می‌غرّی و میبارم...
دلنوشت

می‌غرّی و میبارم...

نویسنده : افسانه رشیدیان

هوای رابطه ابری ست می‌دانم. می‌غرّی و من می‌بارم. با من ستیز می‌کنی و من تسلیم می‌شوم. پرچم سفید را بر بلندای سرزمین کوچک‌مان برافراشته می‌دارم.

می‌بازم در نبردی که من و تو را در دو سوی میدان داشته باشد. مرا فتح کن، به قیمت بودن تو من مستعمره تو می‌شوم.

بر من می‌غری و من می‌بارم. می‌بارم آن چنان که تیرگی ابر آسمان‌مان پاک شود و دوباره به هم ابرهای پنبه‌ای را نشان دهیم و برای هرکدام شکلی حدس بزنیم. به شوق دوباره آرمیدن در دشت و گوش سپردن به نجواهای طبیعت پیرامون، قلاف می‌کنم هر کلام گلایه آمیزی را.

بر من می‌غرّی و من می‌بارم... و آفتاب باز می‌تابد و از این تلاقی رنگین کمانی بر آسمان‌مان خواهد درخشید، درخشیدنی.... 

بر من می‌غرّی و من تسلیم می‌شوم. تجربه باوران می‌دانند چه می‌گویم، دیده‌ام همیشه که آخرش رنگین کمان می‌آید . 

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
:) دلنوشت است دیگر....
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
یر من می غری یعنی کنایه از غر زدن یا غرش یا رعد و برق!:-)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
زیبا بود و دلنشین، ممنون
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات