کاش در استقلال هم اسطوره در حد کریمی پیدا شود!
#یادداشت_ورزشی #استقلال_بی_اسطوره

کاش در استقلال هم اسطوره در حد کریمی پیدا شود!

نویسنده : mandana

علی کریمی همین است که هست. نه فیلم بازی کردن بلد است، نه شعار دادن و نه اهل ریاکاری است. او بدون شیله و پیله دیروز به تمرین پرسپولیس رفت تا به دوستانش روحیه بدهد. کریمی نه وعده یکشنبه آینده را داد و نه شرط گذاشت حتما باید چنین و چنان شود تا به استادیوم بروم. پرسپولیسی واقعی یعنی علی کریمی که چه هنگامی که در پرسپولیس هست و چه هنگامی که نیست «دغدغه» پرسپولیس دارد. کریمی شاید ایراداتی هم داشته باشد اما رفتارهایش به دل می‌نشیند. می‌دانید چرا؟ چون او اهل شو اجرا کردن و نمایش دادن نیست. کریمی در یک کلام همین است که هست. او از روزهای گذشته اعلام نکرد که به تمرین می‌رود و به همین دلیل حضورش همه را سورپرایز کرد. رفتار کریمی به دل همه فوتبالی‌ها -حتی استقلالی‌ها- می‌نشیند. کاش در تیم رقیب هم اسطوره‌ای در این حد و اندازه پیدا می‌شد که بزرگی را با «رفتارش» نشان بدهد نه با حرف‌ها و پیام‌هایش. در ایران معمولا مشهور شدن راحت است. یک هنرپیشه زن می‌تواند با آرایش آنچنانی خیلی زود مشهور شود و یک فوتبالیست می‌توند با فلان کار خلاف روی جلد نشریات برود اما علی کریمی ثابت کرده که با خیلی‌ها فرق می‌کند. او هم محبوب است و هم مشهور و البته بارها و بارها ثابت کرده که لیاقت این همه توجه مردم را دارد. شخصا به مقایسه آدم‌ها اعتقادی ندارم ولی کاش زنده یا ناصر حجازی هنوز بود تا استقلال هم چهره‌ای ویژه را کنار خود می‌دید؛ چهره‌ای که دنبال نمایش دادن نبود و مثل علی کریمی حرفش را رک و راست می‌زد.

فرهاد اشراقی | خبر ورزشی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/١٥
١
١
بنازم پرسپولیس رو که همه ازش تعریف می کنند
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/١٦
١
٠
آفریین یادداشتدون عالی :) موافقم باهاش
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨