دختر عزیز است

دختر عزیز است

نویسنده : f_ghr

هر پدر و مادری که دختری نداشته باشد تا:

اولین عکسش (جنینی) را قاب کنند بزنند به دیوار

ناخن‌هایش را لاک بزنند

پیراهن صورتی گلگلی برایش به دوزند

کفش‌های پاشنه تخ تخی برایش بخرند

....

غذا را بسوزاند

با بچه‌های همسایه دعوا کند

با پسر آن همسایه نامه‌های عاشقانه رد و بدل کند

...

در لباس عروس ببینندش

با جنینی در رحم

با دختری در آغوشش

بیش از نیمی از لذت‌های زندگی را از دست داده‌اند

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/٢٣
٠
٠
هعییییییی
f_ghr
f_ghr
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
ایشالله صاحب دختر بشید:)
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
ان شاءالله
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٢٣
٠
٠
هوووم :)
f_ghr
f_ghr
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٢٣
٠
٠
اون قسمت پسر همسایه یکم بداموزی داشت خخخخ
f_ghr
f_ghr
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
:))
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
با پسر آن همسایه نامه‌های عاشقانه رد و بدل کند!!! اینو کجای دلم بزارم؟
f_ghr
f_ghr
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
سمت چپ اون پایین دلتون...:))
z_amini
z_amini
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
خداییش عالی بود.اولش و اخرش.ولی بادوستان موافقم پسر همسایه خرابش کرد :/ دقت بنمایید من بعدمطالبتان بداموزی نداشته باشد.خخخخ
f_ghr
f_ghr
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
متشکرم.. چشم:)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠