دنیای هر آدمی به کلبه‌ای می‌ماند. آدم‌ها از راه‌های اصلی می‌آیند، مثل همیشه زنگ در را به صدا در می‌آورند، چایی می‌نوشند و گپی می‌زنند و می‌روند. ممکن است گاه به گاهی باز سری به تو بزنند.

اما بین تمام این صدای زنگ‌ها، یکی راه باریکه خاکی کنار خانه را دور می‌زند و می‌رسد به آن در چوبی پشت کلبه؛ کوبه در را دوبار به صدا در می‌آورد که چشم حیران و مشتاق تو را از پی صدا به جستجو وادارد. و با باز کردن در، آویز پشت در را به صدا در می‌آورد. می‌آید توو و مشتی بهارنارنج ارزانی‌ات می‌کند که قوری چای را به عطرش مهمان کنی.

پیشت می‌نشیند و کنار گوشَت می‌خواند، درونت را می‌خواند انگار. گویی زمانی تو را تماما زیسته؛ که حالا می‌داند آن دربی که گوش تو انتظار به صدا در آمدنش را می‌کشد کجاست؟ که عطری که مشامت را بنوازد کدام است؟ که واژه‌های قریبِ غریبت چه‌ها هستند؟ 

تمام تو را از حفظ است ... 

این خودِ «اتفاق» است. اتّفاق با تشدید مؤکّد است کسی که از بیراهه انتظار تو وارد دنیایت شود و برای همیشه جایگاهی را از آن خود کند که اگر روزی هم رسید که نبود، جایگزینی در آن جایگاه نشستنی نیست. آن اتفاق فقط یک مرتبه است و مابقی اتفاق‌ها حتی اگر از همان بیراهه بیافتند باز تفاوتی با آن نسخه اصل قیمتی دارند؛ حتی در مرتبه به صدا درآوردن آن کوبه.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٢/٢٠
١
٠
زیبا بود :)
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٢/٢١
١
٠
عالی بوووووود خیلی لذت بردم از خوندن واژه واژه این نوشته:) کسی که از بیراهه انتظار تو وارد دنیایت شود و ... عالی بود
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٢١
١
٠
تفسیر خوب اتفاقات خوبی که منتظر رسیدن هر ادمی به نقطه عطف زندگیست
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٢/٢١
١
٠
ممنون از نوشته قشنگتون. عالب بودید
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٢٢
١
٠
به به چه نگاه قشنگی :)
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات