بعد رفتنت من دیگر من نبودم
دلنوشت

بعد رفتنت من دیگر من نبودم

نویسنده : f_ghr

از وقتی رفتی زندگی‌ام تغییر کرده، عواطف و احساساتم. دیگر از حرف‌های محبت آمیز خوشحال نمی‌شوم. دیگر شنیدن یک سلام از یک غریبه سر ذوق نمی‌آوردم. دیگر با کوچکترین حرفی دل نمی‌بندم.

می‌دانی همه این‌ها را کی فهمیدم؟ درست ۲ هفته بعد رفتنت. زنگ زد و گفت در طول سفر  یادت همواره در ذهنم بود، برایت از حضرت براورده شدن حاجاتت را خواستم. گفت فقط تو بودی که اینگونه در ذهنم تکرار می‌شدی. گفت برایت مخصوص دعا کردم.

داشتم حرف‌هایش را باور می‌کردم. حرف‌هایش در حال جان گرفتن بودند. حرف‌هایش کم‌کم داشتند مرا سر ذوق می‌آوردند که ناگاه یاد تو افتاد در وجودم. یاد همه آن حرف‌های محبت‌آمیزی که باورشان کرده بودم. یاد همه آن باورهایی که به یک‌باره بر باد رفت. یادت در حال تولید مثل بود در وجودم. آن هم از نوع غیر جنسی که آنچنان سریع و بی‌پروا همه وجودم را فرا گرفت.

وقتی به خودم آمدم دیدم تنها کلمه‌ای که در جواب همه آن حرف‌ها گفتم یک متشکرم خالی و تهی، تهی از هر حسی بود.

من دیگر من نبودم. من همان دختر سابق نبودم. همان نبودم، چون بی‌مانند بود من پس از شنیدن آن حرف‌ها تنها کلمه‌ای را که گفته بودم بگویم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
عاقبت علت تشویش جهانش شده بود او که میخواست که آرامش جانش باشد ...
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
شرمنده م من این قسمت رو دو سه بار خوندم متوجه نشدم (( چون بی‌مانند بود من پس از شنیدن آن حرف‌ها تنها کلمه‌ای را که گفته بودم بگویم.))
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
منم همچنین
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی یهوویی و گنگ تموم شد مطلبتون ولی میشه محتوا را فهمید.موفق باشید
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
عزیزم کجایی ؟! دقیقا کجایی؟! تو اصلا کجایی؟!:)) کاش همه ی دلنوشته های ما برای خدا باشد نه بنده ی او ، آنوقت آرام آرام می شویم ! امیدوارم همه ی دلتنگی هایتان تبدیل به دلخوشی شود و همیشه شاد شاد باشید !
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
چه اشکال داره در کنار خدا بنده خدا رو هم دوست داشت؟:)
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
مثل این می ماند آدم قید احساسش را بزند و بی خیال همه چیز بشود...نکته ای به نظرم رسید اینکه عبارت «یادت در حال تولید مثل بود در وجودم. آن هم از نوع غیر جنسی» زیاد با یه دلنوشته متناسب نیست. یه عبارت ادبی تر. شاید بهتر بود مثلا یادت در تمام وجودم ریشه دوانده است یا همچین چیزی...باآرزوی موفقیت :)
f_ghr
f_ghr
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
به نظرم اون جمله خیلی تکراری بود..؛) مرسی از آرزوی موفقیتتون:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
عاشق نبود ان که برفت
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
دقیقا
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
دقیقا
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
فاطمه سادات از جملات کوتاه و پرمغزت لذت میبرم .یک جمله وتمام.
zahra
zahra
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
دقیقا
زێینەب ئەمینی
زێینەب ئەمینی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خیــــــــــــــــــــلی جالب بود.مخصوصا اونکه درجواب اون جملات پراحساس فقط یه کلمه گفته شده.اما بنظرتون دوهفته بعد رفتن اون یکی و این همه احساس از دیگری ،خیلی فاصله کمی نیست؟ خسته نباشید میخواد واقعا :))))))))))
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
یکم گنگ بود احساس میکنم:)
f_ghr
f_ghr
٩٥/٠٣/٠٦
٠
٠
گنگ بود؟نبود:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤