست ... ممنون بابت این که وقت گذاشتید و خوندید :)
کربلایی بنیامین آژیراک
کربلایی بنیامین آژیراک
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
تویی را که به جای تمام آن‌هایی که حواسم بهشان هست و حواس‌شان به من نیست؛ حواست به من هست. خیلی جالب بود. هزار تا احسنت طلایی:))))
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
ممنون از نگاه پر از لطفتون ... هزار تقدیر و تشکر طلایی :)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
ممنون از نگاه پر از لظفتون ... هزار تقدیر و تشکر طلایی :)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
باشه..فعلا هستیم در خدمت:-)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٣٠
٠
٠
یه "آ" همش کم داری برای مخاطب این پست شدنا :)) خدمت از ماست لیلی جانِ عزیز :)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
مخاطب این پست شدن لازمه لیلا شدنه لیلی است؟ یا در خدمت باید میشد در خدمتتان؟!
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
لازمه که نه فقط چون من برای لیلا نوشتم و شما لیلی هستی اگر یک آ اخر اسمتون بود دیگه میشدید هم اسم خودِ خودِ مخاطب ، در کل حرفم جهت مزاح بود :) ... ولی باید اعتراف کنم خیلی نفهمیدم کامنت آخر شما یعنی چی :))
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات