15 نصیحتی که در دوران دانشجویی باید می شنیدم

15 نصیحتی که در دوران دانشجویی باید می شنیدم

نویسنده : k_koolak

باید ببخشید که غیر از زبان نصیحت روش دیگری برای انتقال تجربیات و آموخته‌هایم به شما پیدا نکردم. اما بدانید و آگاه باشید نکاتی که متذکر خواهم شد از من دانشجوی ترم آخر، برای دیگر  دانشجویان است و کم الکی نیست به زبان خودمان:

نمی‌گم دانشگاه جای بدیه ولی سعی کنید حالا که دانشگاه رفتن آسونه یک رشته که دوست دارید و دانشگاهش باحاله برید. چند نکته برای تازه وارد ها :

1. همه وقتتون رو برای درس و دانشگاه نگذارید. یکم خوش بگذرونید. (بعضی‌ها هنوز فکر میکنن دانشگاه دبیرستانه)

2. همه سال‌های دانشگاه رو روی رشتتون تمرکز نکنید، خلاقیت رو یاد بگیرید، نحوه ارتباط با مردم رو یاد بگیرید.

3. چند تا فوت فن بدرد بخور یاد بگیرید واسه خودتون و زندگیتون.

4. منتظر نباشید که رفتید بیرون از دانشگاه بهتون کار بدند. پول دراوردن رو یاد بگیرید.

5. به حرف آدم‌های اطراف‌تون که می‌گن وای این رشته اشباء شده و فلان و فلان گوش ندید.

6. کلی مطلب هست تو دنیا برای یادگیری دنبالش برید.

7. کلاس‌های خودشناسی شرکت کنید. خودتون رو بیشتر بشناسید و خودتون رو دوست داشته باشید.

8. مطالعه یکی از وسیله‌های پیشرفته. کتاب، مجله، فیلم و...

9. از آدم‌های منفی باف دوری کنید

10. ایده‌های جدیدتون رو با کسانی در میون بگذارید که میدونید ازش استقبال میکنند.

11. از الان به فکر کار باشید.(بخصوص آقا پسرها)

12. مسئولیت‌های بیشتری به عهده بگیرید.

13. سعی کنید متفاوت باشید.

14. یادتونه کوچیک بودین کلی رویا داشتید؟ تا دیر نشده کارهایی که دوست داشتید انجام بدید رو لیست کیند و برید سراغشون.

15. دوست، هم کار، هم تیمی و هم ... های خوبی پیدا کنید و باعث پیشرفت هم دیگه بشید.

در آخر یادتون باشه چیزهایی که تو داشنگاه یاد می‌گیرد با بازار کار و دنیا واقعی خیلی فرق داره، نه تنها این جا بلکه حتی تو کشورهای پیشرفته هم این نقص (شایدم نقص نباشه) وجود داره. بعد فارغ التحصیلی شوکه نشید از الان به فکر باشید.

خوشحال و سالم و موفق باشید .

پ.ن: منظورم از تفاوت، قیافه نبود طرز فکر بود

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٢/٢٠
٠
٠
از همه مهمترش همین 1 هست
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٢/٢٤
٠
٠
الان میگم کاش بیشتر خوش می گذروندم
یاور
یاور
٩٥/٠٢/٢١
٠
٠
اشباء چیه دیگه!؟حتماً منظورتون همون اشباع است دیگه...؟ واقعاً شما نوشته هاتونو ویرایش نمی کنید؟ حیف نیست؟من یه وبلاگ خیلی حقیر و کم بازدید داشتم ولی باور بفرمائید انقد رو نوشته هام حساس بودم که حتی یک اشتباه املائی هم نداشتم، گاهی یک نوشته رو چندیدن بار قبل از آپلود، می خوندم و اصلاح می کردم.
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٢/٢٤
٠
٠
حق باشماست. ضعف نگارشی بنده رو به حساب بی سوادی نگذارید. بد سوادیست :دی چک کردم از قلم افتاده بوده......شرمنده
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٢/٢١
٠
٠
کاملا و از صمیم قلب میفهمم چی میگین ..... :)) ........... ولی یکم با تفریح بیشتر :))
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٢/٢٤
٠
٠
تفریح واقعا از همه چی مهم تره
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٢/٢١
٠
٠
ممنون از این همه تجربیات مهم و باحال. متشکرم
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٢/٢٤
٠
٠
امیدوارم مورداستفاده واقع شه
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٢٢
٠
٠
خدارو شاکرم که اکثرش رو رعایت کردم :)
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٢/٢٤
٠
٠
حرکت درست همینه.افرین بر شما
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٣/٢٤
٠
٠
باز بدی من این زیادی خوش گذروندم 😀 دانشجو لیسانس بودم انصراف دادم ب فوق راضی شدم خخخخخخ . همه چی اندازش خوبه
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٣/٢٤
٠
٠
اندازش.اما واقعیت اینکه تجربه ها همه جا هستند لزوما درس و دانش همش تو دانشگاه نیست.موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨